تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
لحافى بر روى بيمار كشيده در زير چادر كدوى پخته‌شده داغ قرار مىدادند . بخارى كه از آن متصاعد مىشد زكام بيمار را تسكين مىداد . به‌دانه : براى نرم شدن سينهء بيمار لعاب به‌دانه تجويز مىكردند . بره‌موم : موم سياه‌رنگى است كه زنبور عسل قبل از تهيهء « شان » و ساختن عسل ، درزهاى كندو را با آن مسدود مىكند . مالش دادن و فشردن بره‌موم را در جهت به كار انداختن رگها و عضلات دست مفيد مىدانستند . گاودارو : سنگهاى صفراوى توليدشده در كيسهء صفراى گاو را براى تقويت و چاق شدن به افراد لاغر مىدادند . اين دارو در عطاريها فروخته مىشد . ذيلا چند نسخهء پزشكى مربوط به سالهاى 1316 و 1318 هجرى قمرى ارائه مىشود : نسخهء اول - جهت درمان عرق بدن و بوى بد آن : خوردن به و همراه داشتن آن توصيه شده است . نسخهء دوم - درمان عرق بدن و بوى بد آن : صندل سرخ را سائيده با روغن گل سرخ به بدن بمالند . نسخهء سوم - درمان درد دندان : تخم ( تخم نام يك گياه بومى است ) را در سر قليان كرده بكشند . نسخهء چهارم - درمان درد دندان : ميخك را سر قليان كرده بكشند . نسخهء پنجم - ترياك را در محل كرم‌خوردگى بگذارند يا از دود آن استفاده كنند . نسخهء ششم - روغن چوب سفرجل ( به ) را گرفته با پنبه آغشته كنند و در محل درد دندان بمالند . همچنين از اين مواد نيز جهت رفع دندان‌درد استفاده مىشد : پوست هليلهء زرد ، هليلهء سياه ، كاه هندى ، توتياى هندى ، گلنار فارسى ، رب انار ، برگ هلو ( اشتالو ) و روغن شمشاد ( كيش ) . براى درمان سوختگيها از گل سرخ ، صمغ عربى ، كافور و سركه و جو كوهى استفاده مىكردند . از گياهان و مواد زير هم به عنوان دارو استفاده مىشد : برگ نعناع ، برگ نارنج يا خلال آن ، گل ختمى ، عرق كاسنى ، گنه‌گنه ، سكنجبين ، گل زوفافلوسى ، خاكشير ، ترنجبين ، تخم كدو ، عسل ، روغن بادام ، نخود و عدس ، حنا ، برگ سدر ، مازو ، وسمه ، دانهء خرماى سوخته ، زاج سياه ، پوست انار ، نوشادر ، هليلهء سياه ، سركهء سياه و روغن زيتون . علاوه بر آنچه كه گفته شد از داروهاى مخدر نيز براى تسكين درد و درمان بيماريها استفاده مىشد . بيشتر پزشكان دستور غذا و پرهيز را نيز يادداشت مىكردند . اگر نسخه‌اى مؤثر واقع مىشد آن را به همراه مشخصات بيمار نزد خود بايگانى مىنمودند . گاهى هم نسخه‌هاى مفيد و آموزندهء حكماى ديگر را جمع‌آورى و نگهدارى مىكردند . « 4 » گيلانيها ، طرز خوراك و پرهيز از آن را نيز در درمانها و پيشگيرى از بيماريها به كار مىبستند . بدين‌صورت كه معتقد بودند غذاهايى مانند شير ، عسل ، انواع مرباها ، ادويه ، حلويات ، گوشت گوسفند و مرغ و شتر ، خرما ، توت ، نان ، مغز گردو ، كره و . . . اغذيهء گرم و بعضى را هم گرم خشك مىدانستند . برعكس ماست ، كاهو ، خيار ، هندوانه ، آلو ، ماهى ، گوشت بز ، انگور ، مركبات ، برنج ، كدو ، ازگيل و غيره را غذاهاى سرد و مرطوب به‌شمار مىآوردند . بيماريهايى نظير حصبه ، سرخك ، مخملك ، يرقان ، درد گلو ، زخمهاى دهان و سوزاك را بيماريهاى گرم مىخواندند . رماتيسم ، دردهاى مفصلى ، دردهاى عضلانى ، بيماريهاى كليوى ، بيماريهاى گوارشى و تبهاى نوبه‌اى را امراض سرد مىشمردند . برخى از آنها در مثلهاى گيلكى هم ديده مىشوند . چند نمونه از مثلهاى مزبور عبارتند از :
« اگه خوائى بيميرى بىبهانه * بوخور ماست و جوكول [ پياز ] و هيندوانه »
يعنى اگر مىخواهى كه بدون بهانه و علت بميرى ، ماست و برنج سبز نارس يا پياز و هندوانه را با هم صرف كن . ديگر آن‌كه « ايتا خرما امرا گرمى كنه وايتا مويز امرا سردى » يعنى : با خوردن يك دانه خرما دچار گرمى و يك دانه مويز دچار سردى مىشود .

خرافات و بيماريها

از نشانه‌هاى بارز اين عهد توجه مردم به خرافات و اوهام مربوط به بيماريها و درمانها است . اعتقاد به تأثير جن و پرى و شياطين و ارواح خبيثه در بيماريها و مداواى امراض توسط درختهاى نظركرده و همچنين باور به تأثير ستارگان و نحوست روزها و اشياء از نظر سلامتى و بيمارى در اذهان و افكار مردم رواج داشت . به لحاظ اهميت موضوع ذيلا برخى از اعتقادات را در زمينهء بيماريها و درمان بيماران مورد مطالعه و توجه قرار مىدهيم .

تأثير جن و پرى :

مردم عادى تأثير موجوداتى نظير جن و پرى ( اوشانان « 5 » ) را در سلامت و بيمارى انسان باور داشتند . از اين‌رو معتقد بودند موجودات مزبور شرور بوده و ايجاد مزاحمت مىكنند و باعث بيمارى و مرگ و اذيت و آزار آدميزاد به خصوص نوزادان و زنان زائو مىشوند . بدين‌جهت براى مقابله با آزار آنها از چاقو ، سوزن ، سنجاق و لوح « بسم الله » استفاده مىكردند . زيرا عقيده داشتند كه جن و پرى از اين ابزار مىترسند و به لحاظ ايجاد ترس و وحشت در آنها غالبا در لباس خود ابزار مذكور و يا كلمه مقدس « بسم الله » را جاى داده و هيچگاه از خود دور نمىكردند . بر اساس همين باور در قنداق نوزادان و بر بالين زنان زائو چاقو و قيچى و نظائر آنها مىگذاشتند . اعتقاد به جن و جن‌زدگى در ميان مردم تا آنجا نفوذ يافته بود كه عامه مردم به ويژه ساكنان روستاها ، چه مرد و چه زن ، هرگاه شب‌هنگام از مكان تاريك يا خلوت مىگذشتند به همراه خود سوزن يا سنجاق داشتند تا جن‌زده نشوند . همچنين عوام بر اين باور بودند كه جن و پرى شب‌هنگام و در تاريكى آن در رودخانه آب‌تنى مىكنند بدين‌جهت تا آنجا كه مقدور بود از كنار رودخانه
هامش
( 4 ) . سرزمين و مردم گيل و ديلم ، محمد تقى مير ابو القاسمى ، كتابفروشى طاعتى ، رشت 1356 ، صفحهء 92 - 88 و جاهاى مختلف . ( 5 ) . واژهء اوشانان در گويش گيلكى به معنى جن و پرى است .