نشانى كه در سال 1303 شمسى از سوى جمعيت آزاد ايران به بانو روشنك نوعدوست اهدا شد .
روشنك زنى آزاده و روشنفكر بود كه در راه پيشرفت و تعالى زنان گيلان گامهاى بلندى برداشت . يكى از اقدامات او تأسيس نخستين مدرسه دخترانه با روش جديد آموزشى در رشت بود كه نام آن را مدرسه سعادت نسوان نهاد .
گيلكى است و هريك مستقل از ديگرى است . بيشتر حالت پيشپرده يا ميان - پرده دارد . نويسنده آن م . كسمائى و تاريخ چاپ اثر 1306 است . هيچ نمونهاى مانند اين اثر در تاريخ تآتر گيلان ديده نشده است .
انجمن فرهنگ يكى از بزرگترين و بانفوذترين انجمنهاى تآترى و فرهنگى گيلان بود . گردانندگان آن از نظر عقايد سياسى در دو قطب كاملا مخالف قرار داشتند . كسانى نظير رضا روستا ، كريم كشاورز ، روحى كرمانى ، محمد على شريفى و چند تن ديگر ماركسيست بودند و برخى ديگر كه اكثريت اعضاء را تشكيل مىدادند تمايلات ناسيوناليستى و ملىگرائى داشتند .
اختناق و محدوديتهائى كه دستگاه حاكمه اعمال مىكرد و شكاف عميقى كه بين اين دو گروه وجود داشت از بيرون و درون انجمن را در فشار سخت قرار داد و موجبات تعطيل و انحلال آن را فراهم ساخت كه ضايعهاى تأسف بار براى جامعه فرهنگ و هنر گيلان بود .
انجمن فردوسى
در سال 1298 انجمن ديگرى به نام فردوسى تأسيس يافت . محور فعاليتهاى اين انجمن ورزش بود . به همين دليل كليهء درآمد هيئت تآترال فردوسى صرف ورزش مىشد . تنها سند موجود از اين انجمن ، آگهى زير است : « تآترال فردوسى روز 17 رجب مطابق با 4 روز بعد از ماه دلو 1302 در سن فرهنگ نمايش خواهد داد . » « 45 »
آكتورال آزاد
آكتورال آزاد گروه فرهنگى ديگرى بود كه در سال 1300 شكل گرفت .
بانى اين گروه جهانگير سرتيپپور « 46 » بود و اعضاى آن على اكبر افشار ، محمود چمنى ، رضا حسينزاده ، نعمت فروزش و ابو طالب عاكف كه با تأسيس قرائتخانه و ارائه نمايشهاى اخلاقى دوشبهدوش ساير گروهها فعاليت داشتند . « 47 » نوزاد دربارهء اين گروه مىنويسد : « اساسا اين هيئت براى مبارزه با افكار افراطى برخى از رهبران مجمع فرهنگ تشكيل گرديد و با توسل به حربهء بسيار ظريف ، ولى شديدا كارى هنر ، به داخل مدارس و بين جوانان نفوذ كرد و كوششى براى پاك ساختن ذهن نوجوانان از تبليغات افراطى نمود .
نمايشنامههاى ميهنى و تربيتى به روى سن برد و براى آنكه توفيق بيشترى يابد گاه ناگزير مىگرديد متاع خود را به رايگان عرضه نوجوانان مشتاق بىپول بدارد و اين گشادهدستيها بنيهء مالى هيئت تآترال آزاد را به ضعف كشنده مالى دچار كرد . » « 48 »
سرتيپپور در اين زمينه مىگويد : « جمعيت آكتورال آزاد را كه ما تشكيل داده بوديم . . . چون مردم نمايشهاى مبتذل ديده بودند ، رغبت به نمايشهاى جديد نشان نمىدادند . سه ماه برنامههاى مجانى اجرا شد تا مردم را جلب تآتر كند .
ميرزا على اكبر افشار دكوراتور بود و آقاى گلبرگ كارگردان . در اين كار افشار هم به گلبرگ كمك مىكرد . » « 49 »
آكتورال آزاد ايران
جمعيت ترقى ايران كه جهت مبارزه با افكار رايج در انجمن فرهنگ به سرپرستى على اكبر افشار شكل گرفته بود ، توان پايدارى در برابر اين انجمن را نيافت و بعد از مدتى ، افشار با جهانگير سرتيپپور به مذاكره نشستند تا با توان بيشتر مجمعى آزاد از تفكرات بيگانه را سروسامان دهند . از اينرو گروهى به نام آكتورال آزاد ايران را در اوائل سال 1301 تشكيل دادند . « 50 »
موقعيت سياسى - اجتماعى كه آكتورال آزاد ايران در آن شكل گرفت ، به گونهاى بود كه به خودىخود ، آن را در برابر افكار انجمن فرهنگ قرار مىداد . اين گروه به لحاظ تحولات سياسى و رشد افكار ميهنى نيروهاى جوان
هامش
( 45 ) . همان كتاب ، صفحه 123 .
( 46 ) . نام ايشان در آن زمان جهانگير پورسرتيپ بود . بنابر آنچه خود به نگارنده اظهار داشتند استاد پورداود نكتهاى را درباره اين اسم متذكر شد و ايشان اسم خود را به سرتيپپور تغيير داد .
( 47 ) . گيلان در گذرگاه زمان ، صفحه 360 .
( 48 ) . تاريخ نمايش در گيلان ، صفحه 80 .
قابل ذكر است كه در سال 1300 شمسى گروهى از جوانان تحصيلكرده مانند سعيد نفيسى ، سيد رضا هنرى ، غلامعلى فكرى ، مشفق كاظمى ، صادق مقدم و كامران همايون كه علاقمند به هنر تآتر بودند ، يك گروه تآتر تشكيل دادند و نمايشنامههاى « الهه » به قلم مجتبى طباطبائى و « پريچهر و پريزاد » نوشته رضا شهرزاد را به كارگردانى آرد و طريان و نقشآفرينى خانمها لالا ( وارطوطريان ) و پرى آقابايف ( آقابابيان ) و گروهى از جوانان ارمنى به روى صحنه آوردند . . . اين دو نمايشنامه را در شهرهاى رشت و انزلى اجرا كردند .
« سالن نمايش زرتشتيان و تآتر سيروس » ، آندرانيك هويان ، فصلنامه تآتر ، شمارههاى 10 و 9 ( بهار و تابستان 1361 ) ، صفحه 81 .
( 49 ) . گفتگو با جهانگير سرتيپپور ، فصلنامه هنر ، شماره 6 - 8 ، صفحه 226 .
( 50 ) . تاريخ نمايش در گيلان ، صفحه 104 .