بيماريهاى گاو
اسهال گاو :
از پشت هردو گوش گاو خون مىگيرند و گوشها و نيز وسط پيشانى حيوان را به صورت عمودى داغ مىكنند . بعد 7 الى 8 تخممرغ با پوست ، به همراه روغن و يا شير گاو به آن مىخورانند . « 138 »
سپرس ( سپرز ) :
نشانههاى اين بيمارى : موهاى دو پهلوى گاو سيخ مىايستد ؛ قطرهقطره ادرار مىكند ؛ با دست به زمين و شكم خود مىكوبد و يك طرف شكمش باد مىكند . « 139 »
درمان سپرس :
دو پهلوى گاو را با آهن گداخته ، داغ مىكنند و پهن گاو را بر محلهاى داغشدگى مىگذارند « 140 » .
كپل گاو را با آهن گداخته ، به شكل مربع طورى داغ مىكنند تا پوست كاملا بسوزد . و يا جوالدوز به پهلوى حيوان فرومىكنند « 141 » .
سمدرد و شكاف آن :
ساقههاى شلتوك ( كلش ) را تاب مىدهند تا به صورت طناب ( وريس ) درآيد . بعد آن را در لاى سم گاو مىكشند و آب سرد بر آن مىريزند « 142 » .
درمان لاغرى گاو :
دانهء « خلفه » را مىپزند و به گاو مىخورانند .
علاج لكهء چشم :
چينى قديمى را مىسايند و با نى در چشم گاو فوت مىكنند .
برگ خشك گردو را خرد كرده به وسيله نى در چشم حيوان فوت مىكنند .
ورو :
اگر ران گاو از زانو به بالا ورم كند و ماهيچه در تماس دست خشخش نمايد ، حيوان به « ورو » مبتلا شده است . گوشت چنين گاوى سياه و غيرقابل خوردن است . معالجهء « ورو » داغ كردن محل ورم است « 143 » .
هارى گاو :
پشت گوشها ، پهلوها و پيشانى گاو را داغ مىكنند و رب آلوچه به حيوان مىخورانند « 144 » .
بيماريهاى گوسفند
زالش :
گوسفندى كه غذا نمىخورد مىگويند « زالش » كرده است . در چنين موردى گوش حيوان را با نخ مىبندند تا كثافت خون در گوش جمع شود ؛ بعد آن را تيغ مىزنند كه خون كثيف خارج گردد .
سقط :
گوسفندى كه زياد سقط مىكند ، به آن مخلوط عسل و نمك و نفت سياه مىخورانند .
سوزانك :
در گرماى تابستان ، گوسفند به علت بخار زمين و علف مريض مىشود و خونريزى مىكند و مىميرد . براى درمان اين بيمارى بايد چراگاه را عوض كرد . گوشت گوسفند مبتلا به « سوزانك » را نبايد خورد .
لرزه :
« لرزه » گاه در پائيز به علت زياد بودن علف بر گوسفند عارض مىشود و گوسفند را مىكشد .
برخى از درختان كهنسال در نواحى مختلف گيلان مورد احترام و تكريم هستند . مردم با بستن پارچه سبز به دور آنها براى رفع ناراحتيها و گرفتاريهاى خود از اين درختان مقدس مدد مىجويند و به آنها متوسل مىشوند .
-
هامش
( 138 ) . چمخاله .
( 139 ) . جيركول ، چمخاله .
( 140 ) . چمخاله .
( 141 ) . جيركول .
( 142 ) . چمخاله .
( 143 ) . جيركول .
( 144 ) . چمخاله .