شريان به سوى انامل و انخفاض او از آنهاست .
و هر واحد را از اين اقطار ثلاثه وسط است و افراط و تفريط . پس ، انواع بسيط داخل تحت اين جنس نه باشند ؛ يعنى طويل و قصير و معتدل بينهما * و عريض و ضيق و معتدل بينهما * و مشرف و منخفض و معتدل بينهما . پس :
* طويل آن [ است ] كه اجزاى او در طول بيشتر از معتدل محسوس شوند .
و سببش بالذات كثرت حرارت است * و تمكّن قوّه * مع مانع استعراض و شهوق ؛ مثل صلابت آلت مانع از استعراض ، و كثافت لحم و جلد مانع از شهوق .
و سبب بالعرض هزال لحم است كه آن معين بر ظهور رگ باشد .
* و قصير آن است كه ضدّ طويل بود .
و سبب بالذات او قلّت حرارت است ، يعنى غلبهء برودت * و ضعف قوّه * و عصيان آلت * مع مانع ضيق و انخفاض ؛ مثل تخلخل لحم و لين جلد .
و سبب بالعرض فربهى مفرط از شحم است .
و گاهى قصير به سبب اجتماع اجزاى شريان در طول بود ؛ چنانچه عند تنكيب دست عارض مىشود .
* و معتدل بينهما آن است كه ميانه در طول و قصر بود . و سببش اعتدال اسباب طويل و قصير است .
* و عريض آن [ است ] كه در عرض اصابع زيادهتر از معتدل محسوس شود .
و سببش يا خلوّ عرق است از روح و خون مفرط كه بدان سبب ميل كند طبقهء عاليه عرق بر طبقهء سافله او ، پس در عرض بيفزايد * و يا شدّت لين آلت . و اين واجب مىكند زيادتى عرض به واسطهء سبب لين و آن رطوبت ماليه عرق « 2 » و مغلّظ جرم اوست ، نه به واسطهء لين
هامش
( 2 ) . ( در نسخه ) : ( بالاعرق ) آمده است .