ياد گرفتن درس در اين مدرسهها با مطالعات و تمرينات و از راه مباحثه و گفتوشنودهاى منطقى صورت مىپذيرفت . براى اين كار چند نفر از طلّاب دور هم جمع مىشدند ؛ يكى از آنها متن درس را از روى كتاب و با صداى بلند مىخواند و ديگران مىتوانستند در هر كلمه و هر سطر و هر مطلب بر او ايراد بگيرند . كسى كه متن درس را خوانده بود وظيفه داشت تا هر گونه اشكالى را كه بر درس او وارد شده بود با منطق رفع كند . ادامهء چنين روشى به طلّاب امكان مىداد تا خود را به منطق قوى و نيروى استدلال مجهّز سازند و مهارت لازم را در بحث و جوابگوئى بهدست آورند .
مدارس قديمى رشت
مدارس قديمى كه تا پيش از جنبش مشروطيت در رشت وجود داشتند عبارت بودند از :
1 - مدرسهء جامع
2 - مدرسهء مستوفى بزرگ
3 - مدرسهء مستوفى كوچك
4 - مدرسهء مرحوم حاج مجتهد
5 - مدرسهء حاج سميع
6 - مدرسهء حاج محمود خان
7 - مدرسهء حاجى حسن
8 - مدرسهء حاج محمد كريم
9 - مدرسهء حاجى على اكبر
10 - مدرسهء حاج نايب الصدر
موقوفاتى كه از عايدات آنها امرار معاش و هزينهء تحصيلى طلّاب و نيز تعميرات و ديگر نيازهاى اين مدارس تأمين مىگرديد بشرح زير بودند :
1 - ثلث ميرزا عبد الكريم شنگول
2 - ثلث حاج غلامحسين سرخبندهاى
3 - ثلث معاون ديوان
4 - ثلث حاجى ميرقاسم پيربازارى
5 - ثلث حاجى غلامعلى حاتم
6 - ثلث حاجى على افضل
7 - موقوفهء حاجى محمّد خان
8 - ثلث امامزاده هاشم
9 - موقوفهء حاجى مهدى طاهرگورابى
10 - ثلث حاجى على اكبر
11 - موقوفهء مسجد جامع
12 - ثلث مدرسهء حاجى حسن
13 - موقوفهء مدرسهء حاج سميع
14 - ثلث مدرسهء مستوفى
نبايد از نظر دور داشت كه در بعضى از شهرستانهاى ديگر گيلان نيز امكانات پرداختن به تحصيل علم ، البته در سطحى پائينتر ، وجود داشت .
مواد درسى :
در اينگونه مدارس موادّ درسى به 3 دوره تقسيم مىگرديد :
1 - ابتدائى 2 - علوم عربيّه 3 - علوم عاليه
در تعليمات ابتدائى خواندن و نوشتن و قرائت قرآن و سياق منظور گرديده بود . اين موادّ را بيشتر مكتبخانهها مىآموختند .
تعليمات عربيّه شامل صرف و نحو ، منطق و حكمت الهى ، معانى بيان ، كلام ، اصول ، فقه و چند درس ديگر بود . طلّابى كه اين دوره را با موفقيّت مىگذراندند براى تكميل معلومات و گرفتن اجتهاد به اماكن متبرّكه و عتبات عاليات اعزام مىشدند و در آنجا نزد علماء جامع الشرايط در يك يا چند رشته به تحصيل كمالات مىپرداختند و به دريافت جواز اجتهاد نائل مىشدند . به اين دورهء تحصيلى « دورهء عالى » يا « خارج » مىگفتند .
استادان درسها را از روى كتابها مىگفتند و در هر قسمت عقيده خود را نيز بيان مىداشتند . گاهى براى آموختن اين كتابها سالها وقت صرف مىگرديد . طلاب با شركت در مباحثات مىتوانستند مطالبى را كه مورد نظرشان بود به خوبى فراگيرند و چون هزينهء تحصيلى آنها از موقوفات تأمين مىگرديد فرصت كافى داشتند تا با شركت در مباحثات و مرور درسهائى كه خوانده بودند ، مهارت لازم را بهدست آورند .
تأسيس مدارس جديد در گيلان
در سال 1314 هجرى قمرى ( 1272 شمسى ) ، زمان حكومت شعاع السلطنه در گيلان ، كه تعدادى از مستشاران بلژيكى براى انجام اصلاحات در وضع گمرك به ايران آمدند نخستين گام براى توجّه به فرهنگى پيشرفته برداشته شد و اين گام با نياز شديد دولت به عدّهاى مترجم زبان فرانسه آغاز گرديد اين امر سبب شد تا آموزش زبان فرانسه رواج گيرد . در گيلان نيز چنين امرى به وقوع پيوست و همين امر باعث گرديد تا به تأسيس مدارسى به سبك جديد توجه شود .
شعاع السلطنه فرزند ناصر الدين شاه بود و حاج شيخ حسن شريعتمدار تبريزى سمت معلّمى او را داشت . اين مرد 3 باب مكتبخانه داير كرد كه بودجه آنها را فرهنگپژوهان گيلان تأمين مىكردند و محصّلين مىتوانستند بهطور رايگان در آنها درس بخوانند . مديريّت اين مكتبخانهها به عهدهء ميرزا عبد الرسول آشورى واگذار شده بود .
در سالهاى آخر حكومت شعاع السلطنه در گيلان مردى فاضل به نام آقا شيخ محمّد سيرجانى وارد رشت شد . او يك كلاس فرانسه به سبك جديد تأسيس نمود . با باز شدن اين كلاس روسها نيز به فكر افتادند تا يك كلاس روسى داير كنند . آنها از شيخ محمد حسن كه به « مسيو » شهرت داشت كمك خواستند . او نيز ميرزا حبيب الله « گاسپادين » را كه به زبان روسى تسلّط داشت به عنوان معلّم كلاس استخدام نمود .
برنامه كار مدرسه به صورت زير تنظيم شده بود :
پيش از ظهرها : 1 - تلاوت قرآن 2 - كتب ابتدائى فرانسه ( مارگو - سانپتىكنت - گرامر ) 3 - كتابهاى روسى ( ازبوكا - روسكاياريچ ) .
بعد از ظهرها : صرف و نحو عربى - كليّات سعدى .
در هر هفته 3 زنگ نيز اختصاص به تعليم خط داشت .