تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و نبض صغير سريع متواتر صلب گردد ، به سببى كه در جايگاهش « 2 » خواهد آمد . و ايضا ، اين نبض در ابتداى رياضت « 3 » - ما دامى كه معتدل بود و به طول و اشتداد نكشد - حادث مىشود . سبب عظم و قوّت در آن تزييد و تقويّت حارّ « 4 » غريزى است ( بنا بر تحلّل فضول از رياضت معتدل ) ، و موجب سرعت و تواتر افراط حاجت به ترويح است ( به واسطهء حركت ) . و اما رياضت زائد بر اعتدال نبض را صغير ضعيف بطىء متفاوت صلب مىگرداند ؛ لما سيجئ فى مقامها . و بعد تناول طعام معتدل المقدار نيز مىشود ( بنا بر زيادتى قوّت و حرارت ) و اين تأثير مدّتى ثابت مىماند ( بنا بر قوّت قوّه و زيادتى حرارت به سبب جودت هضم و تولّد دم متين به واسطهء تصرف طبيعت در آن ؛ كما ينبغى ) . و نبض بالغان نيز همچنين باشد ؛ لغلبة القوة بفرط الدم و كثرة الحاجة الى الترويح بسبب حرارة الدم . و كسى كه از خواب دفعتا برخيزد و طبيعت او مضطرب گردد ، نبض او نيز عظيم قوى سريع متواتر شود با اضطرار و ارتعاد . پس ، هرگاه طبيعت متنبّه ساكن گردد ، عود كند نبض به سوى حالت طبيعيه . و شخصى كه آب گرم يا هواى گرم حمام به اعتدال استعمال نمايد ، نبض او همچنين باشد ؛ لما نذكره فى النوع الثانى من القسم الاول من النبض المركّب الخماسى . و گاهى در صورت قلّت ورم در سرسام اين نبض مىباشد ؛ چنانچه سببش در نبض صغير قوى سريع متواتر صلب خواهد آمد .
هامش
( 2 ) . ( در نسخه ) : جائيگاهش . ( 3 ) . ( در نسخه ) : رياضت و . ( 4 ) . منظور از حارّ حرارت است . حارّ اسم فاعل از فعل حرّ و به‌معناى ساخن يعنى حرارت دهنده است .