تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
زرده . سودا ، كه خلطى است از اخلاط بدن ، بسبب اينكه سخت‌ترين اخلاط است . ج ، مرار . ( مرهء الحمراء ) يكى از اخلاط اربعه . گش سرخ . ( مرهء السوداء ) يكى از اخلاط اربعهء قدماست . گش سياه . ( مرهء الصفر ) ؛ يكى از اخلاط اربعهء قدماست . گش زرد .

مرور

گذشتن و رفتن . بگذشتن .

مزيل

دوركننده از جاى . دوركنندهء آثار چيزى . ناسخ . برنده . زايل‌كننده و برطرف‌كنندهء اثر چيزى . الفاقهء مزيل الطاقهء ؛ درويشى ناتوان كنندهء توانائى است . گلاب مزيل الصداع گلاب برطرف‌كنندهء دردسر . برطرف‌كنندهء اثر رنگ . زائل‌كنندهء رنگ .

مساعدت

يارى كردن .

مسام

مسام الجسد سوراخهاى بن هر موى . سوراخهاى بن موى . سوراخها و منافذ بدن چون رستنگاههاى موى و آن را مىتوان جمع سم دانست به‌معناى سوراخ چون محاسن و حسن و يا واحد آن را مسمّ فرض كرد چنان كه واحد عوائد را عائدهء گفته‌اند .

مستحصف

نعت فاعلى از مصدر استحصاف . استوار و سخت و مستحكم . فرج تنگ و خشك .

مستحق

نعت فاعلى از استحقاق . سزاوارشونده .

مستحم

اسم مكان از استحمام . جاى غسل كردن .

مستحيل

محال و ناممكن . ناشدنى . ممتنع . باورنكردنى . از حالى به حالى گردنده . متغير و مبدل و برگشته و تغييريافته . دگرگون و از حال خود برگشته . نعت فاعلى از استرخاء . سست و فروهشته . كرخ . كرخت . لمس . لس . سست‌اندام . چنان كه زبان مسترخى دراز گردد و از دهان بيرون آيد يا تشنج كند و يا آماسى اندر وى پديد آيد . آن را كه ملازه مسترخى شود و فرود آويزد . آويزان و معلق . ژوليده .

مستعد

نعت فاعلى از استعداد ، مهيا و آماده‌شده به كارى .

مستفاد

نعت مفعولى از استفاده . فايده‌گرفته‌شده و آنچه به طريق فايده حاصل شده باشد .

مستلقى

نعت فاعلى از استلقاء . خفته بر قفا . بر قفا خوابنده يعنى پشت به بستر كرده دست و پا درازكننده . بر پشت خفته . استنشاق‌كننده . آب و جز آن در بينىكننده . استشمام‌كنندهء هوا .

مستوفى

نعت مفعولى از استيفاء . حق كه به‌طور كامل گرفته شده باشد . كامل . جامع . مفصل .

مستولى

مستول . نعت فاعلى از استيلاء . به غايت و هدف رسنده . چيزى را به‌دست‌آورنده . و رجوع به استيلاء شود . آنكه بر چيزى كاملا تسلط يابد . بر كسى دست‌يابنده و غلبه كننده . چيره‌شونده و غالب‌شونده بر كسى . دست‌يافته . غالب . مسلط . چيره . زبردست گشته .

مسخ

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 325 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان ) / اسماعيل ناظم