تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
محمود طيارى نمايشنامه گلبانگ را در سال 1340 در چهار پرده به رشته نگارش كشيد و در سال 1350 آن را به چاپ رساند . گلبانگ اولين نمايشنامه بلند طيارى است : دانشجوئى وارد دهى در شمال مىشود . او قصد دارد ، بافت سنتى اقتصادى و اجتماعى ده را درهم بريزد . طيارى در اين اثر زبانى تقريبا بازدارد . فضا ، جابه‌جا ، امكان بروز شخصيتها را مىدهد . طيارى بعد از اين سال ، در طرحها و قصه‌هاى كوتاه گل مىكند . كتاب « طرحها و كلاغها » ى او در اواسط دههء 1340 ، چهرهء موفقى از او مىسازد ولى طيارى قلمرو نمايشنامه‌نويسى را نيز ترك نمىگويد . نمايشنامه كوتاه قيصر را در سال 1347 در جنگ فصلهاى سبز چاپ مىكند . او در اين نمايشنامه ، ديگر حال و هواى گلبانگ را ندارد . زبان رمزگونه و شاعرانه او در قصه‌ها به نمايشنامه نيز سرايت مىكند . اين زبان در نمايشنامه تك‌پرده‌اى « پيامبر » نيز كه در رشت اجرا شد ، حضورى نمايان دارد . « مار خانگى » ، در سال 1357 به چاپ رسيد . اين نمايش را طيارى به كوچك جنگلى تقديم كرده است . شخصيتهاى اين اثر ، در فضائى مه‌آلود ، آميزه‌اى از اسطوره و تخيل شاعرانه مىشوند . در نمايشنامه كوتاه مطالعات خسيس ، طيارى يك قدم به تكنيك مدرن نمايشنامه‌نويسى نزديك مىشود . طيارى در نمايشنامه « تا زير ميز فرمانده » به واقعيات زندگى روزمره انسانها نزديكتر مىشود . چرا كه او ، قبل از اين‌كه نمايشنامه‌نويس باشد ، داستان‌نويس است و معمولا فضاى داستانهاى او ، فضاى نمايشنامه‌هايش را نيز رقم مىزند . طيارى دو ويژگى عمده در نمايشنامه‌نويسى دارد : نخست آن‌كه زبان او ، زبان شعر است . كوتاه مىنويسد و سعى دارد ، با بازى با كلمات ، فضا و شخصيت بسازد . دوم اين‌كه زبان شاعرانه او ، زبان تصوير است . و به معناى ديگر ، طيارى در نمايشنامه‌نويسى ، شاعرى تصويرگر است . ايجاز در زبان و تصوير ، كلام اول و آخر طيارى است . او جزو آن دسته از نمايشنامه‌نويسان ايران است كه نه خود تجربه كار در صحنه را داشته و نه صحنه اين امكان را براى او فراهم آورده است تا تجربيات نوشتارى خود را در بوته آزمايش قرار دهد و طيارى نياز بسيار به شناخت صحنه دارد . ابراهيم رهبر در سال 1340 تك‌پرده‌اى « اجبارى » را نوشت و « باغ » را در سال 42 و « تخت‌جمشيد » را در 43 و « مهربانان » را در 44 . مجموعه اين چهار نمايشنامه را به نام مهربانان و سه نمايش ديگر در تهران به چاپ رساند . تك‌پرده‌اى « تخت‌جمشيد » رهبر در تلويزيون و صحنه نمايش در تهران و شهرستانها و نيز در شهر هامبورگ آلمان به اجرا درآمده است . « باغ » چهره روستائى ابراهيم رهبر است در اين مجموعه . حوادث تك‌پرده‌اى « مهربانان » نيز در روستا مىگذرد . ابراهيم رهبر ، با نوشتن اين چهار اثر ديگر نمايشنامه نمىنويسد . داستان‌نويسى كار اصلى او مىشود و پىگير و مداوم به نوشتن داستانهاى كوتاه ادامه مىدهد . احمد مسعودى با نوشتن نمايشنامه « خر با بار نمك » و چاپ آن در سال 1347 ، تجربهء ديگرى را در نمايشنامه‌نويسى در گيلان آغاز كرد . از احمد مسعودى اين نمايشنامه و يك كار كوتاه ديگر به‌جاى مانده است . « خر با بار نمك » در زمان خود ، از جاذبه‌هاى زيادى برخوردار بود و بارها و بارها در چهارگوشهء ايران به روى صحنه رفت . « خر با بار نمك » تقريبا اولين تك‌پرده‌اى نسبتا بلندى بود كه در گيلان تآتر پوچى را تجربه كرد . مسعودى با قرار دادن يك « روستائى » در موقعيتهاى متفاوت ، در برابر يك « زخمى » و يك « نويسندهء » روشنفكر ، به شكل نمادين ، اين قشرها را مورد بررسى قرار مىدهد . ذهنيت تلخ احمد مسعودى ، در اين اثر ، با توجه به ساختار نمايش و نيز بهره‌گيرى از فلسفه تآتر پوچى در رشد آدمها و برخورد آنها با هم ، نمايشى نو در زمان خود ساخته بود . محمود مسعودى نيز با نوشتن يك نمايشنامه به نام « براى كفتار پيردندان مصنوعى بايد خريد » در سال 1348 ، كارنامه نمايشنامه‌نويسى خود را در گيلان باز مىكند و مىبندد . اين نمايش توسط فرامرز طالبى در سال 1349 به روى صحنه رفت . براى كفتار پير . . . نوعى عصاره خر با بار نمك بود و خلاصه‌نويسىشده آن . با اين تفاوت كه محمود مسعودى ، چتر تآتر پوچى را بسيار منظم‌تر ، بر سر خويش گرفته بود . محمود رهبر نمايشنامه « فرياد » را در اوائل دهه 1350 نوشت . رهبر در اولين اثر نمايشى خود ، بر روى بخشى از مشكلات روستائيان گيلان انگشت مىگذارد . « فرياد » را هادى مرزبان در سال 1361 در مجموعه تآتر شهر تهران به روى صحنه برد . بعد از اين نمايشنامه - منتشر نشده - محمود رهبر ديگر سراغ روستائيان گيلان نرفت . « در همين حوالى » نمايشنامه بلند ديگر چاپ‌شده محمود رهبر است ، كه در ضمن پايان‌نامه ليسانس وى از دانشكده دراماتيك نيز مىباشد . اين اثر داراى فضائى تمثيلى است . « مخمصه يا شرح زندگانى يك آدم متوسط » ، نمايشنامه ديگر اين نويسنده است كه مشكلات مردم جنوب شهر - يا حاشيه‌نشينان - تهران را مطرح مىسازد . نويسنده در اين اثر سعى كرده است به موقعيت اجتماعى ، اقتصادى و شرايط زيستى طبقات مختلفى كه در اين نقطه از شهر گرد آمده‌اند ، بپردازد . اين اثر در سال 1362 به كارگردانى فرهاد مجدآبادى و به بازيگرى سعيد امير سليمانى ، تانيا جوهرى ، هادى مرزبان ، فرزانه كابلى و . . . در تالار سنگلج تهران اجرا شد . بر اساس اين نمايشنامه يك مجموعهء تلويزيونى نيز تهيه و از سيماى جمهورى اسلامى ايران پخش گرديد . آخرين اثر نمايشى چاپ‌شدهء محمود رهبر « افسانهء سرزمين نيمروز » است . اين نمايشنامه بلند در دو پرده نوشته شده و نگارش آن در تابستان 1367 به پايان رسيده است . در اين نمايشنامه ، نويسنده با استفاده از شگرد تآتر در تآتر در يك فضاى تمثيلى و بهره‌گيرى از تلفيق افسانه‌هاى ايرانى با مسائل مورد نظر خود سعى كرده است كه اثرى نمادين ارائه دهد . شخصيت محورى اين اثر يك « باز » دست‌آموز مقامات حكومتى است كه بعد از مرگ هر حاكمى در شهر نيمروز ، بايد حاكم جديد را انتخاب كند . « مقامات » در چنين شرايطى او را آموزش مىدهند تا در زمان مقتضى بر سر فرد مورد نظر فرود آيد . مردى عيار به شهر نيمروز مىرسد . ويژگيهاى به ظاهر عيارانه مرد تازه‌وارد مورد پسند « باز » قرار مىگيرد و بعد از مرگ حاكم قديم در روز انتخاب حكمران جديد بر خلاف قاعده بر سر مرد عيار مىنشيند . عيار كه در سر سوداى
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 739 | ابراهيم اصلاح عربانى