گاهى ، بدون سرعت حركت صرف ، به سبب قصر مسافت هم يافته مىشود . و از اين معلوم مىشود كه قصر زمان حركت را دو سبب است : يكى سرعت و دوم قصر مسافت . پس ، نزد راقم نبضى كه زمانهء حركت او قصير بود ، از سه وجه بيرون نبود :
* اول ، آنكه به سبب سرعت حركت باشد . و اين نبض با عظم باشد ؛ چه سببش سرعت حركت است بدون قصر مسافت . و عدم قصر مسافت در صورت عظم متحقّق است .
* دوم ، آنكه نبض مذكور به سبب قصر مسافت بود و اين با صغر باشد ، زيرا كه سببش قصر مسافت است و وجود قصر مسافت در صورت صغر ظاهر است .
* سوم ، آنكه نبض مسطور به سبب سرعت حركت و قصر مسافت ( هر دو ) باشد و اين را نيز صغر لازم است ، بهر آنكه قصر مسافت بدون صغر يافته نمىشود .
و فرق در صغر ثانى و ثالث آن است كه در ثانى ، زمان حركت حسب مقتضاى مسافت بود ( يعنى قصر زمانهء حركت او نسبت به ثالث كمتر باشد ) ؛ و در ثالث ، زمان حركت كوتاهتر از مقتضاى مسافت بود ( يعنى قصر زمانهء حركت او نسبت به ثانى زيادهتر باشد ) .
حاصل آنكه : اگر نبض صغير سريعتر محسوس شود ، پس سبب او سرعت حركت و قصر مسافت ( هر دو ) خواهد بود و اين نسبت به اوّل كمتر و نسبت به ثانى زيادهتر دالّ بر حرارت مزاج بود . زيرا كه در اوّل ، باوجود عدم قصر مسافت ، سرعت حركت حاصل شده و اين دالتر بر حرارت بود ؛ و در ثانى ، به سبب قصر مسافت قصر زمان حركت بدون سرعت لاحق شده و اين چندان دلالت بر حرارت ندارد . و ثالث ، كه باوجود قصر مسافت خالى از سرعت هم نيست ، بالضرور ، دلالت او بر حرارت بينبين خواهد بود . فافترقا لأنّه ليس بغامض .
و فايدهء ديگر از اين تشريح و تصريح بطلان استدلال حكماى نصارى است كه بىلحاظ عظم و صغر نبض - چندانكه قرعات نبض را به حساب ساعت
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
ص٥٣