( D . D . T )
و حشرهكشهاى ديگر جهت كنترل و از بين بردن ناقلين بيمارى مالاريا بهكار گرفته شد . همچنين درمان اين بيمارى با كلروكين و داروهاى ديگر انجام گرفت .
در ايران ، دكتر عميدزاده با يك گروه تحقيقاتى در سال 1304 در كرانههاى جنوبى ارس دريافتند كه 53 درصد مرگومير منطقه ناشى از مالارياست . از سال 1312 واحد تحقيقاتى مالاريا تحت سرپرستى نامبرده تشكيل گرديد . انستيتو مالاريالوژى نيز براى مبارزه با مالاريا در ايران تأسيس گرديد .
در گذشته نهچندان دور ، بيمارى مالاريا در گيلان به وفور شايع بود تا جائى كه در بعضى نواحى گيلان ميزان ابتلاء به آن نزديك به صددرصد مىرسيد و هيچ برنامه مؤثرى در جهت مبارزه و ريشهكنى اين بيمارى خطرناك وجود نداشت . بالاخره در سال 1325 مبارزه با مالاريا در برنامه كار وزارت بهدارى قرار گرفت ، منتهى با توجه به اينكه گرد « د . د . ت » هنوز به ايران وارد نشده بود مبارزه با مالاريا از طريق خشكانيدن باتلاقها و نفتپاشى روى آبهاى راكد انجام مىشد . سرانجام گرد « د . د . ت » وارد كشور گرديد و در گيلان و برخى نقاط مملكت از سال 1326 تا 1328 مبارزه با مالاريا بهطور آزمايشى انجام گرفت و چون نتيجهء كار رضايتبخش بود واحد خاصى به نام ادارهء مبارزه با مالاريا تشكيل شد و از سال 1329 فعاليتهاى خود را آغاز نمود .
در فاصلهء سالهاى 1328 تا 1331 جهت تعيين ميزان آلودگى مالاريا تحقيقاتى با همكارى كارشناسان سازمان جهانى بهداشت و وزارت بهدارى در ناحيهء لشتنشا به عمل آمد . نتيجهء تحقيقات نشان مىداد كه ميزان آلودگى در بين كودكان 2 تا 9 ساله از لحاظ بزرگى طحال حدود 77 درصد است .
برنامهء مطالعه و تحقيق ادامه يافت و همزمان سمپاشى نيز به مرحلهء اجرا گذاشته شد و درمان و مراقبتهاى ويژه نيز انجام گرديد . نتيجهء عمليات مبارزه با مالاريا بسيار موفقيتآميز بود . بهطورىكه در فاصلهء سالهاى 1337 تا 1340 تعداد بيماران از 464 مورد ( 26 در 000 ، 100 جمعيت ) به 21 مورد ( حدود 1 در 000 ، 100 جمعيت ) رسيد .
همچنين آمار سال 1340 حاكى است لاهيجان 17 مورد ، رودسر 2 مورد و رشت و رودبار هريك 1 مورد بيمار مالاريائى داشتهاند .
در سالهاى بعد عمليات ريشهكنى مالاريا در سطح استان گيلان بهطور مستمر و پىگير ادامه يافت و نتايج حاصله نيز رضايتبخش بود . در سال 1370 در كل استان گيلان 11 مورد بيمارى مالاريا گزارش شده كه عموما محل ابتلاء آنها مناطق آلودهء كشور نظير ايرانشهر ، زاهدان ، خاش و ساير نقاط سيستان و بلوچستان و بندرعباس بوده است . در سال 1369 بيمارى مالاريا در گيلان 14 مورد گزارش شد كه محل ابتلاء 2 تن از آنان استان گيلان بود . بر مبناى آمار مزبور ، مبتلايان به مالاريا در شهرستانها بدين قرار بودند : بندر انزلى 1 نفر ( محل ابتلاء آن خارج گيلان ) ، رشت 8 نفر ( محل ابتلاء آنها 1 نفر داخل گيلان و 7 نفر خارج گيلان ) ، رودسر 1 مورد ( محل ابتلاء آن خارج گيلان ) ، لنگرود 1 نفر ( محل ابتلاء خارج گيلان ) ، و لاهيجان 1 مورد ( محل ابتلاء آن داخل گيلان ) .
لازم به ذكر است در سال مزبور جمعا 855 ، 17 روستا بازديد بهداشتى شده و جمعيت روستاهاى مزبور ، در 000 ، 217 ، 7 مورد در زمينه بيمارى مالاريا معاينه گرديدهاند .
بر طبق نظريهء وزير بهداشت ، درمان و آموزش پزشكى « در طى 20 سال گذشته مالاريا در ايران ( قبل از ورود مهاجران مسلمان افغانى ) در منطقهء پاك يعنى چهارپنجم از كشور وضع خوبى داشته بهطورىكه براى مثال در استان گيلان طى سال به زحمت 10 مورد مالاريا مشاهده گرديده است . ليكن پس از ورود اين برادران مسلمان تعداد موارد در اثر انتقال به ميزان كمى افزايش يافته كه دائما تحت كنترل است و جاى نگرانى نداشته است . » « 27 »
بيمارى جذام
بيمارى جذام كه در كشور ما به خوره شهرت داشت ، يكى از امراض بسيار قديمى است . اين بيمارى ، بومى كشور ماست و شيوع آن در نواحى آذربايجان ، كردستان ، گيلان ، مازندران و خراسان بيشتر از مناطق ديگر است .
بيمارى مزبور از ميكروب مخصوصى به نام « باسيل هانسن » بوجود مىآيد .
جذامى مثل بيمار مسلول و بيماران ديگر قابل درمان است . « 28 »
همانطور كه گفته شد منطقهء گيلان از نظر فراوانى بيماران جذامى در رديف استانهاى آلوده قرار دارد . سوابق و شواهد نشان مىدهد كه بيماران جذامى در گيلان نيز مانند ساير نقاط ، باعث ترس و وحشت ساكنان محل سكونت خويش بودهاند . از اينرو از ترس نفرت و شماتت و وحشت مردم خود را از انظار دور نگاه مىداشتند . در همين زمينه دكتر شليمر هلندى
Schlimmer
كه چندى در رشت اقامت داشته مىنويسد كه هنگام اقامتش در اين شهر « براى معالجه بيمارى او را به نواحى كوهستان طالش مىبرند . در مراجعت مصادف با برف و طوفان شديد شده به جنگلى پناه مىبرد كه در آن يك خانوادهء جذامى دور از مردم بهسر مىبردهاند ، چون او هم تا آن تاريخ جذامى نديده بود و هم اهالى مانع ورود اينگونه بيماران به شهر مىشدهاند به لطايف الحيل دور از انظار مردم خانوادهء مزبور را با خود به رشت برده نزد خويش منزل مىدهد و به معالجه مىپردازد . بيمار بهبود مىيابد و به شغل چوپانى تا دو سال بعد ( 1853 ميلادى ) براى شليمر خدمت مىكند . » « 29 »
واقعيت اين است كه در گذشته ساكنان گيلان به خصوص روستانشينان از هيچگونه امكانات بهداشتى و درمانى برخوردار نبودند . عدم امكانات ، بدى وضع اقتصادى و اجتماعى مردم و معتقدات خرافى متداول سبب گرديده بود تا هرگونه فرصت معالجه از بيماران جذامى گرفته شود . در سراسر كشور فقط 2 آسايشگاه به نام آسايشگاه محرابخان مشهد ( تأسيس 1307 شمسى ) و آسايشگاه باباباغى تبريز ( تأسيس 1316 شمسى ) به بيماران جذامى
هامش
( 27 ) . مجلهء بهداشت جهان ، مركز نشر دانشگاهى ، سال ششم ، شمارهء اول ، تهران 1369 ، صفحهء 5 .
( 28 ) . در تدوين مطالب اين بحث از كتابچه « مسئله جذام در ايران » از انتشارات سازمان مبارزه با جذام ايران ، شمارهء 2 ، صفحات 9 ، 10 و 11 استفاده شده است .
( 29 ) . راهنماى دانشكدهء پزشكى ، داروسازى ، دندانپزشكى و بيمارستانها و آموزشگاههاى وابسته ، صفحهء 47 .