تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
وسيلهء حاج ميرزا خليل ، كه در آن‌وقت رئيس بلديّه بود ، و نيز هيئت فرهنگ تأمين مىگرديد . مدرسهء ويشكا بعد از مدّتى به آج‌بيشه منتقل گرديد و چون توجّه كافى به اداره و تأمين هزينه‌هاى آن به عمل نمىآمد كار آن به انحلال كشيد .

مدارس خارجى

مدرسهء ارامنه :

اين مدرسه كه به نام « مدرسهء انوشيروان » ناميده مىشد ، در سال 1290 هجرى قمرى با استفاده از اعاناتى كه يك عدّه از ارامنهء رشت پرداخت نمودند تأسيس گرديد . در سال 1318 هجرى قمرى يكى از ثروتمندان ارامنه به نام « آواديس » عمارت بزرگى جهت مدرسه بنا نمود و آن را به همين منظور وقف كرد . مدرسهء انوشيروان داراى حياطى وسيع و يك سالن براى برگزارى سخنرانيها و نمايشها بود . اين مدرسه فعاليّت خود را در تعليم و تربيت نوباوگان ، با نام كنونى خود « مريم » ادامه مىدهد .

مدرسهء متوسّطه ابن سينا :

اين مدرسه پسرانه بود و در سال 1313 هجرى قمرى وسيلهء آمريكائيها زير نظر مبلّغين پرتستان آمريكائى در رشت تأسيس گرديد . مديريّت اين مدرسه را مستر شولر به عهده داشت . مدرسهء ابن سينا در سال 1314 شمسى منحل گرديد .

مدرسهء متوسّطهء مهستى ( دخترانه ) :

مدرسهء دخترانه مهستى در سال 1324 هجرى قمرى وسيلهء آمريكائيها تأسيس شد . اين مدرسه در سال 1312 شمسى توانست امتياز تأسيس دورهء كامل متوسّطه را دريافت نمايد . بودجهء مدرسهء پسرانه و دخترانهء آمريكائى وسيلهء انجمن خيريّه آمريكا تأمين مىگرديد . اين مدرسه با نام « دبيرستان فروغ » به كار خود ادامه مىدهد .

مدرسهء يونانيها :

يونانيانى كه براى تجارت به گيلان آمده بودند يك كليسا و يك مدرسه در محل اسكندرآباد ( ابتداى خيابان طالقانى امروزى ) تأسيس نمودند . اين مدرسه در جريان انقلاب سال 1339 هجرى قمرى منحل گرديد . يونانيان به وطن خود بازگشتند ، ولى كليسا هنوز هم پابرجاست .

مدرسهء روسها :

روسها در سال 1335 هجرى قمرى مدرسه‌اى تأسيس نمودند كه مديريّت آن بعهدهء مردى به نام مسيو سيمون بود . كنسول روس براى تأسيس اين مدرسه كمكهاى قابل توجهى كرد . روسها علاوه بر تأسيس مدرسه يك باب كتابخانه نيز در محلّهء سبزه‌ميدان رشت تشكيل داده بودند كه بيش از چند سالى دوام ننمود .

آغاز تحول در فرهنگ گيلان

در سال 1338 هجرى قمرى ( اوايل تيرماه 1298 شمسى ) ميرزا عيسى خان صدّيق ( دكتر صدّيق اعلم ) به رياست معارف گيلان منصوب شد . به منظور شناسائى موقعيّت و درك ويژگيهاى آن دوران ، مطالبى از آنچه آقاى دكتر صدّيق در مورد مأموريت خود در كتاب « يادگار عمر » نوشته‌اند نقل مىگردد : « در اواخر جوزا ( خرداد ) 1298 وزير معارف نصير الدّوله مرا به دفتر خود دانش‌آموزان اولين كلاس متوسطهء رشت در سال 1303 . معلمان و كاركنان مدارس دولتى رشت در سال 1304 . خواند و پس از مذاكراتى دستور داد كه روز 21 برج در عمارت بادگير ، در ساعت 9 بامداد به حضور رئيس الوزراء مشرف شوم . در اطاق بسيار زيبا و مجلّل عمارت بادگير ، كه ديوارهاى آن به نقش‌ونگار آراسته بود ، در ساعت مقرّر شرفياب شدم . وثوق الدّوله پس از احوال‌پرسى و استفسار از كارهائى كه انجام داده بودم و ابراز ملاطفت فرمود از قضيّهء جنگل البتّه بىاطلاع نيستيد اكنون كه جنگليها از شهرهاى گيلان رانده شده‌اند و انتظامات در آنجا برقرار گرديده است دولت مىخواهد به مردم آن سامان نشان دهد كه در فكر آسايش و ترقّى آنها است . يكى از مسائلى كه جنگليها بدان تشبّث مىجستند معارف بود كه سعى مىكردند دولت را نسبت به اين امر مقصّر جلوه دهند ، در صورتى كه جنگ جهانى و اشغال ايران از طرف قواى متخاصم و عدم ثبات ، ناامنى و قحط و غلا و امراض گوناگون به كابينه‌ها مجال و فرصت اقدام نمىداد . اكنون كه به حمد الله امنيّت مستقر گرديده و دولت بر اوضاع مسلّط است مىخواهيم شخصى را به گيلان بفرستيم كه منويّات دولت را بموقع اجرا گذارد » . ميرزا عيسى خان صديق در اوايل سال 1298 شمسى به رشت وارد شد . پس از مدّت كوتاه و آشنائى با وضع فرهنگ اين سامان خانه نسبتا وسيعى را ، كه متعلّق به آقا سيّد محمود بود و نزديك سبزه‌ميدان قرار داشت ، براى ادارهء