آستقيك يقيكيان همسر گريگور يقيكيان از نخستين زنانى بود كه در صحنه تآتر گيلان ظاهر شد .
اعضاء پيك سعادت نسوان . ايستاده از راست به چپ : جميله صديقى ، فروز فروزى ، ناشناخته ، روشنك نوعدوست ، سرور مختارى ، ايراندخت نويدى كسمائى ( صدر دانش ) ، شوكت روستا . نشسته رديف دوم : فرخنده نويدى كسمائى ( كشاورز ) ، شوكت شريفى ( كبارى ) ، ناشناخته ، پريرخ نويدى كسمائى ( شيرينلو ) ، قدس اعظم ابراهيمى ( وحدانى ) ، ماهرخ مينويى . نشسته رديف سوم : دولت شهرستانى ، سكينه شبرنگ ، پرياس كسمائى ، زهرا شكورى .
و آزادفكر را به خود جلب مىكرد و به علت علاقه افراد گروه به سنن و علائق ملى در عوض ترجمه و اجراى نمايشنامههاى خارجى خود به تهيه و تدوين نمايشنامههاى ايرانى مىپرداخت . بهترين نويسندهء گروه مزبور جهانگير سرتيپپور بود كه كارگردانى آثارش را نيز غالبا خود بر عهده داشت و گاه به بازيگرى مىپرداخت . برخى از افراد اين گروه عبارت بودند از : على اكبر افشار ، اسماعيل بلورى ، پاكزاد ، حسين خمامى ، موسى فكرى ، جهانگير سرتيپپور ، اسفنديار سرتيپپور ، نعمت اللّه فروزش ، ابراهيم فرزام ، عباس كديور ، محمد باقر گلبرگ ، على گلبرگ ، باقر مولائى ، رضا معتمد ، مير احمد مدنى و حسين مهرصادقى .
شايد بزرگترين اتفاق تآترى در گيلان از آغاز شكلگيرى آن ، حضور گريگور يقيكيان باشد كه اغلب كارهاى خود را با اين گروه به روى صحنه مىآورد . او معيار جديدى بود از تآتر علمى گيلان . يقيكيان ، تآتر اروپا را مىشناخت ، چند زبان مىدانست ، تآتر ديده بود ، خود مىنوشت و بازى و كارگردانى مىكرد . سرتيپپور دربارهء او مىگويد : « يقيكيان مقام بالاترى داشت . مرد متشخص سياسى و دانشمندى بود كه براى او بايد حساب جدا باز كنيم . من با او همكارى نزديك داشتم . نمايشنامهء مزدك و ميدان دهشت را من براى او به فارسى برگرداندم . كار يقيكيان مثل كارولتر بود . . . او نمايشنامه مىنوشت و در گروه جمعيت آزاد ايران . . . آنها را اجرا مىكرد . اول بار كه در گيلان نقش زن را يك زن ايرانى بازى كرد در نمايشنامه يقيكيان بود كه ارامنه و مسلمانان مشتركا كار مىكردند . من ، يقيكيان ، موسى فكرى ، حسين مهرصادقى ، مسيو الياس و على اكبر افشار در نمايشنامه جنگ مشرق و مغرب يا داريوش سوم ( كدمانس ) بازى كرديم . در نمايشنامهء انوشيروان و مزدك هم در كنار يقيكيان بازى كردم . من به ارمنى تسلط نداشتم . يقيكيان نمايشنامه را در اختيار من مىگذاشت ، آن را معنى مىكرد و من به فارسى مىنوشتم . . . » « 51 »
جدا از نمايشهاى ذكرشده ، گروه تآترال آزاد ايران نمايشنامههاى زير را نيز اجرا كرد : رستاخيز سلاطين ايران نوشته ميرزاده عشقى ، پريچهر و پريزاد نوشته رضا كمال شهرزاد ، كاوه آهنگر نويسنده و كارگردان جهانگير سرتيپپور .
جمعيت معارفپژوهان نسوان و پيك سعادت نسوان
نهضت فرهنگى گيلان ، كمكم توانست جاى خود را در ميان مردم باز كند .
اين نهضت با استفاده از هنر تآتر به كمك تمام نهادهاى اجتماعى شتافت .
جامعهء سنتى ، كه خود شاهد اين دوره نوزائى بود ، با تمام مرارتهاى جنبى ، بعد از گذشت زمانى نهچندان دراز ، خود همپاى اين نهضت فرهنگى شد .
همانطور كه اشاره رفت ، زنان در صحنهء تآتر جائى نداشتند و غير از يكى دو استثناء كه بازيگر زن روى صحنه رفت ، قاعده بر اين بود كه مردان نقش زنان را بازى كنند . به يك معنى در اين دوره تآتر كاملا مردانه بود . زنان گيلانى در اين قلمرو ، از مردان عقب نماندند . آنان نيز تآتر زنانه را راه انداختند .
جمعيت معارفپژوهان نسوان به همت خانم سارى امانى در نيمه دوم سال 1302 خورشيدى تأسيس شد و بعد از چندى ، در 25 اسفند 1302 ، اولين نمايشنامهء خود را به نام عروسى يا دخترفروشى در پنج پرده در سالن الوش بيك به اجرا گذاشت . نويسندهء نمايشنامه مشخص نيست . متن نمايش
هامش
( 51 ) . گفتگو با جهانگير سرتيپپور ، فصلنامه تآتر ، شماره 6 - 8 ، صفحه 226 .