تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
بدون شك ، عباد الله رنجبر ، از تمامى تجربيات اجرائى خود در تآتر براى نوشتن اين نمايشنامه سود جسته ( جاى تعجب است كه رنجبر و ديگر كارگردانهاى گيلان تا آنجا كه ما مىدانيم ، آن را اجرا نكردند ) رنجبر نشان مىدهد كه عناصر تراژدى را مىشناسد و در مجموع زبانى يك‌دست و روان دارد . اما در نگارش اين اثر - همانند يقيكيان در نگارش انوشيروان عادل و مزدك - گرفتار جوّ ناسيوناليستى دورهء رضاخانى است . صرفنظر از اين نكته ، از آنجا كه نويسنده مخاطبين تآتر خود را مىشناخت تمايل ناخواسته‌اى در اثرش ديده مىشود كه او را به طرف كمدى تراژدى مىكشاند . عنصر اصلى اين اثر كيافريدون است و جملاتى كه بدون ارتباط با ساختار نمايش از او شنيده مىشود . در مجموع نمايشنامه شاه عباس كبير و كاركيا خان احمد ( خان گيلان ) ، سند معتبرى است براى شناخت نمايشنامه‌نويسى آغاز دههء دوم 1300 در گيلان و ايران . محمد على افراشته بعد از 1320 ترجمهء نمايشنامه‌ها در ايران تقريبا چشم‌گير شد . به‌گونه‌اى كه در گيلان نمايشنامه‌هاى باارزشى چون ريش‌تراش اشبيليه ، ريشارد دارلينگتون ، ولپن و . . . به روى صحنه رفت . نمايشنامه‌نويسى در گيلان از اين دوره به بعد ، از نظر كميّت موقعيت بهترى پيدا مىكند . اگرچه در نيمه اول اين دهه ، نمايشنامه‌هاى روسى از اقبال بيشترى نزد تماشاگران برخوردار شده بود . فريدون نوزاد بازيگر ، كارگردان و نويسندهء پرتلاش گيلان در اين دوره ، استعداد نويسندگى خود را در بوته آزمايش مىگذارد . نمايشنامه در راه مكه يا شهادت خواجه نظام الملك او در رشت چاپ مىشود « 86 » . فريدون نوزاد در سال 1324 ، نمايشنامه محكومين محيط را ، در شرايط بحرانى كانون هنرپيشگان پيروز « در سه پرده مفصل » نوشت كه به دفعات به روى صحنه برده شد . اين متن احتمالا چاپ نشده ، ولى تكه‌اى از آن را نوزاد در كتاب خود آورده است . براى آشنائى به سبك و سياق و نيز ديدگاه نويسنده ، اين سطور را با هم مىخوانيم : « پرى همسر بيمار كارمند ، پيچيده در لحاف چركين و كهنه با ناله و درد مىگويد : دختر جان ، امشب هم صبح شد . . . هنوز خبرى از پدرت نرسيده است . قرار بود ، ديروز بيايد ، متأسفانه ، تاكنون پيدا نشده . اوه ، دخترم . . . مىترسم پيش از ديدن همسر ستمكش رنجبرم ، با غروب آفتاب هماهنگى نموده و در فضاى خانواده خود سر در دامن ستارهء پرنورى چون تو ، خاموش شوم . هاله ، دختر بىگناه رنجديده‌ام ، من از مرگ باكى ندارم ، زيرا بعد از مرگ ابدا رنج و مشقتى را پيكر من احساس نخواهد كرد ، ولى روح من از ماوراء عالم جسم ، بىمادرى و پريشانى شما را تماشا خواهد كرد و تمام استخوانهايم را در اعماق قبر به لرزه درمىآورد . هروقت شوهر مهربان بدبختم را ، به ياد من ، دست بر سر ، مشاهده كند ، شررى در ذرات خاك دل پوسيده‌ام خواهد زد كه تف آن استخوانهاى متلاشى شده مردگان را به باد آتش خواهد گرفت . » « 87 » منجلاب بدبختى - كه احتمالا بايد درباره اعتياد به الكل و ترياك باشد - نازيا يا عشق و خيانت نيز اثر اين نويسنده است . « 88 » او به احتمال زياد بعد از كناره‌گيرى از تآتر در سال 1332 ، اثر نمايشى ديگرى به رشته نگارش نكشيده است . رحيم روشنيان يكى ديگر از مترجمين و نويسندگان تآتر گيلان است . او نمايشنامه مرده باد جنگ را در سال 1325 نوشت و نيز نمايشنامه‌اى از تركى به فارسى ترجمه كرد . نام اين اثر كمدى « سويل » اثر جعفر جبارلى است كه در 56 صفحه نشر يافته است . « 89 » محمد على افراشته در آغاز نيمهء اين دهه نمايشنامه‌نويسى را نيز آغاز كرد . تاجر چترباز و هرج‌ومرج او در گيلان به روى صحنه رفت . افراشته گذشته از اين دو اثر ، كمدى اخوىزاده را در سال 1326 چاپ كرد و بعد از آن نمايشنامه‌هاى شوهرخواهر ، كمدى خودكشى و نيز تعزيه در بلخ ، تعزيه در بخشدارى ، تعزيه در كوره‌پزخانه و تعزيه قبلهء عالم را به رشته تحرير درآورد . در كليه آثار نمايشى افراشته دو ويژگى ديده مىشود : طنز اجتماعى و ژورناليستى و ديدگاه حزبى . « 90 » شايد آخرين نمايشنامه اين دوره تا سال 1332 ، اثرى باشد به نام مجاهد . اين اثر روزهاى پايانى زندگى پرافتخار محمود خان ژوليده از سرداران نهضت پرآوازه جنگل را - در جنگ منجيل - به نمايش مىگذارد . « 91 »
هامش
( 86 ) . در راه مكه يا شهادت خواجه نظام الملك ، فريدون نوزاد ، نمايش در پنج پرده ، چاپ جاويد ، رشت 1324 . به نظر مىرسد بعد از چاپ آثار گريگوريقيكيان ، اين اثر ، اولين نمايشنامه‌اى باشد كه به صورت كتاب منتشر شده است . ( 87 ) . تاريخ نمايش در گيلان ، صفحه 264 و 265 . ( 88 ) . علاوه بر نمايشنامه‌هاى چاپ‌شده ، نوزاد آثار ديگرى دارد كه عبارتند از : انتقام ملت ، سالومه و يحيى ، خشايارشاه و استر ، مسلم بن عقيل ، بعد از پانزده سال و سوگند . ( 89 ) . از روشنيان ترجمه‌اى به نام « هرچه بكارى درو مىكنى » ، در رشت اجرا شد . اين اثر نيز از تركى به فارسى برگردانده شده بود و معلوم نيست ، « سويل » متن چاپى همين اثر است يا نه . آثار ديگرى روشنيان بدين شرح است : كاوه ثانى ، آدم و حوا ، اسماعيل كرد ، ناموس ، ميرزا كريم خان اردبيلى ، خسيس بن خسيس ، سه شياد . نك : همان كتاب ، صفحه 96 . ( 90 ) . نمايشنامه‌ها تعزيه‌ها سفرنامه‌ها ، محمد على افراشته ، به كوشش نصرت الله نوح ، حيدربابا ، تهران 1360 . ( 91 ) . تاريخ نمايش در گيلان ، صفحه 310 .