جمال شيرينلو به اتفاق چند تن از آذربايجانيهاى مقيم رشت گروه نمايشى محمديه را تشكيل داد .
او سرپرستى نوغان گيلان را به عهده داشت .
دختر يكى از بازرگانان آذربايجانى مقيم اين شهر ازدواج نمود . وى كه از شيفتگان آزادى بود با مشروطهخواهان رشت تماس نزديك حاصل كرد و به نمايندگى مليون گيلان به آذربايجان رفت و بعد از مدتى بار ديگر به رشت بازگشت . دائى نمايشى در شكلگيرى تآتر رشت ، نقش مهمى را ايفا كرد .
او در تأسيس و ادامه فعاليت دار الايتام رشت ، با گرو گذاشتن خانهء خود ، نقش عمدهاى داشت . وقتى دائى نمايشى چشم از جهان پوشيد شهر رشت يكپارچه تعطيل شد و مردم جنازه وى را تا قبرستان سليمان داراب ( مدفن آزادمردان گيلانى ) مشايعت كردند . سال بعد ، در اولين سالروز مرگش ، نيمتنه برنزى از او ساختند . مرحوم سعيد نفيسى طى نامهاى در مجله فرهنگ ، سال دوم ، شماره دهم ، دربارهء دائى نمايشى مىنويسد : « . . . بدبخت مردم تهران كه براى يك مرتبه هم دائى فقيد را در صحنهء عبرت نديدند . . . من اين شخص صنعتگر را هرگز نديده و نشناختهام ، اولين بارى كه با اسم او آشنا شدم در يكى از شمارههاى پيشين مجله فرهنگ بود . . . آن مقاله دائى نمايشى را به من معرفى كرد . . . اهميت نمايشها را در ادبيات ايران از هرچيز بالاتر مىدانم و كسانى را كه در اين راه مجاهدت مىكنند ، از خدمتگزاران بزرگ مملكت مىشمارم . به همين جهت از مردن دائى نمايشى شما خيلى متأثرم . . . احتراماتى كه جوانان شهر شما در حق دائى نمايشى كردهاند ، مرا يك بار ديگر در اين عقيده و در اين علاقه راسختر كرده است . شايد خيلى از مردم ايران در اين احترامات شما
پريدخت كسمائى ( همسر جمال شيرينلو ) از بنيانگذاران جمعيت پيك سعادت نسوان . اين جمعيت براى نخستين بار نمايشنامههائى را بر روى صحنه آورد كه بازيگران آن عموما زن بودند و نمايشنامهها نيز فقط براى بانوان اجرا مىشد .
را سخريه كنند ، ولى من با نهايت تعظيم در دنياى اين احساسات شما خم مىشوم و منتهاى تكريم خود را به زبان مىآورم . . . جوانان گيلان . . . . كه در مزار دائى نمايشى روح او را به تسليت خود شاد كردهاند ، يك بار ديگر بر من ثابت كردند كه گيلان بيدارترين و روشنترين ايالات ايران است . . . ايكاش ، تمام ايالات ايران ، مثل گيلان بود . »
حسين جودت در آغاز معلم رياضى دبستان احمديه و بعد مدير دار الايتام و كميسر معارف دوران انقلاب جنگل بود . او با تشكيل مجمع فرهنگ ، موفق به تأسيس كتابخانه عمومى و برپائى كلاسهاى اكابر شد . اين مجمع ، مجلهاى به نام فرهنگ نيز منتشر ساخت .
يحيى كرمانى كتابفروش بود و در خدمت جنگليان و بعد دست به مشاغل ديگر زد .
صادق كوچكپور از اعضاى نهضت جنگل بود و به تازگى كتابى در اين زمينه به صورت مستند و تحت عنوان نهضت جنگل ( اوضاع اجتماعى گيلان و قزوين به كوشش سيد محمد تقى مير ابو القاسمى ) ، از وى نشر يافته است .
كريم كشاورز ، فردى تحصيلكرده بود و مسلط به زبانهاى فرانسه و روسى . بعدها آثار برجسته پژوهشگران و نويسندگان معروف جهان را به زبان پارسى برگرداند و در شمار بهترين مترجمان ايران قرار گرفت .
جهانگير سرتيپپور از فارغ التحصيلان و روشنفكران جامعه خويش بود و
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 711
مساهمون: ابراهيم اصلاح عربانى
ص٧١١