تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩

نحول

لاغرى . خشكى . نزارى . هزال . ضعف لاغر و نزار گرديدن از بيمارى يا از سفر . پختگى و رسيدگى گوشت و خرما و جز آن . پختگى . رسيدگى در ميوه و گوشت و خوردنى . پختگى و رسيدگى مادهء بيمارى . در دميدن . دميدن . پف كردن . فوت كردن . افكندن چيزى را . برآمدن رطوبت را طبيبان به تازى نفث گويند . در طب بيشتر بر آنچه كه از مجراى قصبة الريه ارج مىردد اطلاق مىشود . و نيز بر خارج شدن چيزى از ناى اطلاق شود و مراد از آن افكندن از دهان است . رطوبتى را گويند كه در نزله و علت ذات الريه و ذات الجنب به سعال برآيد ، و آنچه خام برآيد آن را به تازى بصاق گويند . رطوبتى كه با سرفه برآيد .

نقره

فلزى قيمتى سپيدرنگ كه از جهت ارزش پس از زر قرار دارد .

نقص

كمى .

نكايه

مجروح كردن و كشتن دشمن را . مقهور كردن خصم را با قتل و جرح . جراحت كردن و كشتن دشمن را . درهم شكستن و مغلوب كردن و كشتن دشمن را .

وسطى

مؤنث اوسط . انگشت ميانگى . وقفه .

يابس

خشك . خشك و خشكىكننده . مقابل رطب . ج ، يبس . ( يابس مزاج ) خشك‌طبع . در تداول حكما يابس در مقابل هش ( نرم و سست ) ود . يقظه . بيدارى . مقابل نوم .

يوم

روز ، از طلوع فجر صادق است تا غروب آفتاب .