بهداشت فردى و عمومى و پيشگيرى از بيماريهاى واگير گرديد . بنابراين كشفيات پزشكى يكى بعد از ديگرى انجام گرفته و به عرصهء جهانى بهداشت و درمان عرضه شدند .
علم پزشكى در ايران
پزشكى ايران كم و بيش 3 هزار سال پيش با مهاجرت آريائيها به سرزمين وسيع نجد ايران آغاز گرديده است . بايد دانست كه 700 سال پيش از ميلاد اثرى از رخنهء طب اقوام ديگر در پزشكى ايران مشاهده نمىشود ، اما پس از آن تاريخ به علت گسترش كشور و نفوذ ايرانيان به قلمروهاى ديگر ، مبادلات اقتصادى و علمى و فرهنگى ميان ايران و چند تمدن غير ايرانى نظير مصر ، هندوستان ، يونان ، بابل و آشور رواج يافته و بدينترتيب طب مخصوص سرزمين ايران با پزشكى ساير ملل و همچنين با دلبستگيهاى آنان به اوهام و خرافات ، اختلاط و امتزاج پيدا كرده است .
قديميترين آثار مربوط به بهداشت و درمان ايران باستان در كتاب دينى زردشتيان يعنى « اوستا » ديده مىشود . زردشتيها توجه زيادى به بهداشت فردى و عمومى داشتند و آن را مقدم بر درمان مىدانستند .
در دورهء هخامنشيان ( 559 - 331 پيش از ميلاد ) ، روحانيون در طب و طبابت دست داشتند . همچنين غالب پزشكان اين سلسله در دربار خود پزشكان يونانى و مصرى داشتند . با غلبه اسكندر مقدونى بر ايران ( 331 پيش از ميلاد ) تمدن و پزشكى يونان در ايران نفوذ پيدا كرد . بعد از اسكندر جانشينان وى به رواج آن در ايران همت گماشتند . بهطورىكه آثار آن تا دورهء اسلامى در سراسر ايران مشهود بود .
در دورهء پادشاهى ساسانيان ( 652 - 224 ميلادى ) اعتقادات طبى زردشتى در ايران نفوذ فراوان يافت . به فرمان شاپور اول پادشاه ساسانى ( جلوس 272 - 241 ميلادى ) آثار و مصنفات متعدد يونانى و هندى در رشتههاى طب ، فلسفه و نجوم و غيره در گنديشاپور گردآورى شد . همچنين در زمان شاپور دوم بيمارستان و دانشگاه مهمى در گنديشاپور تأسيس گرديد .
خسرو انوشيروان ( جلوس 531 - فوت 579 ميلادى ) گنديشاپور را توسعه و ترقى داد و در عهد همين پادشاه كتاب درسى در 30 جلد دربارهء سموم تأليف گرديد كه تا دورهء اسلامى باقى بود و بعدها ناپديد شد . از وقايع مهم پزشكى دوره انوشيروان ترجمهء كتب به فارسى ميانه ، تشكيل شورا يا انجمن پزشكى و اعزام برزويه طبيب جهت تحقيق داروئى به هندوستان بود .
بهطور كلى از تاريخ پزشكى ايران روشن مىشود كه در دورهء قبل از اسلام بهويژه در عهد ساسانيان ، پزشكى اين سرزمين با برخوردارى از روابط فرهنگى ، سياسى و اقتصادى ملل متمدّن ، تحت تأثير و نفوذ عقايد و نظرات آنها قرار گرفته و به تدريج خود صاحب مكتب خاصى در امور پزشكى و بهداشتى گرديده است .
شواهد ديگر نشان مىدهد كه بزرگترين مدارس پزشكى در رى ، همدان و ساير شهرهاى عمده داير بود . پزشكانى كه از اين مدارس فارغ التحصيل مىشدند يا جراح بودند كه با چاقو بيماران را درمان مىكردند يا پزشكان عمومى كه با دارو و گياهان شفابخش مداوا مىكردند . بنابر عقيدهء زردشتيها در ازمنه قديم نخستين طبيب ايرانى « تريتا » نام داشته كه ظاهرا مقام و منزلتى در سطح ايمهوتپ در مصر و اسقلبيوس در يونان داشته است . گرچه از سپيدهدم تاريخ ايران ، طب و طبابت در اين مرزوبوم برقرار بوده ، برزويه تنها طبيب پيش از اسلام است كه از او زندگينامهاى بر جاى مانده است . نكتهء ديگرى كه لازم است در زمينهء پزشكى پيش از اسلام گفته شود اينست كه علىرغم همهء پيشرفتهائى كه در پزشكى حاصل گرديد ليكن در آموزش كالبدشكافى پيشرفتى پديد نيامد .
لازم به تذكر است ، پزشكان ايران از دورههاى باستانى تا قبل از رواج دانش نوين پزشكى در اين كشور ، از نظرات بقراط بزرگترين پزشك دنياى باستان متأثر بودند . وى كه 460 سال پيش از ميلاد در يونان پا به عرصه گيتى گذاشت معتقد بود كه اجسام از 4 عنصر آب ، خاك ، هوا و آتش ساخته شدهاند كه آنها را عناصر عام گويند . اين 4 عنصر يا با يكديگر تركيب مىشوند يا متضاد با ديگرى عمل مىكنند . چنانچه آب در مقابل آتش قرار مىگيرد يا با خاك آميزش مىيابد . به نظر بقراط عناصر چهارگانه از 4 كيفيت برخوردارند : گرمى ، سردى ، رطوبت و خشكى و كليهء موجودات زنده تركيبى از طبايع چهارگانهاند و عبارتند از صفرا ، سودا ، خون و بلغم .
پيشگامان طب اسلامى
همزمان با تسلط اعراب بر ايران كه همهء اهرمهاى فتح و پيروزى در اختيار اعراب بود نهتنها توجهى به علوم نشد بلكه به تعدادى از مراكز علمى ، كتابخانهها و گنجينههاى علمى ايران و ممالك متصرفه صدمات و خساراتى نيز وارد گرديد .
بهطورىكه در بحث پيش گفتيم ، گنديشاپور در عهد ساسانيان ، كانون مهم دانش پزشكى آميخته از طب ايرانى ، يونانى و هندى بود و در اوج رونق و پيشرفت قرار داشت . بنابراين طب ايرانى در ميان مسلمانان ، نخست به كوشش پزشكان ايرانى مكتب گنديشاپور راه رشد و پيشرفت را در پيش گرفت و در تقويت خصوصيات يونانى آن هم مؤثر واقع شد . از آن گذشته آثار و كتب بسيارى به عربى برگردانده شد و بدينترتيب طب اسلامى كه در حقيقت دنبالهء طب پيش از اسلام است پايهگذارى گرديد و به سرعت رونق گرفت .
نكتهاى كه توجه به آن در اينجا ضرورى است اين است كه پس از پيروزيهائى كه نصيب اعراب گرديد و نيز گسترش سريع دين مبين اسلام و تشكيل قلمرو گسترده اسلامى ، به تدريج زبان عربى جاى زبانهاى رايج ديگر به خصوص يونانى را گرفت و زبان علمى آن دوره گرديد و تا اواخر عصر عباسى كه زبان فارسى به عنوان يك زبان علمى رخ نمود ادامه داشت . از اين رو همهء مترجمان و مؤلفان به ترجمه و نقل و تأليف كتب و نوشتهها به عربى مبادرت ورزيدند . به دنبال اين دگرگونى استعمال عبارت « طب عربى » به جاى « طب اسلامى » رواج پيدا كرد و پزشكان و دانشمندان ايران و ملل غيرعرب كه در بوجود آوردن اين نهضت بزرگ علمى سهم بسزائى داشتند ناديده گرفته شدند .
اساتيد بزرگ پزشكى ايران كه توانستند بعد از ظهور اسلام آثار طبى ارزندهاى به زبان عربى پديد آورند به ترتيب تاريخ عبارتند از : ابن ربن طبرى