كوچك ، جامعه خويش را مىشناسد و با تئوريهاى ذهنى آدمها را بالا و پائين نمىكند .
« هاملت با سالاد فصل » در سال 1357 منتشر شد . اينبار نويسنده ، آدمهائى را به روى صحنه مىكشاند كه ردپاى آنها را قبلا در ديگر آثارش ديده بوديم . منتها اينبار ، رادى نكتهدانى را در هزل و طنز مىبيند و كاريكاتورهائى را برايمان تصوير مىكند كه زمانه از آنها ، انگلهاى جاودانه ساخته است . اين نمايش در سال 1366 بازنويسى مىشود و توسط هادى مرزبان در سال 1370 به روى صحنه تآتر شهر مىرود . « هاملت » جديد رادى را مىتوان اثر جديدى به حساب آورد ، منتها در همان فضا . رادى در اين اثر ، برعكس تمام كارهايش با نيمنگاهى به تآتر پوچى پيام آن را - انتظار - در اثرش جارى ساخته است .
ولى اين اثر رادى با تآتر پوچى تفاوت عمدهاى نيز دارد . در « هاملت » نمايش از يك داستان كامل شكل گرفته و از نظر فوتوفن نمايشنامهنويسى - برعكس تآتر پوچى - داراى مقدمه ، اوج و حضيض است . شخصيتهاى « هاملت » ، در حالىكه كاريكاتورهاى تلخى هستند ، شناسنامه بومى نيز دارند . زبان رادى در اين اثر ، تلفيق استادانهاى از زبان قاجار به بعد است .
« منجى در صبح نمناك » ، در سال 1359 نوشته شد و ناشر آن را در سال 1365 منتشر كرد . « منجى » بار ديگر روشنفكران را به زير ذرهبين مىبرد . اين بار وقايع ، در آستانه انقلاب شكل مىگيرد . در برابر روشنفكران برج عاجنشين فرصتطلب ، دو دانشجو قرار دارند كه نماد ديگرى از اين قشر هستند .
محمود شايگان نمايشنامهنويس چهل سالهاى است كه در محور نمايش قرار گرفته است . او همسرى به نام كتايون دارد ، با خواستها و اميالى ويژه خود . نمايش ، بررسى روحيات پيچيده نويسنده و ارتباط او با آدمهائى است كه گرد او جمع مىشوند . خانواده ، در « منجى » ، فضاى ولنگووازى دارد .
موقعيت محمود شايگان ، پاى آدمهاى زيادى را به خانه باز مىكند : بيژن فلسفى منتقد هنرى روزنامه طلوع ، ابو الحسن زنگنه مدير انتشارات ، پرويز طلائى مديركل اداره نگارش و مينو همسرش . و در كنار اين عده با چهرههاى ديگرى آشنا مىشويم . استيانا مجد و حسين حشمتى دانشجويان خبرنگار و عكاس روزنامه آرمان . هرفرد ، نمايندگى تيپى از طيف فرهنگى و اجتماعى جامعه را به عهده گرفته است . رادى با بررسى ويژگيهاى شخصيتى هريك از اين جماعت و ارتباط آنها با يكديگر ، علاوه بر نشان دادن موقعيت و جايگاه فردى و مناسبات اجتماعى آنها ، موقعيت تاريخى زمانه خويش را نيز به تصوير مىكشاند . تجربه رادى در اين اثر ، با اينكه ظاهرا شكل متنوعترى نسبت به ديگر آثارش دارد ، از نظر ساخت ، آسيبپذير است .
نمايشنامه « پلكان » در سال 1361 نوشته و در سال 1368 منتشر شد .
نويسنده در اين اثر مستقيما تحت تأثير وقايع انقلاب قرار مىگيرد ؛ اين تأثير نه در محتوا كه در فرم نيز عيان است . پلكان در پنج پرده ، و در پنج فضاى متفاوت ، مجموعهاى از رفتارها و كردارهاى انسانها را در بستر جامعه به نمايش مىگذارد . « بلبل » در رأس شخصيتهاى پلكان قرار دارد . رادى از تابستان 1333 از « پسيخان » گيلان تا تابستان 1357 در « فرمانيه » تهران ، در پنج پرده ، او را تعقيب مىكند . پلكان ، در مجموع نشانه رشد سرطانى مرد رذلى به نام بلبل است كه با دزدى از روستا شروع مىكند و بعد از گذران 24 ساله ،
اكبر رادى نمايشنامهنويس گيلانى كه آثارش تحولى در تآتر جديد ايران بوجود آورده است .
تبديل به يك سرمايهدار بزرگ مىشود . در برش پنج پردهاى پلكان ، زندگى بلبل در موقعيتهاى مختلف مورد بررسى قرار مىگيرد . در چهار پرده ، بلبل براى پيشبرد اهداف خود ، چارهاى جز جنايت ندارد . در هر پرده ، يك جنايت به نام او ثبت مىشود تا بتواند از پلكان ترقى بالا برود . در پرده آخر ، شاهد تقابل دو نسل - بلبل و پسرش - نيز هستيم .
اكبر رادى در قلمرو نمايشنامهنويسى معاصر ايران ، به يك معنى ، تاريخنويس نيز هست . با اين توضيح كه در مجموعه آثار او ، در مقاطع مختلف تاريخى ، واقعيتهاى زمانه ، به شكل هنرمندانهاى ، ثبت شده است . هر اثر ، نشان و مهر شرايط تاريخى خود را داراست . مرورى بر آثار رادى از « روزنه آبى » تا « آهسته با گل سرخ » ( 1365 - 1338 ) نشاندهنده اين واقعيت است . همين جا بايد اشاره كرد كه تاريخنگارى در قلمرو هنر ، وجوه متمايز و مشخصى با آثار يك مورخ دارد . رادى با نزديك شدن به وقايع روزمره زندگى ، نويسندهاى است تيزبين ، واقعگرا و نكتهسنج ، او با بررسى زندگى خانوادگى ، روابط اجتماعى و نيز طرح شخصيتها در شرايط خاص ، تاريخ اجتماعى جامعه را رقم مىزند . اين نگرش در نمايشنامهنويسى - و يا هر هنر ديگر - كارى مشكل و پيچيده است .
رادى به شهادت كليهء آثارش ، واقعيتهاى زمانهء خود را به حقيقت تاريخ پيوند داده است . او از « روزنه آبى » تا « آهسته با گل سرخ » با نشيب و فرازى كه در تكامل آثار هر نويسندهاى وجود دارد توانسته است تآتر معاصر ايران را ، به يك سند تاريخى تبديل كند .
« آهسته با گل سرخ » نمايشنامهاى است به ظرافت و سادگى هر پديده زيبا و دريچهاى است كه به آهستگى بر روى نمايشنامهنويسى بعد از انقلاب باز مىشود . رادى البته خود در « منجى » و « پلكان » اهرمهاى اوليه اين حركت را به وجود آورده بود .
اين اثر به كارگردانى هادى مرزبان در ارديبهشت 1367 در تالار شهر نمايش داده شد .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 738
مساهمون: ابراهيم اصلاح عربانى
ص٧٣٨