و بدانند كه در مزاج حارّ - كه حرارتش يا بنا بر وفور حرارت غريزى و روح حيوانى و [ وفور ] دم « 11 » بود و يا به واسطهء كثرت حرارت عنصريهء مزاجيه - [ خواه ] عارضى [ و ] خواه جبلّى باشد - حاجت به ترويح شديد بود . پس :
- باوجود آن ، اگر قوّه و آلت مساعدت كند ، نبض عظيم باشد ؛ چنانچه در مزاج دموى * و حماى يوم غضبى * و [ حماى يوم ] فرحى * و [ حماى ] سونوخس « 12 » * و حدبهء ورمى [ است ] .
- و اگر قوّه قوى و آلت صلب بود ، نبض صغير سريع متواتر باشد .
- و اگر آلت لين و قوّه ضعيف بود ، نبض صغير بطىء متواتر باشد .
- و اگر قوّه از غايت ضعف به درجهء سقوط رسد ، تواتر به تفاوت مبدّل گردد و نبض صغير بطىء متفاوت باشد .
* و سبب نبض صغير نيز سهگونه است :
يكى ، ضعف قوّه . زيرا كه قوّه مثل فاعل است مر عظم را و عدم فاعل دخيلتر است در انتفاى معلول . و از اين جهت ، او را بر ساير اسباب صغر - حتى كه بر قلّت حاجت - مقدم داشتهاند . پس :
* اگر [ قوه ضعيف و ] حاجت افزون بود ، نبض صغير متواتر باشد تا تدارك كند به تواتر چيزى را كه از عظم و سرعت فوت شده .
* و اگر باوجود ضعف قوّه آلت صلب و حاجت اندك بود ، نبض اصغر باشد ؛ لاجتماع اسبابه الثلاثة .
دوم ، صلابت آلت است كه صلابت تنها نيز احداث صغر مىنمايد . و فرق در اين صغر و در صغرى كه سببش ضعف قوّه باشد آن است كه در اين صورت ، نبض باوجود صغر صلب بود و ضعيف نباشد و در قصر و انخفاض نيز افراط
هامش
( 11 ) . ( در نسخه ) : دوم .
( 12 ) . ( در نسخه ) : سولوخس .