پيوسته همراه آدمى بوده و وى را رهبرى كرده است . اگر بازوى مردى از حملهء جانورى يا از فروريختن سنگ كوهى آسيب مىديد ، يا ساق پايش مىشكست ، و اگر زنى در ضمن انجام كارهاى روزانهء خويش دچار اختلالاتى مىشد پيوسته براى مقابله با اين حوادث به سرعت مىتوانستند كارى انجام دهند و همچنين براى ناراحتيهاى بيماران ديگر راهحلهاى مستقيمى وجود داشت . پس به احتمال قوى فن درمان كردن يكى از حرفههاى كهن است . . . بعضى از جمجمههاى پيش از تاريخ كه به دست ما رسيده علاماتى دارد كه نشان مىدهد در آن زمانها بر روى كاسه سر عمل جراحى و شكستهبندى صورت گرفته است . » « 1 »
در كتاب « زيستشناسى جانورى » چنين آمده است : « در سال 1921 جمجمه انسانى را در غارى در زامبيا يافتند كه ظاهرا به نژاد جنوبى نئاندرتال تعلق داشت و به نام انسان رودزيا
Homorhodesiesis
خوانده شد . شواهد امر نشان مىدهد كه انسان رودزيا از كرمخوردگى دندان و از بيمارى مفاصل رنج مىبرده است . لذا به نظر مىرسد كه اينگونه بيماريها در 200 هزار سال قبل نيز وجود داشتهاند . » « 2 » به استناد كشفيات باستانشناسى ، در حدود 12 هزار سال پيش از اين ، عمل جراحى بر روى مغز انسان انجام مىگرفته و نيز بررسيهاى انجامشده نشان مىدهد كه پيشينيان ما براى سوراخ كردن جمجمه از مته و ابزار سنگى استفاده مىكردهاند .
پيرامون زادگاه اين علم شريف انديشههاى مختلف وجود دارد . برخى از محققان ، اقوام ساكن ، بين النهرين ، مصر ، چين و هندوستان را پيشروترين تمدن بشرى در عرصهء پزشكى مىدانند ، عدهاى هم آمريكاى لاتين را محل نشو و نماى آن معرفى مىكنند ، زيرا دوسوم كل 1500 جمجمه پيش از تاريخ كه عمل جراحى بر روى آنها انجام گرفته مربوط به كشور باستانى پرو است . در باب اين مطلب به نظر ابن ابى اصيبعه طبيب مشهور اختراع طب را نمىشود به شهر يا كشور يا طايفهء معينى نسبت داد زيرا آنچه را كه به مردمى نسبت مىدهيم ، قبل از آنها در مردم ديگرى وجود داشته و بعد منقرض شده است و باز در مردم ديگرى پيدا شده ، از آنها نيز رخت بربسته و به دست طايفهء ديگرى افتاده است كه ما ايشان را مكتشف آن تصور مىكنيم . « 3 »
مطالعهء كتب اديان جهان نشان مىدهد كه پزشكى و بهداشت تاريخى بسيار كهن دارد . قديمىترين اشارات مربوط به بهداشت و درمان در تمدنهاى مذهبى درهء نيل ، دجله ، فرات ، سند و چين شده است .
در هزاره چهارم و پنجم پيش از ميلاد ، سومريان كه در قسمتى از خوزستان و عراق ساكن بودند ، آثارى در ارتباط با دانش پزشكى از خود بر جاى گذاشتند . يك ستون سنگى از حمورابى ( 1955 - 1913 قبل از ميلاد ) بهدست آمده كه قوانين حمورابى يعنى قديمترين قانون مدون جهان بر روى آن حك شده است . اين ستون هماكنون در موزهء لوور پاريس نگهدارى مىشود و در آن براى حق القدم پزشكان ، جريمهء جراحان غيرماهر و ساير امور پزشكى و بهداشتى قوانين و مقرراتى وجود دارد و نيز در آن دستمزد پزشكان به تناسب استطاعت مالى بيمار تعيين گرديده است .
13 قرن پيش از ميلاد آشوريان بر بابليان چيره شدند و حكومت مطلقه بابليان به آشوريان رسيد و به دنبال آن عقايد و نظرات پزشكى بابليها به آشوريها منتقل گرديد . در كاوشهاى باستانى كه از سال 1842 در نينوا پايتخت امپراطورى آشور به عمل آمده لوحهاى به خط ميخى از زمان آشور بانيپال ( قرن هفتم پيش از ميلاد ) كشف گرديده كه بر روى آن 1000 دستور پزشكى و بهداشتى حك شده است .
در كشور باستانى مصر چندين پاپيروس بهدست آمده كه در برخى از آنها از انواع بيماريها و داروها و حفظ بهداشت صحبت به ميان آمده است . به گفتهء هرودوت مورخ نامى يونان ، پزشكى در مصر جنبه تخصصى داشته و داريوش پادشاه ايران ، عدهاى پزشك مصرى در دربار خويش داشت .
در هند به سبب فراوانى گياهان و پى بردن مردم به خاصيت آنها ، بالغ بر 170 گياه شفابخش مورد توجه و پرستش هندوان بوده است . نگاهى گذرا به تاريخ پزشكى هند نشان مىدهد كه جراحى به خصوص جراحى پلاستيك ( جراحى ترميمى ) در شبهقارهء هند انجام مىگرفته . قديميترين اثرى كه از 2000 سال پيش در دسترس است مربوط به ترميم يك بينى بدشكل توسط جراح بزرگ هندى به نام ساسروتا
Sustruta
مىباشد .
4000 سال پيش ، طب سوزنى در چين رواج داشت و اكنون نيز رايج است . همچنين چند كتاب پزشكى از حدود 4 قرن پيش از ميلاد مسيح باقى مانده كه در آنها اشاراتى به تشريح ، وظائف اعضاى بدن و تنفس و گردش خون ديده مىشود .
دانش پزشكى در اروپا ، از جالينوس تا قرون وسطى پيشرفتى حاصل نكرد . در قرن نهم ميلادى اولين دانشكدهء پزشكى در بيزانس تأسيس شد . در قرن دوازدهم دانشكدهء پزشكى سالرنو ، در قرن سيزدهم دانشكدهء پزشكى بولونى و در همين دوره دانشكدههاى پزشكى مونپليه والز و اكسفورد انگلستان شروع بهكار كردند .
در دورهء رنسانس ، در صنايع و ادبيات و هنرهاى زيبا پيشرفتهاى شگفتآورى پديد آمد و تغييرات بنيادى در هنر و علوم و روش حكومت پيدا شد . اوهام و خرافات از حاكميت افتاد و مبارزه جدى با طلسم و جادوگرى آغاز گرديد . در اين دوره علىرغم برقرارى نظام سرمايهدارى و دموكراسى و همچنين كشف ماشين بخار و اختراعات عمده ، شيوع بيماريهاى مهلك آبله و طاعون وسعت و دامنهء بيشترى يافت ، بهطورىكه در قرن هيجدهم فقط بيمارى آبله در اروپا 60 ميليون نفر را كشت . از بهداشت فردى و عمومى خبرى نبود . زنها براى جلوگيرى از هجوم شپشها ، كلاهگيس خود را آغشته به مخلوطى از عسل و سركه مىنمودند ، اينها همه از نظر هيئت حاكمه و سرمايهداران و دانشمندان انگيزهء ابداعات و اختراعات براى توسعه و بهبود
هامش
( 1 ) . تاريخ علم ، جرج سارتون ، ترجمه احمد آرام ، انتشارات مؤسسه مطبوعاتى اميركبير ، صفحهء 8 و 9 .
( 2 ) . زيستشناسى جانورى ، دكتر ابو القاسم امين و دكتر محسن شكوهىنژاد ، مؤسسه انتشارات اميركبير ، تهران 1363 ، صفحهء 677 .
( 3 ) . عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ابن ابى اصيبعه ، ترجمهء سيد جعفر غضبان و دكتر محمود نجمآبادى ، چاپخانه سازمان چاپ دانشگاه تهران 1349 ، جلد 1 ، صفحه 5 ، 29 و 31 .