تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
مشك . بلند افراخته شده و برداشته شده . برافراشته چون گردن . برآمده . دميده .

ساعد

بازو . ( ساعده الساق ) : استخوان ساق .

سافله

دبر مردم . بن مردم . سوراخ . شكل و روى و صورت مردم . روى مردم . هيئت . نرمى و تازگى پوست روى . نرمى روى پوست . هيئت و رنگ . نهاد روى مردم . حال . در اصطلاح پزشكان عبارت است از حال جسد در فربهى و لاغرى و سستى و سختى و اعتدال . گرم بودن .

سده

گرفتگى بينى . بيمارىاى است كه به بينى اسوار شود و صاحب آن نفس نتواند زد . گرفتگى خيشوم و آن چيزى است كه حبس مىشود نفس در داخل و مانع نفوذ شىء از حلق به بينى و از بينى به حلق مىشود . منعى كه در مجراى غذا واقع شود تا فضول عبور نتواند كرد . و گاه باشد كه علت [ علت بول خون و شكافتن رگى در گرده ] سده باشد . سبب نقصان فعل قوت دافعه دو جزو است ، يكى آنكه رطوبتى رقيق و غريب است كه بر وى غالب شود . دوم آنكه در منفذ بيرون آمدن سودا سده تولد كند .

سرور

شادمانه كردن . شاد كردن و شاد گرديدن . شاد كردن . رفتن چيزى در اجزاى چيزى . همه شب راه رفتن .

سكارى

ج سكران . مستان .

سماحت

جوانمردى . جوانمردى . مروت .

سمك

ماهى . ج اسماك ، سموك . باد گرم . ج سمائم . و برخى گفته‌اند سموم مخصوص روز است و گاه به شب آيد و حرور مخصوص شب و گاه به روز آيد .

سمين

فربه .

سنبل

خوشه ( جو ، گندم و مانند آن ) . ج ، سنابل . گياهى است از تيرهء سوسنىها جزو تك لپه‌ايها با جام و كاسهء رنگين و داراى گلهاى بنفش خوشه‌اى است و چون زود گل مىدهد و گلش زيبا و خوشرنگ و خوش‌بو است مورد توجه است و جزو گياهان زينتى است و پياز آن را در گلدانها مىكارند . بهترين نوع آن سنبل هندى است . زمبل . ذومبول . ارسيل . عرصيل . عيلان عزام . وقتطوس . اواقنثوس .

سهو

غافل شدن . فراموشى . فراموش كردن . غافل شدن . فراموش كردن و با لفظ كردن مستعمل است . جارى شدن و روان گرديدن آب ، شراب و امثال آن باشد .

شاهق

بلند و مرتفع از كوه و بنا و جز آن . عالى . مرتفع . رفيع . قسمى از نبض كه با انگشتان نبض‌گير مدافعه كند به قوت . نبض كه در