تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
جدول شمارهء 8 - بيماران جذامى ثبت‌شده گيلان در سال 1370 و مقايسهء آن با مناطق سازمان جهانى بهداشت در سال 1990 ( 1369 ) . « * »

و با و طاعون

در گذشته طاعون ، و با ، آبله ، سل ، جذام ، مالاريا ، حصبه ، كچلى ، بيماريهاى پوستى و انگلهاى امعاء با زندگى مردم گيلان عجين شده بود . هرازگاهى يك يا چند نوع از بيماريهاى مزبور در ميان مردم شايع مىشد و گروه كثيرى را به كام مرگ مىكشاند . بيماريهاى و با و طاعون هروقت كه شيوع پيدا مىكردند ضايعات جانى و مالى بىشمار به‌بار مىآوردند . تا جائى كه در بيشتر سفرنامه‌هاى سياحان به صدمات و خسارات ناشى از اين بيماريها در گيلان اشاره شده است . بيمارى و با طى 85 سال يعنى از سال 1236 تا 1321 هجرى قمرى 8 بار به صورت همه‌گير در گيلان شيوع پيدا كرد و عدهء زيادى را به ديار عدم فرستاد و خسارات جبران‌ناپذيرى به گيلانيان وارد كرد . بيمارى طاعون در سال 1209 هجرى قمرى كشتار غيرقابل وصفى در نقاط مختلف گيلان به راه انداخت . شدت فاجعه به قدرى زياد بود كه تولم از سكنه خالى شد و مهاجرين تالشى و مازندرانى به اين ناحيه مهاجرت كردند و جاى بوميان را گرفتند . هنگام بروز طاعون مردم تمام اموال خويش را رها كرده به كوهها و مناطق ييلاقى پناه مىبردند . فقط عدهء كمى از دور مسئول مراقبت از محل مىشدند . تلفات ناشى از بيمارى آن‌قدر زياد بود كه برخى از كوچه‌ها و ميدانها به دفن اجساد مردگان اختصاص مىيافت . رابينو دربارهء شيوع طاعون در گيلان چنين مىنويسد : « در حدود سال 31 - 1830 طاعون در گيلان شيوع يافت و طى چند هفته نصف جمعيت رشت كه بالغ بر 000 ، 40 نفر مىشد هلاك شدند و بقيه به هرطرف كه پيش آمد گريختند . در مدت كوتاهى جز تعدادى از اجساد مردگان در رشت چيزى نماند و اين شهر به صورت شهرى مرده درآمد . . . به اين ترتيب جمعيت رشت به 8000 نفر تقليل يافت . اين عده مرده‌ها را در هرخانه يا هرجا كه مىيافتند دفن مىكردند . پول ، صاحبان تازه‌اى پيدا كرد . بعضى كه ثروتمند بودند گرفتار فقر شدند . ثروت و تجملات و اثاثهء آنها را همسايگانشان برداشتند و بعضى كه اقوام ثروتمندى را از دست داده بودند به ثروت رسيدند . » « 32 » كارلا سرنا در سفرنامهء خود در زمينهء طاعون سال 1877 ( 1294 هجرى قمرى ) چنين مىگويد : « . . . در ماه آوريل طاعون در شهر رشت منتشر شده بود و مردم ناگزير در دهات مجاور مسكن كرده بودند . بعد از مدتى كوتاه بيمارى در رشت موضعى شد اما اين درنگ دوامى نيافت . مرض به زودى به اطراف شهر رسيد و به خصوص در دهاتى كه مرقد امامزاده‌اى بود كشتار زياد كرد زيرا بوميان گروه‌گروه به زيارت اين امامزاده‌ها رفته بودند تا در پناه آنان از بيمارى مصون بمانند . در مدت هفت هشت ماه كه طاعون دوام داشت بيش از 4000 نفر را در شهر رشت و دهات اطراف آن از پا درآورد . . . داروهائى كه طبيبان محلى به كار مىبرند بسيار ساده و غالبا بسيار مؤثر است . مايعات خنك‌كننده ، كنين ، تنتوريد ، زالو و حجامت در صورتى كه در آغاز ابتلا مورد استفاده قرار داده شوند در معالجه مؤثر خواهند بود . . . در هريك از محلات شهر ، در نزديك نهرها جائى هست كه اجساد را در آن مىشويند و بعد از خواندن آياتى از قرآن آماده تكفين مىكنند . فقط در اين مكانهاست كه مىتوان تعداد مردگان را وارسى كرد اما چون همه اجساد را بدين مكانها نمىآوردند تعداد دقيق مردگان مجهول مىماند . » « 33 » قبل از توسعهء فعاليتهاى بهداشتى و درمانى اين وضع كم‌وبيش وجود داشت ، ليكن از زمانى كه دولت عملا تأمين بهداشت و درمان مردم سراسر كشور را عهده‌دار شد و تسهيلات بهداشتى و درمانى تعميم يافت موارد بيماريهاى واگير به شدت كاهش پيدا كرد . به‌طورى كه بر خلاف گذشته در ميان بيماريهاى شايع موارد و با و طاعون در گيلان ديده نمىشود .

فاويسم

فاويسم « 34 » ، در اثر خوردن و يا تماس با نوعى باقلا كه در گيلان به باقلاى مازندرانى معروف است ايجاد مىشود . بيمارى مزبور در فصل باقلا از هنگام گل كردن گياه باقلا و دانه بستن و استفادهء سبز آن تا خاتمه بهره‌بردارى مشاهده مىشود . اين بيمارى باعث از بين رفتن ( هموليز ) « 35 » شديد گلبولهاى قرمز خون شده و در كودكان منجر به مرگ‌ومير آنان مىگردد . در گذشته براى درمان فاويسم از « دوشاب » « 36 » به خصوص « اربادوشاب » « 37 » استفاده مىشد . ليكن با گسترش مؤسسات بهداشتى و درمانى در سطح گيلان مبتلايان به فاويسم در اورژانس بيمارستانها تحت درمان قرار مىگيرند . از مطالعاتى كه در اطراف فاويسم صورت گرفته نتايجى به شرح زير به دست آمده است : 1 - بيشتر مبتلايان به فاويسم كودكان 1 تا 3 ساله هستند .
هامش
( * ) .Western Pacific .( 32 ) . ولايات دار المرز ايران ، گيلان ، صفحهء 551 ، 552 . ( 33 ) . مردم و ديدنيهاى ايران ، صفحهء 340 - 338 . ( 34 ) . فاويسم در گيلكى « باقلا زاله » است . ( 35 ) . هموليزhemolysisتحليل گلبولهاى قرمز خون و آزاد شدن از هموگلوبين است . به عبارت ديگر هموليز عبارتست از « تخريب عناصر ياخته‌اى خون » . ( 36 ) . دوشاب ، شيرهء انگور است . ( 37 ) . اربادوشاب : شيرهء خرمندى ( خرمالوى وحشى ) كه در جنگلهاى گيلان به‌طور فراوان يافت مىشود .