تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
كانون پيوست . با اين‌كه ولپن با مهارت زيادى روى صحنه برده شد ، ولى اين گروه نيز نتوانست راه به جائى برد . همين بازيگران بعدها نمايشنامه فردوسى را اجرا كردند . « 58 »

استوديو درام گيلان

به كوشش على اكبر افشار و مير علينقى ميركيا در سال 1323 استوديو درام گيلان تشكيل شد . اين گروه در آغاز دست به فعاليتهاى بسيار وسيعى جهت جذب نيروهاى مستعد زد . برپائى كلاسهاى آموزشى در رشته كارگردانى و بازيگرى و ديگر فعاليتهائى كه به نوعى با كار تآتر مربوط مىشد ، از جمله اقدامات اين استوديو بود . در اين مجمع على دريابيگى ، زند ، اشرف لقائى ، فريدون نوزاد ، سونيا صفرخانى ، ملوك آقاخانى ، كيهان ديوان‌بيگى ، هوشمند ، جلال علاقمند ، برومند ، محمد اعتدالى ، خسرو تسليمى ، شاپور درخشانى ، محمد رئيس‌زاده ، گرگانى ، مهدى جليلى . . . هنرنمائى مىكردند . نمايشنامه‌هاى زارع شيكاگو ( مارك تواين ) ، ازدواج ( گوگول ) ، نادر شاه ( نريمانف ) ، قضاوت دنيا ( برچسگادف ) ، عدالت بشر و چترباز از آثار اجرا شده در اين استوديو بود . فعاليت اين استوديو مصادف بود با اشغال رشت توسط نيروى شوروى . در چنين شرايطى ، اين استوديو ، در جدالى گريزناپذير به فعاليتهاى خود ادامه داد . از يك طرف نمايشنامه ازدواج اثر گوگول را كه نويسنده و مترجم آن روس بودند و در امر كارگردانى نيز يكى از اتباع شوروى مير علينقى ميركيا را يارى مىكرد بر روى صحنه آورد و از سوى ديگر نمايشنامه نادر شاه را كه قرار بود زير قيچى سانسور مسخ شود به همت كارگردان و بازيگران به صورت كامل اجرا كرد . استوديو درام گيلان ، اولين گروهى بود كه از هنرپيشگان دانش‌آموخته تآتر استفاده كرد . بعد از انحلال استوديو درام گيلان ، هنرپيشگان آن ، نمايشنامهء مازيار را به مديريت ديوان‌بيگى به روى صحنه آوردند . « 59 »

كانون هنرپيشگان پيروز

بعد از انحلال استوديو درام گيلان ، كانون هنرپيشگان پيروز ، در آبان‌ماه 1325 در ساختمان مدرسهء راهنماى سعادت واقع در آفخرا شروع به‌كار كرد . اين كانون تحت نظارت شورائى از اعضاى كانون با اجراى نمايشنامه‌هاى زير در سالن مدرسه آواديس به كار خود ادامه داد : دختر خودپسند : اقتباس‌كننده خسرو تسليمى ده نمره اشتباه : نوشتهء احمد برومند نفرين خنياگر : اقتباس از ادبيات كشور آلمان بعد از اين آثار ، نمايشنامه‌هاى محكومين محيط نوشته فريدون نوزاد ، عمو رجب بچه شده ( اقتباس از يكى از آثار مولير ) كارمند ، مبارزه با الكل و ترياك و نمايشنامه خدا و حقيقت توسط هنرپيشگان كانون در رشت و شهرهاى اطراف اجرا شد . در خردادماه 1325 اين گروه نيز منحل گرديد . در اين كانون فريدون نوزاد ، ملوك آقاخانى ، احمد برومند ، كيهان ديوان‌بيگى ، هادى تقوى ، خسرو تسليمى و چند تن ديگر همكارى داشتند . در مهرماه 1325 ، بار ديگر محمد رئيس‌زاده كه به كلوپ حزب توده پيوسته بود با همكارى هادى تقوى و احمد برومند كانون پيروز را راه انداخت . بعد از چندى با كمك بهرام بهرامپور ، حبيب‌زاده ، عيسى مراديان نمايشنامه‌هاى تاجر چترباز و هرج‌ومرج نوشتهء محمد على افراشته را به روى صحنه آورد . با تعطيل كلوپ حزب توده در سال 1325 اين كانون بار ديگر منحل شد . در سال 1325 بار ديگر رئيس‌زاده با همكارى فريدون نوزاد ، احمد قاسم‌زاده ، برومند ، ايرج حبيب‌زاده ، هادى تقوى ، فرخ پوررسول ( هوشمند ) ، مهستى . . . نمايشنامه‌هاى هرچه بكارى درو مىكنى ، فراك عوضى و نازيا ( نوشتهء فريدون نوزاد ) را اجرا كردند . « 60 » در همين سال به كوشش محمد اعتدالىخو ، شاهپور درخشانى و رحيم روشنيان اقداماتى براى افتتاح تآتر دائمى رشت آغاز شد . نمايشنامه‌هاى مرده باد جنگ و خيانت و وفا ( فريد و فريده ) را هنرپيشگان تآتر رشت اجرا كردند . در سال 1326 كيهان ديوان‌بيگى موفق به اخذ پروانه هيئت هنرپيشگان سيار شد . وى براى انجام خدمت وظيفه عضويت هيئت را به رئيس‌زاده سپرد . در سال 1327 نمايشنامه منجلاب بدبختى اثر فريدون نوزاد و نيز در سال 1328 نمايشنامه نازيا اثر همين نويسنده به روى صحنه آمد و بعد از آن براى هميشه كارنامهء كانون هنرپيشگان پيروز بسته شد . « 61 »

تماشاخانهء گيلان

مهدى گرامى ، مؤسس شركت هنر ، بار ديگر جهت تأسيس يك كانون تآترى و اين‌بار با اهداف كاملا حرفه‌اى ، درست زمانى كه تآتر گيلان به گل نشسته بود ، دست به تأسيس مؤسسهء نمايشى ديگرى زد . او به همراه محمد - حسن ميلانى ، خانم دكتر خسروى ، اسفنديار سرتيپ‌پور و همسرش در سال 1324 ، بانى تماشاخانهء گيلان شد . خانم سرتيپ‌پور ، قسمتى از حياط منزل خود را به شركت واگذار كرد تا سالن تماشاخانه در آن زمين ساخته شود و گويا قراردادى به مدت ده سال منعقد شد . صرفنظر از هنرپيشگان شركت هنر ، رئيس‌زاده ( براى مدتى كوتاه ) ، شاپور درخشانى ، محمد اعتدالىخو ، غلامحسين نصيرى ، همتى ، ميرابى ، خاكپور ، رحيم روشنيان ، ابو القاسم نزهت - سرشت ، نورهان ، فرامرز بهبود ، هادى طاهباز ، نادر گلچين ، ناصر مسعودى ، حامد تحصنى ، گرجى ، محمد رضا شفيع و عده‌اى ديگر از جمله نينا و فائزه با اين گروه همكارى داشتند . اين مركز نيز با وجود برخوردارى از همكارى افراد باتجربه نتوانست راه به جائى ببرد . بعد از سه سال مهدى گرامى خواست تماشاخانه را تبديل به انبار كند ولى با كوشش محمد حسن ميلانى اين اقدام صورت نگرفت . وى و
هامش
( 58 ) . همان كتاب ، صفحه 188 و 189 . ( 59 ) . همان كتاب ، صفحه 190 - 223 . ( 60 ) . تاريخچهء تآتر گيلان ، صفحه 66 - 70 . ( 61 ) . تاريخ نمايش در گيلان ، صفحه 285 - 293 .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 720 | ابراهيم اصلاح عربانى