تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
مفصل ورك يا كعب و اصبع يا زانو باشد ، آن را به اسم خاص مثل وجع الورك و عرق النساء و نقرس و وجع الركبه خوانند . و به قول صاحب كامل گاهى اين مرض در مفاصل لحيتين و اذنين و فقار و كبد و طحال و غير آن حادث شود حتى كه سبب مولد اين علت معلوم نگردد . 7 اورام و ثبور ظاهر بدن : بدانكه اورام جمع ورم است يعنى آماس ، و آن زيادتى غير طبيعى است كه در عضوى حادث شود از ماده فضليه ممده به نهجى كه موجب ضرر گردد و درد آرد به مس كردن او و يا به غير مس . و موادى كه از آن اورام پيدا شود شش است يعنى اخلاط اربعه و مائيت و ريح . و هر ورم يا حار باشد و يا غير حار . و ورم حار يا از خون باشد يا از صفرا . 8 اورام ريحى و نفاخات ورم ريحى دو نوع است يكى آنكه ريح مخالط و مداخل جوهر عضو بود و ملايم باشد و آن را تهبج گويند ؛ دوم آنكه ريح مجتمع در موضع واحد در جوف عضو يا ميان فضاى دو عضو بود و صلب باشد و آن را نفخه نامند . 9 يعنى آماسهايى كه در مغابن - كه عبارت از پس گوش و زير بغل و بن ران است - پديد آيد و از جنس طاعون نباشد . و اين گاهى به سبب دفع اعضاى رئيسه بود كه ماده را از خود به سوى مغابن دفع كند و گاهى به سبب دفع طبيعت بود از عضو شريف ماده را به طريق بحران انتقالى به غير آنكه اعضاى رئيسه دفع كرده باشد و گاهى به سبب قروح و اورام ديگر كه در عضوى باشد به سوى آن عضو مواد جارى شود و در راه او اين مواضع باشد . پس قدرى از آن ماده در اينجا بماند به جهت وسعت و رخاوت و تخلخل موضع و ورم آرد . و از اين قبيل است ورمى كه از قرحه دست در بغل و قرحه سر در پس گوش و قرحه ساق يا ران در كنج ران پديد آيد و اين نوع اورام را به فارسى پاغره گويند و گاهى به سبب امتلاء بدن از خون و ديگر اخلاط اين ورم حادث شود چنانچه در ديگر مواضع برمىآيد . 10 آن را جوع البقر نامند . يعنى صلابت و سختى . سبب آن خلط غليظ سوداوى است كه منصب گردد به سوى آنها از آوردها و متممد و متكثف گرداند آنها را به برودت و غلظت خود . 11 و بدان كه جنون يعنى ديوانگى - به قول ايلاقى - چهار قسم است : مانيا و داءالكلب و صبارا و قطرب . پس مانيا عبارت است از جنون سبعى و داء الكلب نوعى از آن است و مادهء فاعل اين هر دو سوداى محترق از صفرا يا از سوداست . و صبارا جنون مفرط است كه با سرسام صفراوى مركب باشد و سبب او صفراى محترق است . و قطرب قسمى است از ماليخوليا و سبب او دم محترق يا سوداى محترق يا صفراى محترق است و ماده او از ماده مانيا در حرارت وحدت كمتر مىباشد و در يبوست و غلظ بيشتر . و لهذا اين مرض مزمن است . 12 و آن عبارت است از نقصان يا بطلان حس لمس به حسب ضعف و قوت سبب . پس آن جا كه سبب قوى بود و قوت حركت نيز
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 332 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان ) / اسماعيل ناظم