تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤
مىسازد . يقيكيان انوشيروان را عادل جلوه داده و مزدك را توطئه‌گر ، با انگيزه‌هاى كاملا شخصى معرفى كرده است . 2 - از ميان نمايشنامه‌هاى اجتماعى يقيكيان ، دو نمايشنامه كوتاه ميدان دهشت و حق با كيست در دست است . ميدان دهشت نمايشنامه‌اى است در سه پرده كه به كمك جهانگير سرتيپ‌پور به فارسى ترجمه و در روز چهارشنبه 27 شهريور 1308 در شهر رشت به روى صحنه رفته است « 84 » . مضمون كلى نمايشنامه ، سرگشتگى آدمها و كندوكاو پيرامون يك زندگى گمشده است . روابط پيچيده و نيز احساسات ساده و خصلتهاى انسانى شخصيتهاى نمايش ، در روزگار بعد از جنگ ، و مسائل پيچيده روانى ، محور نمايشنامه است . سهراب فرمانده آتشبار شيراز در جنگ با عثمانيها اسير مىشود . جميله نامزدش به اين گمان كه سهراب كشته شده ، به زادگاهش بازمىگردد . وى كه به شغل پرستارى اشتغال دارد بعد از مدتى با پسرعموى سهراب به نام فرزانه ازدواج مىكند . زمانى نمىگذرد كه سهراب از اسارت آزاد مىشود . او معلول است و وضعيت جسمانى او به گونه‌اى است كه بايد هرچه زودتر تحت عمل جراحى قرار گيرد . او در دايرهء بسته‌اى قرار گرفته است و نمىتواند دلبستگى خود را به جميله ابراز نكند . ميدان دهشت يكى از احساساتىترين نمايشنامه‌هاى يقيكيان است . اين نمايش كه از انسجام چندانى نيز برخوردار نيست ، يك منولوگ براى صلح است و ارزش يقيكيان ، صرفنظر از ديالوگهاى بلند و غيرضرورى و شعارهاى احساساتى در همين است . « حق با كيست ؟ » نمايشنامه سه‌پرده‌اى ديگرى است از گريگوريقيكيان . در اين نمايش ، دو نسل ، با دو ديدگاه و خواستهاى متفاوت ، رودرروى يكديگر قرار مىگيرند ، بىآنكه اين رويارويى از طبيعت درونى آنها نشأت گرفته باشد . چرا كه شرايط اجتماعى ، اين وضع را به هر دو نسل تحميل مىكند . فروزان دختر جوانى است كه تحصيلات متوسطه خود را دور از خانواده ، در تهران تمام كرده و حالا در پى فرصتى است تا بتواند براى ادامه تحصيل به خارج برود . ناگاه ، با مشكل بزرگى روبه‌رو مىشود . شايگانى ، يكى از تجار بزرگ و معروف شهر ، كه دخترش همكلاس فروزان بوده و پدر فروزان مبالغ قابل‌توجهى به او مقروض است ، به خواستگارى او مىرود . فروزان نمىپذيرد و از پسرعمويش ، اردشير مىخواهد تا از وى خواستگارى كند . تلاشهاى اردشير ، نقش‌برآب مىشود . فروزان به دست و پاى پدر مىافتد . پدر ، شايگانى را شايسته او مىداند و گذشته وى را تبرئه مىكند : پافشارى فروزان ، پدر را روزبه‌روز به فكر وامىدارد . شرايط بد اقتصادى و بدهكارى زياد به شايگانى او را وامىدارد عليرغم ميل درونى خود در برابر دختر بايستد . در كشمكشها ، پيچيدگيهاى اجتماعى و شرايط حاكم بر نمايشنامه اين سئوال مطرح مىشود كه : مقصر كيست ؟ در اين مجموعه ناهمخوان ، يقيكيان به يك معنى ، خود ، يك سئوال‌كننده است . آن بخش از زندگى پرفرازونشيب يقيكيان كه صرف هنر تآتر مىشود ، بايد از زلال‌ترين و پاكيزه‌ترين روزهاى زندگى او شمرده شود . در اين دوران است كه او انسان را در مفهوم عام مىبيند و در جستجوى هويت بخشيدن به زندگى است . هدف او در آثارش بسط و گسترش معارف است . آثار نمايشى يقيكيان به لحاظ بافت دراماتيكى و چشم‌انداز او نسبت به متحول نمودن شرايط زندگى انسانها ، او را نسبت به معاصرانش برتر نموده و مدتها اين برترى را در قلمرو آثار نمايشى حفظ كرده است . م . كسمائى سازنده اثرى است شامل دو تصنيف نمايشى به زبان گيلكى ، به نام « نمايش ( تخته زنده ) سواره » كه از جالبترين نمونه‌هاى چاپى متن‌نويسى براى تآتر گيلان بشمار مىرود . اين اثر در يك صفحه به قطع 5 / 43 * 5 / 35 در نهم مهرماه 1306 ، با نمره معارف 92 با قيمت 4 شاهى ، توسط « مطبعه اتحاد » رشت چاپ شده است . نمايش اول با اين سطر شروع مىشود . « اى بلال ، اى بلال - شور بامزه بلال » و ترجيع‌بند آن نيز « شور بامزه بلال » است . تنها شخصيت اين نمايش ، ترانهء « بلال‌فروش » را تبديل به ترانه‌اى از زندگى خود مىكند . از وضع كار مىگويد و از وضع عيال و در نهايت ، كل داستان روايت آهنگين شخصيت بلال‌فروش و مشكلات او مىشود . در تصنيف ديگر ، با يك مرد روستائى روبه‌رو هستيم كه راوى زندگى فلاكت‌بار روستائيان است . عباد الله رنجبر از معدود نمايشنامه‌نويسان آغاز دههء دوم 1300 است . از عباد الله رنجبر يك نمايشنامه بلند پنج پرده‌اى به نام شاه عباس كبير و كاركيا خان احمد ( خان گيلان ) در دست است « 85 » . در صفحه اول اين متن چنين آمده است : « اقتباس از رمان نويسنده معروف جناب آقاى آقا ميرزا محمد على خان صفارى در پنج پردهء مفصل ، به زبان فارسى به اشتراك 30 نفر آكتور با البسهء كامل قديمى و ساختمانهاى طرز قديم گيلانيان ، كه حاوى مختصرى از سوانح آخرين مرحلهء فرمانفرمائى كاركيا خان احمد در گيلان و انقراض حكومت وى به دست تواناى شاه عباس كبير . شروع اقتباس پيس از ليلهء 22 دىماه 1311 ، خاتمه در ليله 3 بهمن‌ماه 1311 به نويسندگى اين جانب ، خادم معارف پروران عباد الله رنجبر عضو بلديه رشت است . » در صفحه اول عكسى از وى روى كاغذ چسبانده و در زير عكس نوشته شده : « عباد الله رنجبر در موقع استخدام در تأمينات نظميه گيلان . » همان‌طوركه از نام اثر پيداست ، درونمايه اثر ، ماجراى زندگى پرفراز و نشيب و شورانگيز خان احمد گيلانى ، مبتنى بر واقعيات و تخيل هنرمندانه است . نمايشنامه داستان زندگى خان احمد را از زمان شاه عباس شروع مىكند . ماجراى خواستگارى شاه عباس از دختر خان احمد براى صفى ميرزا وليعهد و مخالفت خان با اين وصلت ، سپس لشكركشى سلطان صفوى به گيلان و شكست و فرار خان احمد در اين نمايشنامه شرح داده شده است .
هامش
( 84 ) . « در لباس زن » و « فاجعه يا راه خونى » از ديگر آثار چاپ‌شده نويسنده است كه متأسفانه نتوانستم به آنها دست پيدا كنم . از يقيكيان چند داستان بلند نيز به يادگار مانده است . از جمله : سليمه و صابيره . . . راقم اين سطور در صدد انتشار مجموعه‌اى از اين آثار نيز هست . ( 85 ) . نگاه كنيد به فصل تاريخ گيلان در همين كتاب .