محمد رضا جفرودى و حيدر صارمى سالن را اجاره كردند و به فعاليت تماشاخانه ادامه دادند ؛ ولى به علت اختلافات داخلى ، نداشتن نمايشنامهنويس و مترجم ، تكرارى بودن نمايشنامهها ، سهلانگارى دستاندركاران ، عدم آشنائى به مسائل روز و توجه مردم به سينما اين كانون تآترى نيز كه ميراث شوم گروههاى تآترى ديگر را به گرده كشيده بود در سال 1337 تعطيل شد . « 62 »
اين گروه نمايشنامههاى خوبى چون : ارنانى ، بازرس ، پرى جادو ، كلاه حصيرى ، بادبزن خانم ويندرمير ، براى شرف ، تيرباران شده سپيدهدم . . . را اجرا كرد . « 63 »
از انحلال تماشاخانهء گيلان تا گروه آتوسا
بعد از انحلال تماشاخانه گيلان ، اقدامات چندى در قلمرو نمايش صورت گرفت . در مرحلهء اول فريدون نوزاد ، به همراه فرامرز بهبود ، اردشير جلاير ، منوچهر روزرخ ، خوشگوارى ، قدسى ، سهراباتى ، توفيقى ، عليزاده ، طهماسبى و بسيارى ديگر كلاس تآتر ايران را تشكيل دادند . آنان ، ديار اشكبار ، مجاهد و سقوط تختجمشيد را اجرا كردند . « 64 »
در كنار اين فعاليتها ، فرامرز بهبود ، ناظم دبستان صديق اعلم و بازيگر تماشاخانهء گيلان ، با همكارى دانشآموزان مدرسه نمايشنامه حاجى آقا را در آبان 1336 ، در همين مدرسه بدون سالن اجرا كرد و بعد نمايشنامه « عدالت اجرا مىشود » را به روى صحنه برد . در سال 1337 همزمان با آخرين اجراى تماشاخانهء گيلان ، نمايش « در راه وطن » اجرا شد . با تعطيل شدن تماشاخانه گيلان ، بهبود فراغت بيشترى يافت و هسته تآترى او بارورتر شد . « قاچاقچى » و « اطاق شمارهء 9 » را به مدت چهار ماه ( هر هفته سه روز ) روى صحنه آورد و بعد به خاطر وطن ، از زندگى تا مرگ يك قدم ، بيژن و منيژه و تيربارانشده سپيدهدم را به صحنه برد . على حاج على عسگرى نويسندهء تاريخچهء تآتر گيلان دانشآموز بود كه كار تآتر را با فرامرز بهبود آغاز كرد . ديگر بازيگران در اين گروه - كه بعدها به آن اضافه شدند - دلزنده ، مدنى ، دشتى ، هرمز طاووسى ، ملكزاده ، احمد بدرطالعى ، ناظرى ، مستوفيان ، روزرخ ، زهرا نزهتسرشت ، جعفرى ، علويون بودند . با كنارهگيرى بهبود ، اين گروه نيز از بين رفت .
زندگى تآتر در رشت افتانوخيزان ادامه يافت . بعد از انحلال گروه بهبود ، به همت جمشيد حلاج و هادى طاهباز - از هنرپيشگان تماشاخانهء گيلان - و حضور دوبارهء فرامرز بهبود ، پروين ، روزرخ ، جمشيد جفرودى ، احمد بدرطالعى و على حاج على عسگرى گروه ديگرى شكل گرفت كه فاجعهء رمضان را به روى صحنههاى شهرستانهاى استان برد و بعد « بدگمان » را در انزلى اجرا كرد و با روى صحنه آوردن نمايشنامه اعدام در ده شماره ، منحل شد .
در سال 1341 در خانهء جوانان رشت گروهى شكل گرفت كه نمايشنامهء آقا محمد خان قاجار ، نوشتهء محمد بشرى را به روى صحنه برد . در همين سال ، گروه خورشيد به همت محمد رئيسزاده ، هادى طاهباز ، جمشيد جفرودى ، محمود پورموسوى و خانم پروين تشكيل شد . اين گروه نمايشنامههاى قضاوت دنيا ، سه عروسى در يك شب ، دردسر تلفن ، سرخر ، بدگمان ، آرش كمانگير ، عاشق گيج ، دكتر ديوانه يا عمو رجب بچه شده را اجرا كرد . بازيگران آن ، غير از افراد نامبرده ، عبارت بودند از آفاق بابائى ، مارى شعبانزاده ، مهين خسروى ، احمد بدرطالعى ، حبيب پورسيفى ، مخبر و عباس اميرى .
فرامرز بهبود ، در اين دوره ، بار ديگر پا به صحنه مىگذارد . او گروه نمايشى گيلان را كه ساختمان آن در محله بادى الله رشت بود ، بنا مىنهد و نمايشنامههاى بدگمان و پرچم را به روى صحنه مىبرد . بعد گروه جوانان گيلان به همت احمد نور اللهى شكل مىگيرد كه آغاز و فرجامش نمايشنامهاى بود به نام اشتباه بزرگ اثر ابراهيم ضمير .
گروه آتوسا
ظهور و سقوط گروههاى تآترى قبل و بعد از تماشاخانه گيلان ، نشانه بحران تآتر از دو سو ( وضعيت نابسامان گروهها و عدم استقبال مردم از آنها ) بود . در سال 1341 گروه تآتر آرش تشكيل شد و اين گروه در سال 1342 نام خود را به آتوسا تغيير داد . افراد تشكيلدهندهء اين گروه جوانان باتجربهاى بودند كه توانستند در كمتر از يك دهه ، خون تازهاى در رگهاى تآتر مرده گيلان جارى سازند . اين عده از سال 1343 نمايشنامههاى جنجال در فروشگاه ، مهر و شرف ، عشق مقدس ، ولپن و چند نمايشنامه ديگر را به اجرا درآوردند .
نمايشنامه ولپن يكى از مهمترين نمايشنامههائى بود كه تاكنون در گيلان شاهد اجراى آن بودهايم .
حضور گروه آتوسا باعث شد تا در سال تحصيلى 1345 - 1346 فستيوال تآتر دبيرستانى به مدت ده شب در سالنهاى مختلف رشت برگزار شود : بامها و زير بامها ، يك بام و دو هوا ، مونتسرا ، بادبزن خانم ويندرمير ، ننه انسى از جمله نمايشهاى اجراشده بود .
آتوسا در سال 1347 با اجراى نمايشنامه « مردى كه مرده بود و خود نمىدانست » به ادارهء برنامههاى نمايشى وزارت فرهنگ و هنر وابسته شد .
افرادى كه در اين مرحله با آتوسا همكارى داشتند ، عبارت بودند از ابراهيم ضمير ، احمد بدرطالعى ، محمد بشرى ، بيژن نيكجو ، عليرضا مجلل و على حاج على عسگرى .
گروه آتوسا پس از اجراى آثارى چون چهار صندوق ، سگى در خرمنجا ، پيامبر ، سياه زنگى ، مرد فرنگى و دايرهزنگى ، بمبو ، عروسكها ، چوب بدستهاى ورزيل ، كانديدا براى خوردن ، پيك نيك در ميدان جنگ ، وقتى كه آسمان مىگريد ، معدنچيان و چند نمايشنامه ديگر در سال 1355 از ادامهء كار خود باز ماند .
به موازات فعاليتهاى گروه آتوسا و با تأسيس كاخ جوانان در رشت از سال 1348 گروههاى جوانترى شروع به فعاليت كردند . در كاخ جوانان نمايشنامههاى متعددى از جمله : پيك نيك در ميدان جنگ ، آنكه گفت آرى آنكه
هامش
( 62 ) . تاريخچهء تآتر گيلان ، صفحهء 76 .
( 63 ) . تاريخ نمايش در گيلان ، صفحه 295 .
نويسندهء كتاب تاريخچهء تآتر گيلان نمايشنامههائى را كه تماشاخانه گيلان اجرا كرده ، به شرح زير معرفى مىكند : براى شرف ، هردمبيل ، بازرس ، فاجعهء رمضان ، كلاه حصيرى ، آقاى رئيس كميسيون دارند ، در راه مكه ، عاشق گيج ، ريشارد دارلينگتون ، واى از دست پدرزن . صفحه 76 .
( 64 ) . همان كتاب ، صفحه 307 و 311 .