طرف ساعد او . زيرا كه طرف نبض از جانب ابهام دست ظاهرتر است ( به واسطهء عريانى او از لحم ) ، به خلاف جانب مقابل او كه به باعث كثرت لحم بر آن مخفىتر است * و سر انگشت سبابه قوى الادراك و ذكىّ الحس است از ديگر انامل . پس ، در صورت مذكوره تعادل و تشابه در « 17 » ادراك به ظهور خواهد آمد ؛ بنا بر وقوع انملهء سبّابه « 18 » بر نبض جانب اخفى و انگشت خنصر بر نبض طرف اظهر .
[ شرط ] پنجم
آنكه نبض دست راست ملاحظه نمايند و اگرچه قياس مقتضى ملاحظهء نبض دست چپ بوده است ( لانّ نبضها اقرب الى القلب ) ، ليكن چون ملاحظه نبض چپ به دست چپ كرده مىشود و ادراك دست چپ ضعيف است و ملاحظهء نبض راست به دست راست و ادراك دست راست قوى است ، در اين صورت ، ديدن نبض راست باوجود بعد او از قلب أولى بود ؛ زيرا كه تفاوت در ادراك هر دو دست اكثر است از تفاوت هر دو شريان راست و چپ [ در قوتى كه قرب از قلب موجب آن است ] .
و قول حكيم على گيلانى كه « ملاحظهء نبض به دست راست اكثر نمايند بنا بر قوّت و كثرت حس او ، و اگرچه نبض از چپ ادلّ بر احوال است « 19 » » نيز معين قول مسطور است ؛ كما لا يخفى .
[ شرط ] ششم
آنكه طبيب دست دوّم خود زير دست مجسوسه « 20 » بنهد تا كه مريض در حمل او متّعب « 21 » نشود و بدان سبب نبض متغيّر نگردد ؛ خصوصا در مريضان ضعيف .
هامش
( 17 ) . ( در نسخه ) : و .
( 18 ) . انمله سبابه : سر انگشت نشانه .
( 19 ) . ( در نسخه ) : چپ اول بر حوالست .
( 20 ) . ( در نسخه ) : محسوسه .
( 21 ) . متّعب : دچار تعب .