تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
تفاوت او مىكند . حاصل آنكه نبض رجال هرگاه اعظم و اقوى - به قياس نبض نساء - بود « 5 » ، كذلك قضاى حاجت آن‌ها زيادتر به نسبت حاجت نساء گردد . پس ، حاجت نبض رجال به سوى سرعت مثل حاجت نبض نساء نباشد . و اين نيز عام است كه عظم نبض مردان و قوّت و بطوء آن و صغر نبض زنان و ضعف و سرعت آن نسبت به معتدل باشد و يا هر دو در يكى از هر دو طرف افراط و تفريط نسبت به او باشند . و مراد [ در اينجا ] ملاحظهء حال يكى از آن هر دو به قياس حال ديگر بود . و قيد « اكثر امر » بهر آن است كه آنچه از حال نبض مذكور گفته شد ، از مقتضيات طبيعت جنس - يعنى ذكوريّت و انوثيّت - است ( مع قطع نظر از ساير عوارض ) ، و الّا اگر مرد بلغمى مزاج و متوطّن بلد بارد و قليل الحركة و كثير الاستعمال به اغذيهء مبردهء مرطّبه بود و زن به خلاف اين - يعنى صفراوى مزاج و متوطّن بلد حارّ و كثير الحركة و كثير الاستعمال به اغذيهء مجفّفه - باشد ، در اين صورت نبض اين زن اعظم از نبض مرد مذكور بود .

5 . نبض عظيم و ضعيف و سريع و متواتر

6 . نبض عظيم و ضعيف و سريع و متفاوت

و اين هر دو ، به سبب آنكه سرعت بىقوت نباشد ، امكان حصول ندارند ؛ مگر آنكه ضعف اندك باشد كه در آن صورت منع سرعت نمىنمايد .

7 . نبض عظيم و ضعيف و بطىء و متواتر

سبب عظم شدّت حرارت است * و باعث ضعف و بطوء و تواتر ضعف قوّه است . امّا حرارت اين زياده از آن است كه به عظم اكتفا كند ، ورنه عوض تواتر تفاوت رو مىنمود ؛ چنان‌كه در نوع آينده بيايد .
هامش
( 5 ) . ( در نسخه ) : بود و .
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 187 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان ) / اسماعيل ناظم