دانهء ملال ( نوعى گياه ) را مىسوزانند و گوشى را كه درد مىكند دود مىدهند . « 55 »
چشمدرد :
تفالهء چاى را بر پشت چشم مىمالند .
از شير زنى كه دختر زائيده در چشم مىريزند .
جگر سفيد ( ففه ) مرغ و خروس و يا گوسفند را بر پلك مىبندند . « 56 »
كمسوئى چشم و شبكورى :
كبوترى را سر مىبرند و خونش را در ظرفى ريخته و در سايه مىگذارند تا خشك شود ، آنگاه مثل سرمه در چشم مىكشند . « 57 »
جگر سفيد گوسفند را بدون نمك و نيمپخته مىخورند . « 58 »
خوندماغ :
دانهء اسفند را مىپزند و آب آن را براى رفع خونريزى بينى در دماغ مىريزند . « 59 » آب گزنه را در بينى مىريزند . « 60 »
دنداندرد :
براى رفع درد دندان ، نمك ، فلفل ، ميخك ، ترياك و يا سرج ( قرهقروت ) بر دندان مىنهند . « 61 » آبنمك پاى دندان مىگيرند يا سير كوبيده در شكاف آن مىگذارند . « 62 »
گلودرد :
گل ارمنى ( گلى قرمزرنگ ) را در آب حل كرده غرغره مىنمايند . « 63 »
كسى كه بچهخرس خفه كرده است ، سه بار دستش را به گلوى بيمار مىمالد و به زمين مىزند . « 64 »
سينهدرد :
موم سفيد ( زپت ) و سقز را آب مىكنند و روى پارچهاى مىمالند و بر روى سينه مىبندند . « 65 »
سرفه :
لعاب دانه به يا جوشاندهء گل بنفشه و يا گلگاوزبان مىخورند . از كوبيده زنجبيل نيز استفاده مىكنند . « 66 »
شير يا آش ماش ( ماشهدونه ) مىخورند . « 67 »
سياهسرفه :
شير ماديان و الاغ به بيمار مىخورانند .
بيمار را سه يا هفت بار از زير ريشهء درختى كه از زمين بيرون زده است ، عبور مىدهند . « 68 »
تنگى نفس :
دمكردهء « خرفچا » مىنوشند . « خرفچا » گياهى است بوتهاى كه در ديوارهء چاههاى قديمى و گلى مىرويد و برگهائى سبز و ريز دارد .
دمكردهء اين گياه در رفع سياهسرفه ، تب و نيز زردى مؤثر است . « 69 »
سل : تشخيص سل :
ظرفى پرآب جلوى شخص مشكوك به بيمارى سل مىگذارند تا خلط سينهء خود را در آن بريزد . اگر خلط ، روى آب بيايد آن شخص مسلول نيست و اگر ته آب رود مسلول است . « 70 »
درمان سل :
حلزون را مىكوبند و دم مىكنند و به شخصى كه تازه به سل مبتلا شده است مىخورانند . « 71 »
بيمار را به خوردن خون خرگوش وامىدارند . « 72 »
ناراحتى قلبى :
در ديگ گلى ( نوخون ) را بر سينه مىگذارند و نبات مصرى مىخورند . « 73 »
مرباى گل محمدى در رفع ناراحتى قلب بسيار مؤثر است . « 74 »
دلدرد :
دمكرده گياه « بومادران » كه بسيار تلخ است ، در رفع دلدرد كارساز است . « 75 »
خاكستر را آب مىگيرند و بر روى شكم مىبندند . « 76 »
عسل و فلفل را مخلوط مىكنند و مىخورند . « 77 »
وقتى دلدرد شديد باشد ، دانهء هل را سائيده با نبات مىكوبند و در آب حل مىكنند و به بيمار مىخورانند . « 78 »
نفخ شكم :
ريشهء گياه « شوند » را مىشويند و در پارچهاى خيس مىپيچند و در زير خاكستر داغ مىگذارند تا پخته شود . آنگاه ، آن را مىكوبند آبش را مىگيرند و با عسل ، هل ، ميخك ، دارچين و زنجبيل مخلوط مىكنند و هر صبح قبل از صبحانه به بيمار مىدهند . « 79 »
دانهء هليلهء سياه را مىكوبند و با ماست مخلوط مىكنند و مىخورند . « 80 »
اسهال :
ماست يا عسل مىخورند . « 81 »
ازگيل پخته ( كونوس ) در رفع اسهال و اسهال خونى مؤثر است . « 82 »
پلو با دوغ گاو به بيمار مىدهند . « 83 »
پلو و ماست در قطع اسهال مؤثر است . « 84 »
يبوست :
« اسهليلي » را كه گياهى است ، مانند چاى دم مىكنند و مىخورند . « 85 »
هليله مىخورند . تنقيه با آب صابون آب نديده و استعمال شياف صابون و قرهقروت نيز مؤثر است . « 86 »
آب ريشهء كاسنى را گرفته مىخورند . « 87 »
هامش
( 55 ) . ماكلوان .
( 56 ) . جيركول .
( 57 ) . بالارود .
( 58 ) . آبكنار .
( 59 ) . بالارود .
( 60 و 61 ) . جيركول .
( 62 ) . آبكنار .
( 63 ) . خسروآباد .
( 64 ) . ماكلوان .
( 65 ) . خسروآباد .
( 66 ) . جيركول .
( 67 ) . ماكلوان .
( 68 ) . بالارود .
( 69 ) . آبكنار .
( 70 و 71 ) . آبكنار .
( 72 ) . بالارود .
( 73 ) . جيركول .
( 74 ) . آبكنار .
( 75 ) . بالارود .
( 76 ) . جيركول .
( 77 ) . ماكلوان .
( 78 ) . جيركول .
( 79 ) . بالارود .
( 80 و 81 ) . خسروآباد .
( 82 ) . بالارود .
( 83 ) . جيركول .
( 84 و 85 ) . ماكلوان .
( 86 ) . جيركول .
( 87 ) . خسروآباد .