تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
داراى موقعيت اجتماعى ممتاز . او علاوه بر نوشتن ، بازيگرى و كارگردانى ، در كلاسهاى اكابر تدريس مىكرد . سرتيپ‌پور با نوشتن نمايشنامه عاقبت وخيم و اهداء عوايد آن به هيئت خيريه رشت در شمار پيشگامان تأسيس بيمارستان پورسيناى رشت قرار گرفت . جمال شيرينلو در زمانى كه با چند تن از آذربايجانيهاى مقيم رشت گروه محمديه را تشكيل دادند ، مسئوليت امور نوغان گيلان را بر عهده داشت و با توجه به اهميت ابريشم در اين استان ، مسئوليت او بسيار حساس و مهم بود . جمال شيرينلو با پريدخت نويدى كسمائى ، از خانواده‌هاى سرشناس و روشنفكر رشت ازدواج كرد . پريدخت نويدى در شمار بنيانگذاران جمعيت پيك سعادت نسوان قرار داشت . خدمات او به فرهنگ گيلان مخصوصا كوششهاى وى براى تأسيس مدارس دخترانه در رشت فراموش‌ناشدنى است . با اينكه از سال 1300 به بعد جريانات سياسى علنا وارد تآتر شد ، ولى تآتر گيلان تا سال 1305 ، بيشترين تلاش خود را صرف كمك به معارف و نيز مؤسسات خيريه كرد . تآتر گيلان در نخستين سالهاى فعاليت خود بازيگران و هنرپيشگان حرفه‌اى نداشت و كارگزاران تآتر نيز در اين سالها عقايد سياسى خاصى را تبليغ نمىكردند . نگاهى به نمايشنامه‌هاى اجراشده در سالهاى مزبور درستى اين سخن را ثابت مىكند . برخى از اين نمايشنامه‌ها عبارت بودند از خچوى دلال ، خسيس ، سالوس ( تارتوف ) ، طبيب اجبارى ، عاشق گيج ، مريض خيالى ، آرشين مالالان ، اصلى و كرم ، ليلى و مجنون و غيره . . . . در سالهاى بعد تآتر گيلان تا حدودى در خدمت تبليغ افكار و عقايد سياسى و اجتماعى قرار گرفت و برخى از دست‌اندركاران تآتر به دو گروه تقسيم شدند . يكى گروه چپ‌گرايان كه تحت تأثير آراء و عقايد همسايگان قفقازى قرار داشتند و ديگر گروه ملىگرايان و ناسيوناليستهائى كه به نشر و ترويج آراء و افكار ميهنى علاقمند بودند . دكتر مهدى فروغ در همين زمينه مىنويسد : « تآتر در رشت از موقعى كه پاى رفت‌وآمد ملل خارجى در ايران باز شد به منظور مبارزه با اجنبى و اجنبىپرستى و بيدار كردن ذهن مردم و روشن ساختن چشم و گوش ايشان ترقى فوق العاده كرد . البته كسى كه نزديك خانه زنبور است آگاهتر و مراقبتر از كسى است كه از آن فاصله دارد و مردم رشت چنين بودند . » « 21 » جهانگير سرتيپ‌پور موقعيت اجتماعى گيلان را در شكل‌گيرى فعاليتهاى نوين فرهنگى از جمله تآتر اين‌گونه توصيف مىكند : « رشت در آن زمان براى همهء كسانى كه تحصيل‌كردهء اروپا بودند ، جذابيتهائى داشت . چرا كه هواى معتدلى داشت و خيابانهاى آن تميز و سنگفرش بود . مردمش خوش‌سلوك و پذيراى نوآوريها . گيلان از راه انزلى به اروپا راه داشت و به عنوان يكى از مراكز تجارى ، بازرگانان اغلب شهرهاى ايران در اين شهر دفتر نمايندگى داشتند . واردات و صادرات از راه انزلى صورت مىگرفت ؛ چون تنها راه دريائى امن ايران به اروپا بود . شهر در مجموع موقعيتى داشت كه مىتوانست مردم ايالات ديگر را جذب كند . مهمترين محصول گيلان ابريشم بود و از زمانهاى دور ، به‌ويژه از عهد صفويه ، تجار اروپائى مانند فرانسويها ، روسها ، يونانيها ، تركهاى عثمانى و نيز ژاپنيها براى توليد نوغان و خريد ابريشم به اينجا مىآمدند و طبعا تمدن خود را نيز مىآوردند . اين مسئله به خودى خود ، يك مقدار در تحولات اجتماعى تأثير مىگذاشت . مسافر كه وارد گيلان مىشد ، احتياج به جائى داشت تا چند صباحى را در آنجا زندگى كند . پس بايد به فكر مسافرخانه مىبودند . بدين ترتيب ، در رشت مسافرخانه داير شد و اين مسافرخانه پيشخدمت تربيت مىكرد . در كلنى آنها پزشك ، داروساز ، آرايشگر و غيره نيز پيدا مىشد و مردم نيز از خدمات آنها استفاده مىكردند . پس كسى كه از اروپا مىآمد ، همه چيز را در رشت پيدا مىكرد . . . مردم هم كه در نتيجه معاشرتها ، نرم و مهربان شده بودند ، ميهمانان را مىپذيرفتند . لطف اقليم ، لطف خوى هم آورده بود . به همين دليل روشنفكرهائى كه از اروپا مىآمدند ، سلوكشان را هم مىآوردند . از آن جمله بايد از حسن ناصر نام برد . » « 22 » با توجه به موقعيت جغرافيائى و اجتماعى گيلان از سال 1289 شمسى رشت پايگاه و مركز غيرگيلانيانى بود كه بعدها خود به جمع هنرمندان تآتر پيوستند و يا خود بنيانگذار محافل فرهنگى شدند . حسن ناصر ، يحيى كرمانى ، عباس بانكى ( اصالت ) ، آقادائى نمايشى و چند تن ديگر ، غيرگيلانيهائى بودند كه در پايه‌گذارى تآتر گيلان سهمى قابل‌توجه و فراموش‌نشدنى دارند . تا قبل از شكل‌گيرى اولين كانون تآتر در گيلان ، گروههاى تآتر از قفقاز به رشت و ساير شهرهاى ديگر گيلان مىآمدند و براى مردم نمايش مىدادند . اولين نمايشى كه در رشت اجرا شد ، « خچوى دلال » بود . ارامنه اين نمايش را به گيلان آوردند . در اين زمان رشت سالن نمايش نداشت . آنها انبارى را در باغ دكتر استفانوس ، معروف به حكيم فانوس ، براى نمايش آماده كردند . شايد بعد از اجراى اين نمايش بود كه اثرى از نريمان نريمان‌اف به‌نام نادر شاه در رشت به روى صحنه آمد . هدف اغلب گروههاى تآترى كه از آن سوى مرز به ايران مىآمدند ترويج افكار و عقايد سياسى به وسيله تآتر بود . از سوى ديگر چون گروهها نمىتوانستند كليه بازيكنان را از قفقاز به گيلان بياورند بدين‌جهت فقط با چند هنرپيشه شاخص مىآمدند و براى بقيه نقشها از بازيگران بومى استفاده مىشد . آقادائى نمايشى اولين‌بار به همين ترتيب به روى صحنه آمد ، زمانى كه نمايشنامه نادر شاه از قفقاز به گيلان رسيد وى در نقش ميرزا مهدى خان صدراعظم پاى در صحنه تآتر گذاشت . همانطور كه اشاره شد ، تآتر گيلان داراى اوج و حضيض فراوان بوده است . بررسى تآتر گيلان را بايد از چگونگى پيدايش كانونهاى نمايشى در اين استان آغاز كرد :

مجمع اميد ترقى

اولين كانون تآتر در رشت به نام مجمع اميد ترقى به همت حسن ناصر در سال 1289 شمسى بنيان گذاشته شد . او كه در مدرسهء شمس رشت نيز تدريس مىكرد ، توانست به يارى فرهنگيان رشت ، اولين گامهاى خود را
هامش
( 21 ) . ايرانشهر ، حسين كاظم‌زاده ايرانشهر ، انتشارات اقبال ، 1364 ، جلد اول ، صفحه 22 و 23 . ( 22 ) . « گفتگو با جهانگير سرتيپ‌پور » فرامرز طالبى ، فصلنامهء تآتر ، شماره 8 - 6 ، صفحه 222 و 223 .