گاهى به دفعات اندك و گاهى منهضم و گاهى فاسد . و اختلاف و خلفه نزد بعضى مترادفاند و جمهور اطبا اسهال حادث به ادوار را اختلاف گويند و اسهال كاين به الوان را خلفه نامند . و سمرقندى ميان خلفه و اختلاف و ذرب هيچ فرق نمىكند و خجندى گويد كه ذرب اسهال متواتر معدى است از مواد مختلف فاسد رقيق و خلفه اسهال همين موادست مگر متواتر نباشد ، بلكه ميان دو مجلس زمانى معتد به متخلل بود . و بعضى تعريف ذرب چنين كردهاند كه آن استفراغ مواد رقيق مختلف فاسد از معده است و اين عامتر از اول است ، بهر آنكه مشتمل به قى و اسهال است و آن را اسهال معدى و اختلاف و زلق المعده نيز گويند . و نزد بعضى اسهالى كه سببش ملاست معده بود آن را ذرب گويند و نزد بعضى اسهال و ذرب مترادف است و زلق المعده نزد اطبا عبارت است از نقصان فاحش يا بطلان در هضم ، به سبب آن غذا منزلق گردد . پس معنى زلق معده زلق غذا از معده است . 17
حمّى ربع دو نوع است : يكى ، آنكه مادّهء آن سوداى طبيعى عفن باشد ؛ خواه داخل عروق خواه خارج عروق . دوم آنكه مادّهء آن سوداى احتراقى عفن باشد و سوداى احتراقى اعمّ است از آنكه از سوداى سوخته حاصل گردد و يا از اخلاط محترقهء ديگر ؛ زيرا كه هر خلطى كه احتراق يابد ، سودا غير طبيعى مىگردد و آن را سوداى محترقه نامند . 18
و
بدان كه اطبا را در اطلاق لفظ ربو و بهر و ضيق النفس و انتصاب نفس اختلاف است و شيخ الرئيس مىفرمايد كه ربو مرضى است كه تعلق به ريه دارد و نفس صاحب آن متواتر مىباشد مانند نفس كسى كه او را خناق به هم رسيده و ايضا قول اوست كه ربو دشوارى در نفس است و نفس صاحب او مشابه به نفس متعب مىباشد و آن از سرعت و تواتر و صغر خالى نباشد . و مسيحى گويد ربو آن است كه تنفس كند انسان تنفس شديد متواتر مثل تنفس كسى كه دو و لعب كند . و همچنين صاحب ذخيره گفته ربو آن است كه آدمى آسوده دم نتواند زد مگر به شتاب و تواتر ، همچون نفس كسى كه بدود . و صاحب كامل نوشته عمل معروفه به ربو و بهر و ضيق النفس و انتصاب نفس تمامى حادث مىگردند از ضيفى كه در مجارى ريه به هم رسد ، به جهت آنكه هرگاه ضيق در شرائينى كه در آن است به هم رسد ربو و بهر حادث مىگردد و هرگاه در اقسام قصبه آن باشد ، ضيق و انتصاب نفس احداث مىنمايد . و گويند كه مراد او از اين بيان اين نيست كه ربو و بهر باهم مترادفاند و همچنين ضيق و انتصاب نفس ، بلكه مراد او آن است كه اگر ضيق در شرائين است ربو به هم مىرسد و چون قوى گرديد بهر حادث مىگردد . و همچنين ضيق در اقسام عصبه ريه اولا تا كه سبب ضعيف باشد ضيق النفس و نزد شدت و قوت سبب انتصاب نفس احداث مىنمايد . و هم او گويد كه ضيق النفس عرض عام است براى اصحاب اين علت و براى اكثر علل حادث در آلات تنفس و خجندى فرق ميان ربو و بهر چنين بيان نموده كه ماده ربو محتبس در عروق خشنه مىباشد و ماده بهر در شرائين و از اينجاست كه بعضى گفتهاند در بهر ملمس صدر حار مىباشد و عند سعال چهره سرخ مىشود به
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٣٣٤