تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨

باورهاى مردم گيلان

جمادات و اشياء

جمجمهء اسب و خوك :

اگر جمجمهء اسب يا خوك را در زمينهاى كشاورزى ، باغ و كنار كندوهاى زنبور عسل بياويزند « چشم‌شور » را بىاثر مىكند . « 1 »

پيه‌گرگ :

اگر به خانه‌اى پيه گرگ بمالند در آن خانه دعوا برپا مىشود « 2 » .

دم گرگ :

اگر كسى دم گرگ در دست داشته باشد و از بين دو نفر بگذرد ، بين آن دو دعوائى سخت در خواهد گرفت و همديگر را خواهند كشت « 3 » . اگر به دم گرگ ادرار كنند طلسم آن شكسته و باطل مىشود « 4 » .

سنگ سوراخ :

اگر سنگ سوراخى را به نخ بكشيم و بر سردر خانه يا دكان آويزان كنيم « چشم‌شور » را بىاثر مىكند « 5 » .

گوراكون تله ( سنگ خروس‌آوا ) :

سنگى است كه در موملهء ديلمان كه معتقدند مثل خروس مىخواند و در دل آن پول نهفته است « 6 » .

مهره خر :

مهره‌اى است در گلوى خر كه هر زنى بتواند آن را به چنگ آورد ، شوهرش مطيع و رام او خواهد بود « 7 » .

مهره مار :

اگر زيرشلوار و يا كت خود را بر روى دو مار كه در حال جفت‌گيرى هستند بياندازيم مهره‌اى بر جاى خواهند گذاشت كه موفقيت و خوشبختى همراه دارد « 8 » . مهره مار در هر خانه‌اى باشد ، در آن خانه هميشه دعوا خواهد بود « 9 » .

گياهان

درختان آزاد :

افرا و شمشاد نزديك امامزاده‌ها مقدسند « 10 » .

پر سياوشون :

هنگامى كه سر سياوش را بريدند ، كلاغ از خون سياوش در منقار گرفت و به كوهستان پرواز كرد و خون را بر بلنديها و در غارهايى كه آب داشت ريخت . از خون سياوش گياهى روئيد كه « پر سياوشون » نام گرفت « 11 » .

درخت سغ ( آزاد ) :

درختى است پردوام كه پيشترها آن را از خدا دانسته و مىپرستيده‌اند . گفته مىشد اين درخت مقدس است و نبايد آن را بريد « 12 » .

درخت كاج :

كاج يادگار زردشت است و اكنون براى ساختن حسينيه از شاخ و برگ آن استفاده مىشود « 13 » .

درخت « كه » يا نمدار :

روزى حضرت على ( ع ) كه بر اسبش درگذر بود ، به پوست درخت احتياج پيدا كرد . از هر درختى پوست مىخواست ، دريغ مىكرد . تنها درخت « كه » درخواست او را پذيرفت . على ( ع ) اين درخت را دعا كرد كه : « هزار لوشوى » يعنى كه پوستت هرگز به پايان نرسد و هرچه از آن بكنند باز برويد . درخت « كه » مقدس است و نبايد حتى شاخه‌اى از آن را بريد . بر چوب « كه » مىتوان نماز گزارد . برگ اين درخت شبيه برگ درخت توت است و در قديم از پوست آن به جاى ريسمان استفاده مىشده است « 14 » .

درخت گردو و انار :

زير درخت گردو و انار نبايد خوابيد كه سنگين است « 15 » .

حيوانات

پرندگان

آلوخ ( دال ) :

خوراك آلوخ لاشهء چهارپايان است . اگر در جايى گوسفند يا گاوى بميرد آلوخ به خواب مىبيند و به سوى لاشهء مردار پرواز مىكند « 16 » . هنگام خواب دال بر على ( ع ) سايه افكند و مار مثل متكا زير سر او قرار گرفت ؛ عمر دال به صد سال افزايش يافت و مار جاودانه شد . بدين‌جهت است كه تا سر مار را نكوبند نمىميرد . اما باباى گاودار كه على ( ع ) را مورد بىمهرى قرار داد ، نفرين شد كه هيچگاه سير نشود : صد ساله شوى دال ، هرگز نميرى مار ، سير نشوى باباى گاودار « 17 » .

بوك ( جغد ) :

جغد روزها كور است . اگر جغد بر بام خانه‌اى بنشيند و بخواند شوم است « 18 » . جغد شوم است و اگر شب بر بام يا درخت خانه بنشيند بايد به طرف او آتش پرتاب كرد . جغد شبى يك گنجشك روزى دارد « 19 » .

پرستو :

پرستو بهار مىآيد و لانه مىسازد و تخم مىگذارد . وقتى تخمهاى پرستو به جوجه تبديل شدند و قدرت پرواز يافتند ، به مكه مهاجرت مىكنند . در آنجا پرستوها سرشان را به حجر الاسود مىكوبند و مىميرند « 20 » . مار پشه را فرستاد تا از گوشت تمام جانداران بچشد كه كداميك شيرين‌تر است . پشه دريافت كه گوشت آدميزاد از همه شيرين‌تر است . در راه بازگشت با پرستو مواجه شد و داستان را به پرستو بازگفت . پرستو با نوك خود زبان پشه را چيد تا مبادا موضوع را به مار بگويد . وقتى كه پشه به نزد مار رسيد ، زبانى گنگ داشت و مار نتوانست مقصود او را دريابد . مار از حضرت سليمان پرسيد
هامش
( 1 ، 2 ، 3 ، 4 و 5 ) . ماكلوان . ( 6 ) . بالارود . ( 7 ) . ماكلوان . ( 8 ) . چمخاله ، شاهزاده ابراهيم . ( 9 ) . ماكلوان . ( 10 و 11 ) . بالارود . ( 12 ) . ماكلوان . ( 13 ) . آبكنار . ( 14 ) . ماكلوان . ( 15 ) . آبكنار . ( 16 ) . جيركول ( كل ) . ( 17 و 18 ) . چمخاله . ( 19 ) . آبكنار . ( 20 ) . چمخاله .