تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
زيرا كه طبيعت - در آن حالت - به سوى هضم طعام و انضاج خلط متوجه مىشود و از فعل نبض برمىگردد و در نبض صغر و بطوء و تفاوت رو [ مىنمايد ] . پس ، حاجت زياده مىشود به سوى ترويح و [ طبيعت ] اقبال بر نبض مىكند و در فعل او جهد مىنمايد و نبض قوى و سريع و متواتر مىشود ( على حسب الحاجة الى الترويح ) . پس ، متوجه مىشود به سوى هضم و نضج « 6 » ( بار ديگر ) و همچنين منتقل مىشود از يكى از آن هر دو به ديگرى ( يعنى از انصراف به سوى اجتهاد و بالعكس ) . پس ، حادث مىشود اختلاف تا آنكه مستولى شود طبيعت بر مادهء غذائيّه و خلطيّه و دفع كند آن را . و سبب ديگر آن است كه مادهء غذايى يا خلطى بر اعضاء ثقل و كلال مىآورد و ثقل متحرك معاوق قوّهء محرّكه « 7 » از تحريك مستوى مىگردد و اگرچه قوّه فىنفسها قوى باشد . پس ، جهد مىكند طبيعت در تحريك براى ترويح تا آنكه غالب مىشود كلال و اعياء ( بنا بر عدم مطاوعت آلت به واسطهء ثقل امتلائى ) . پس ، وقفه مىكند از تحريك براى استراحت تا آنكه حاجت كثرت پذيرد ، پس اختلاف حادث مىگردد . و عام است كه خلط مورّم باشد يا غير مورّم . ليكن مورّم ( بنا بر اضعاف عضو و دوام بقاى آن در موضع واحد ) ايجاب ثقل اكثر مىنمايد .
هامش
( 6 ) . هم نضج صحيح است و هم نضج . اما بيشتر به ضمّ نون خوانده مىشود . ( 7 ) . ثقل متحرك معاوق : يعنى ثقلى كه سبب به تعويق افتادن حركت مىشود . نظير اين در متن كتاب معالجات عقيلى در مورد بيمارى رعشه آورده است . رعشه : به اصطلاح اطبّاء ، علّتى است آلى واقع در اعضاى آليه مركّبه به سبب عجز قوّت محركة عضل بر اتّصال يا اثبات آن بر اتّصال ، جهت مقاومت ثقل حاصل عضو متحرك معاوق مزاحم تأثير قوّت داخل تحريك عضوى به سوى اسفل براى تحريك ارادى و يا براى اثبات آن ، مانند آنكه شخصى هرچند قوى باشد ، چون چيزى بسيار سنگين را بردارد كه از تحمّل آن عاجز آيد ، رعشه در پاهاى او به هم مىرسد .