فصل هفدهم آموزش و پرورش در گيلان
مقدمه
سرگذشت آموزش و پرورش در دورههاى پيش از اسلام در زير پوششى از ابهام قرار گرفته است و آگاهيهائى كه در اين مورد ارائه شود بر مداركى اصيل تكيه نخواهد داشت .
موقعيّت سياسى گيلان و ويژگيهاى آن از نظر داشتن مردمى دلير و سردارانى نامآور ، به اين سرزمين و تاريخ گيلان منزلتى خاص بخشيده است .
گيلانيان كه شاهد ماجراى غمانگيز شكست ايرانيان در جنگ با اعراب بودند با ارادهاى استوار به دفاع از مرزوبوم خود برخاستند ، راه ورود به گيلان را به روى اعراب مهاجم بستند و توانستند پس از سقوط امپراطورى ساسانيان ، افزون بر 2 قرن از استقلال خود پاسدارى كنند .
قبول آئين اسلام و گرويدن به اين كيش فرصتى بود تا از بركت وجود گروهى از ايرانيان دانشمند راه نفوذ فرهنگ و دانش به اين منطقه باز شود .
اينكه چرا در دورهء تمدّن اسلامى به آثار و تأليفاتى از دانشمندان گيلانى اشارهاى نشده شايد بدينسبب است كه اينان با پذيرفتن مذهب شيعه رسما در مقابل مذهب تسنّن ، كه مذهب رسمى آنروز بود ، قرار گرفتند و همين امر انگيزهاى بود تا اثر و نمونهاى از فرهنگ گيلان در كشورهاى اسلامى مشاهده نگردد .
در دوران حكمروائى صفويان ، كه تشيّع مذهب رسمى ايران بود ، علماء و دانشمندان گيلان به بسيارى از نقاط ايران و عربستان راه يافتند ؛ در فقه و اصول به مقام مرجعيت و تقليد رسيدند و حوزههاى درس آنان در ميان طلّاب مشتاقان زيادى داشت . گيلانيان افزون بر مسائل و مباحث دينى در زمينههائى مانند رياضيّات ، فلسفه ، عرفان و ادبيّات نيز به مرتبهء والائى دست يافتند و ظهور