تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
دانهء ملال ( نوعى گياه ) را مىسوزانند و گوشى را كه درد مىكند دود مىدهند . « 55 »

چشم‌درد :

تفالهء چاى را بر پشت چشم مىمالند . از شير زنى كه دختر زائيده در چشم مىريزند . جگر سفيد ( ففه ) مرغ و خروس و يا گوسفند را بر پلك مىبندند . « 56 »

كم‌سوئى چشم و شبكورى :

كبوترى را سر مىبرند و خونش را در ظرفى ريخته و در سايه مىگذارند تا خشك شود ، آنگاه مثل سرمه در چشم مىكشند . « 57 » جگر سفيد گوسفند را بدون نمك و نيم‌پخته مىخورند . « 58 »

خون‌دماغ :

دانهء اسفند را مىپزند و آب آن را براى رفع خون‌ريزى بينى در دماغ مىريزند . « 59 » آب گزنه را در بينى مىريزند . « 60 »

دندان‌درد :

براى رفع درد دندان ، نمك ، فلفل ، ميخك ، ترياك و يا سرج ( قره‌قروت ) بر دندان مىنهند . « 61 » آب‌نمك پاى دندان مىگيرند يا سير كوبيده در شكاف آن مىگذارند . « 62 »

گلودرد :

گل ارمنى ( گلى قرمزرنگ ) را در آب حل كرده غرغره مىنمايند . « 63 » كسى كه بچه‌خرس خفه كرده است ، سه بار دستش را به گلوى بيمار مىمالد و به زمين مىزند . « 64 »

سينه‌درد :

موم سفيد ( زپت ) و سقز را آب مىكنند و روى پارچه‌اى مىمالند و بر روى سينه مىبندند . « 65 »

سرفه :

لعاب دانه به يا جوشاندهء گل بنفشه و يا گل‌گاوزبان مىخورند . از كوبيده زنجبيل نيز استفاده مىكنند . « 66 » شير يا آش ماش ( ماشه‌دونه ) مىخورند . « 67 »

سياه‌سرفه :

شير ماديان و الاغ به بيمار مىخورانند . بيمار را سه يا هفت بار از زير ريشهء درختى كه از زمين بيرون زده است ، عبور مىدهند . « 68 »

تنگى نفس :

دم‌كردهء « خرف‌چا » مىنوشند . « خرف‌چا » گياهى است بوته‌اى كه در ديوارهء چاههاى قديمى و گلى مىرويد و برگهائى سبز و ريز دارد . دم‌كردهء اين گياه در رفع سياه‌سرفه ، تب و نيز زردى مؤثر است . « 69 »

سل : تشخيص سل :

ظرفى پرآب جلوى شخص مشكوك به بيمارى سل مىگذارند تا خلط سينهء خود را در آن بريزد . اگر خلط ، روى آب بيايد آن شخص مسلول نيست و اگر ته آب رود مسلول است . « 70 »

درمان سل :

حلزون را مىكوبند و دم مىكنند و به شخصى كه تازه به سل مبتلا شده است مىخورانند . « 71 » بيمار را به خوردن خون خرگوش وامىدارند . « 72 »

ناراحتى قلبى :

در ديگ گلى ( نوخون ) را بر سينه مىگذارند و نبات مصرى مىخورند . « 73 » مرباى گل محمدى در رفع ناراحتى قلب بسيار مؤثر است . « 74 »

دل‌درد :

دم‌كرده گياه « بومادران » كه بسيار تلخ است ، در رفع دل‌درد كارساز است . « 75 » خاكستر را آب مىگيرند و بر روى شكم مىبندند . « 76 » عسل و فلفل را مخلوط مىكنند و مىخورند . « 77 » وقتى دل‌درد شديد باشد ، دانهء هل را سائيده با نبات مىكوبند و در آب حل مىكنند و به بيمار مىخورانند . « 78 »

نفخ شكم :

ريشهء گياه « شوند » را مىشويند و در پارچه‌اى خيس مىپيچند و در زير خاكستر داغ مىگذارند تا پخته شود . آنگاه ، آن را مىكوبند آبش را مىگيرند و با عسل ، هل ، ميخك ، دارچين و زنجبيل مخلوط مىكنند و هر صبح قبل از صبحانه به بيمار مىدهند . « 79 » دانهء هليلهء سياه را مىكوبند و با ماست مخلوط مىكنند و مىخورند . « 80 »

اسهال :

ماست يا عسل مىخورند . « 81 » ازگيل پخته ( كونوس ) در رفع اسهال و اسهال خونى مؤثر است . « 82 » پلو با دوغ گاو به بيمار مىدهند . « 83 » پلو و ماست در قطع اسهال مؤثر است . « 84 »

يبوست :

« اسه‌ليلي » را كه گياهى است ، مانند چاى دم مىكنند و مىخورند . « 85 » هليله مىخورند . تنقيه با آب صابون آب نديده و استعمال شياف صابون و قره‌قروت نيز مؤثر است . « 86 » آب ريشهء كاسنى را گرفته مىخورند . « 87 »
هامش
( 55 ) . ماكلوان . ( 56 ) . جيركول . ( 57 ) . بالارود . ( 58 ) . آبكنار . ( 59 ) . بالارود . ( 60 و 61 ) . جيركول . ( 62 ) . آبكنار . ( 63 ) . خسروآباد . ( 64 ) . ماكلوان . ( 65 ) . خسروآباد . ( 66 ) . جيركول . ( 67 ) . ماكلوان . ( 68 ) . بالارود . ( 69 ) . آبكنار . ( 70 و 71 ) . آبكنار . ( 72 ) . بالارود . ( 73 ) . جيركول . ( 74 ) . آبكنار . ( 75 ) . بالارود . ( 76 ) . جيركول . ( 77 ) . ماكلوان . ( 78 ) . جيركول . ( 79 ) . بالارود . ( 80 و 81 ) . خسروآباد . ( 82 ) . بالارود . ( 83 ) . جيركول . ( 84 و 85 ) . ماكلوان . ( 86 ) . جيركول . ( 87 ) . خسروآباد .