جدول شمارهء 6 - تعداد موارد سل ديدهشده در آزمايشگاههاى استانهاى كشور بر حسب درجهء بروز « * » در سال 1361 .
هامش
( * ) . درجهء بروز سل بر حسب 000 ، 100 نفر جميعت هر استان محاسبه گرديده است .
كشور آغاز گرديد . در گيلان نيز كار مبارزه با آبله با فعاليت مشترك مهندسى بهداشت و مبارزه با مالارياى گيلان شروع شد . در نيمهء دوم سال 1335 سرويس مبارزه با آبله گيلان مركّب از 30 تن پزشك ، آبلهكوب و كارمند تشكيل گرديد و با پشتوانهء مالى سازمان برنامه و استفاده از دارو و وسائل و تجهيزات لازم كار خود را آغاز كرد . در ابتداى امر ، تلقيح همگانى مورد استقبال مردم قرار نگرفت و فقط 20 درصد جمعيت ، حاضر به تلقيح گرديدند .
در نتيجه ، سطح مصونيت به ميزان پيشبينىشده نرسيد . بهعلاوه مأمورين مبارزه با آبله نيز مورد بىمهرى قرار گرفتند ، حتى در شهر لنگرود يكى از مأمورين را مضروب و مجروح ساختند .
در زمينهء شكست عمليات مبارزه با آبله تحقيقات گستردهاى به عمل آمد .
نتيجه بررسى نشان داد كه عدهاى از اهالى عمارلو كه براى كارهاى برنجكوبى از كوهستان به جلگه گيلان مىروند بيمارى آبله را نيز از منطقهء آلوده عمارلو به محل جديد انتقال داده و باعث شيوع آن مىگردند . با كشف سرچشمههاى بيمارى آبله در منطقهء گيلان كار مبارزه با آبله وارد مرحلهء جديدى شد . اينبار كار تلقيح همگانى به صورت خانه به خانه انجام گرفت . بدينترتيب كه 3 گروه هريك مركب از 4 نفر ، روزانه با همكارى مربيان بهداشت عمومى اهالى شهرها و روستاها را بر طبق برنامهء منظم تلقيح نمودند . بهطورىكه در پايان سال 1336 تعداد تلقيحشدگان به 80 درصد ساكنان گيلان رسيد .
در سال 1338 نوبت دوم تلقيح همگانى آبله كاملتر از گذشته به مدت 20 ماه انجام شد . عمليات جدى و پىگير ، بيمارى آبله را در گيلان ريشهكن ساخت و آمار مبتلايان را به صفر رسانيد . در سال 1340 يك مورد جديد آبله در لنگرود مشاهده گرديد . لذا تحقيقات اپيدميولوژيكى آغاز گرديد و سرانجام معلوم شد ، بيمار آبلهاى ، كودك 6 سالهاى است كه به تازگى از مشهد بازگشته است . بدينجهت اقدامات بهداشتى لازم به عمل آمد و بيمارى مهار گرديد .
پس از آن ديگر مورد جديد آبله در گيلان ديده نشد . بايد دانست كه اين بيمارى در سراسر عالم نيز ريشهكن گرديده است .