تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
نشان مىدادند با تركه تنبيه مىشدند و چنانچه تنبيه بيشترى لازم بود پاى او را به فلك مىبستند و با ضربات چوب و يا تازيانه كه به كف پاهايش مىزدند او را تنبيه مىكردند . تعداد شاگردان در مكتب‌خانه‌هاى پسرانه از 5 نفر تا 45 نفر و در مكتب‌خانه‌هاى دخترانه از 3 تا 30 نفر تغيير مىكرد . چنانچه شاگردى مىتوانست اطّلاعات مناسبى را كه براى رفع احتياجات محدود ده كافى بود بدست آورد خود ( آميرزاى ) ديگرى مىشد و به تعليم شاگردان مىپرداخت . واژه « آميرزا » در آن زمان عنوان مشخّصى براى تحصيل‌كرده‌ها بود و پيش از اسم آنها مىآمد . در اكثر روستاهاى شمال ايران از جمله گيلان نزديك غروب آفتاب برنامهء هرروز با خواندن « سرفاتحه » تمام مىشد . يكى از شاگردان عبارات زير را مىخواند و در پايان هر مصراع بقيّه با صداى بلند مىگفتند « الهى آمين » :
بارالها به جاه و قرب نبى * به رسولت محمد عربى به على زادهء ابو طالب * اسد الله سرور غالب و به زهرا و نور چشم رسول * كه مسّمى بود به اسم بتول به شه سبزپوش گلشن غم * كشتهء زهر جفا امام حسن به گل باغ سيد ثقلين * تشنهء كربلا امام حسين آن امامى كه دست او بستند * سر او را ز ظلم بشكستند بعبادات باقر و جعفر * هم به موسى كاظم آن سرور به غريب شهيد زهر جفا * آن شه بىمعين امام رضا به تقى آن شه اولو الابصار * به نقى آن شه نكومقدار به حق پادشاه هردو سرا * حسن عسكرى شه و الا به ظهورش امام غايب را * صاحب مظهر العجايب را تو ظهورش به ما نما نزديك * بىجمالش جهان شده تاريك بارالها به حق بسم اللّه * شرف و علم و دين عطا فرما دار اندر جوار رحمت حق * پدر و مادر و معلّم ما بعد از آن از كسان و خويشانم * هم ز آباء و هم ز اجدادم طلب مغفرت ز عام و ز خاص * سورة الفاتحه مع الاخلاص

خانه :

بعضى از ثروتمندان و توانگران ، چون از وضع نادرست تربيت اطفال در مكتب‌خانه‌ها آگاه بودند براى جلوگيرى از سرايت خلق‌وخوى بد در فرزندان خود معلّمى را كه واجد شرايط مىدانستند براى تعليم فرزندان خويش به خانه دعوت مىكردند ، تا در اطاقى كه براى اين كار اختصاص داده مىشد به فرزندان آنان خواندن و نوشتن بياموزند .

مدرسه :

استفاده از مدرسه را بايد از يادگارهاى دورانى دانست كه ايران حيات مستقلى پيدا كرد . مردمى كه پايبند معتقدات دينى بودند علاوه بر كمك در ساختن مساجد و تكايا قسمتى از املاك خود را كه داراى درآمد سالانه منظّمى بود براى تأمين هزينه‌هاى ضرورى مسجد و يا تكيه وقف مىكردند . منبع چنين درآمدى ممكن بود زمين مزروعى ، خانه و يا دكّان باشد . وقفنامه‌اى كه در اين مورد تنظيم مىشد مىتوانست همه نوع وظيفه‌اى را كه در نظارت هزينه از درآمد موقوفه براى مقامى مشخص و يا فردى خاص معيّن مىگرديد روشن سازد . صحنه‌اى از تنبيه شاگردان در مكتبهاى قديم ناظر شرعى موقوفه موظّف بود طبق خواست و نظر واقف ادارهء مدرسه را مورد توجه قرار دهد . او از محلّ عايدات موقوفه بودجه مورد نياز مدرسه را كه بايد صرف پرداخت حقوق كاركنان و معلّمان يا تعمير و رسيدگى به وضع موقوفه مىگرديد به مصرف اين امور مىرساند . به طلبه‌هائى كه در اتاقهاى اين مساجد زندگى مىكردند از عايدات موقوفه كمك‌هزينه‌هائى داده مىشد . آنها موظّف بودند در مقابل كمك‌هزينه‌اى كه دريافت مىكردند از مقرّرات خاصى اطاعت كنند . چنانچه در اين مورد دقّت نمىكردند و خوب به درس و بحث خود نمىرسيدند و يا اخلاق و رفتارشان مغاير اصولى بود كه بايد رعايت مىكردند ناظر موقوفه مىتوانست از پرداخت كمك به آنان جلوگيرى كند و يا با اندرز و راهنمائى آنها را از ادامهء رفتار خلاف بازدارد . ناظر مىتوانست در مواردى كه ضرور مىنمود در عزل و نصب كاركنان مدرسه مانند مدرّس ، واعظ ، كتابدار و خادم نيز تصميم بگيرد . در پذيرفتن طلبه‌ها نكاتى مورد نظر قرار مىگرفت . آنها معمولا از ميان افراد بالغ انتخاب مىشدند تا بتوانند درسهائى را كه وسيلهء مدرّسين و يا جانشينان آنها داده مىشد فراگيرند . چنين امرى ايجاب مىكرد كه آنها با خواندن و نوشتن و در صورت امكان با مختصرى از صرف و نحو و لغت عرب آشنا باشند . گاهى از اوقات طلّابى كه گذشتهء تحصيلى بيشترى داشتند مىتوانستند در دادن درس به ساير طلّاب با مدرّسين همكارى كنند . تعداد حجره‌ها يا اطاقهاى مدرسه‌ها محدود بود و پذيرفتن طلبه‌ها براى شبانه‌روزى با توجّه به ميزان درآمد موقوفه و نيز تعداد حجره‌ها صورت مىگرفت . معمولا در هر حجره يك يا دو نفر منزل مىكردند . حجره‌ها غالبا داراى فرش و اثاثه مختصرى بودند و بقيّه اشياء موردنياز را بايد خود طلّاب فراهم مىساختند . چنانچه ميزان درآمد موقوفه امكان مىداد ، به طلّاب ناهار و شام نيز مىدادند . طلّابى كه محلّ زندگى آنها خارج از مدرسه بود فقط در موقع درس و مطالعه و يا شركت در مباحثات در مدرسه حاضر مىشدند . اگر مدرسه‌هائى كه در مساجد تشكيل مىشد داراى محراب بودند مردم براى گزاردن نماز به آنجا مىرفتند و فرصت داشتند تا از گفتار وعّاظ نيز استفاده كنند .