باورهاى مردم گيلان
جمادات و اشياء
جمجمهء اسب و خوك :
اگر جمجمهء اسب يا خوك را در زمينهاى كشاورزى ، باغ و كنار كندوهاى زنبور عسل بياويزند « چشمشور » را بىاثر مىكند . « 1 »
پيهگرگ :
اگر به خانهاى پيه گرگ بمالند در آن خانه دعوا برپا مىشود « 2 » .
دم گرگ :
اگر كسى دم گرگ در دست داشته باشد و از بين دو نفر بگذرد ، بين آن دو دعوائى سخت در خواهد گرفت و همديگر را خواهند كشت « 3 » .
اگر به دم گرگ ادرار كنند طلسم آن شكسته و باطل مىشود « 4 » .
سنگ سوراخ :
اگر سنگ سوراخى را به نخ بكشيم و بر سردر خانه يا دكان آويزان كنيم « چشمشور » را بىاثر مىكند « 5 » .
گوراكون تله ( سنگ خروسآوا ) :
سنگى است كه در موملهء ديلمان كه معتقدند مثل خروس مىخواند و در دل آن پول نهفته است « 6 » .
مهره خر :
مهرهاى است در گلوى خر كه هر زنى بتواند آن را به چنگ آورد ، شوهرش مطيع و رام او خواهد بود « 7 » .
مهره مار :
اگر زيرشلوار و يا كت خود را بر روى دو مار كه در حال جفتگيرى هستند بياندازيم مهرهاى بر جاى خواهند گذاشت كه موفقيت و خوشبختى همراه دارد « 8 » .
مهره مار در هر خانهاى باشد ، در آن خانه هميشه دعوا خواهد بود « 9 » .
گياهان
درختان آزاد :
افرا و شمشاد نزديك امامزادهها مقدسند « 10 » .
پر سياوشون :
هنگامى كه سر سياوش را بريدند ، كلاغ از خون سياوش در منقار گرفت و به كوهستان پرواز كرد و خون را بر بلنديها و در غارهايى كه آب داشت ريخت . از خون سياوش گياهى روئيد كه « پر سياوشون » نام گرفت « 11 » .
درخت سغ ( آزاد ) :
درختى است پردوام كه پيشترها آن را از خدا دانسته و مىپرستيدهاند . گفته مىشد اين درخت مقدس است و نبايد آن را بريد « 12 » .
درخت كاج :
كاج يادگار زردشت است و اكنون براى ساختن حسينيه از شاخ و برگ آن استفاده مىشود « 13 » .
درخت « كه » يا نمدار :
روزى حضرت على ( ع ) كه بر اسبش درگذر بود ، به پوست درخت احتياج پيدا كرد . از هر درختى پوست مىخواست ، دريغ مىكرد .
تنها درخت « كه » درخواست او را پذيرفت . على ( ع ) اين درخت را دعا كرد كه :
« هزار لوشوى » يعنى كه پوستت هرگز به پايان نرسد و هرچه از آن بكنند باز برويد . درخت « كه » مقدس است و نبايد حتى شاخهاى از آن را بريد . بر چوب « كه » مىتوان نماز گزارد . برگ اين درخت شبيه برگ درخت توت است و در قديم از پوست آن به جاى ريسمان استفاده مىشده است « 14 » .
درخت گردو و انار :
زير درخت گردو و انار نبايد خوابيد كه سنگين است « 15 » .
حيوانات
پرندگان
آلوخ ( دال ) :
خوراك آلوخ لاشهء چهارپايان است . اگر در جايى گوسفند يا گاوى بميرد آلوخ به خواب مىبيند و به سوى لاشهء مردار پرواز مىكند « 16 » .
هنگام خواب دال بر على ( ع ) سايه افكند و مار مثل متكا زير سر او قرار گرفت ؛ عمر دال به صد سال افزايش يافت و مار جاودانه شد . بدينجهت است كه تا سر مار را نكوبند نمىميرد . اما باباى گاودار كه على ( ع ) را مورد بىمهرى قرار داد ، نفرين شد كه هيچگاه سير نشود : صد ساله شوى دال ، هرگز نميرى مار ، سير نشوى باباى گاودار « 17 » .
بوك ( جغد ) :
جغد روزها كور است . اگر جغد بر بام خانهاى بنشيند و بخواند شوم است « 18 » .
جغد شوم است و اگر شب بر بام يا درخت خانه بنشيند بايد به طرف او آتش پرتاب كرد . جغد شبى يك گنجشك روزى دارد « 19 » .
پرستو :
پرستو بهار مىآيد و لانه مىسازد و تخم مىگذارد . وقتى تخمهاى پرستو به جوجه تبديل شدند و قدرت پرواز يافتند ، به مكه مهاجرت مىكنند . در آنجا پرستوها سرشان را به حجر الاسود مىكوبند و مىميرند « 20 » .
مار پشه را فرستاد تا از گوشت تمام جانداران بچشد كه كداميك شيرينتر است . پشه دريافت كه گوشت آدميزاد از همه شيرينتر است . در راه بازگشت با پرستو مواجه شد و داستان را به پرستو بازگفت . پرستو با نوك خود زبان پشه را چيد تا مبادا موضوع را به مار بگويد . وقتى كه پشه به نزد مار رسيد ، زبانى گنگ داشت و مار نتوانست مقصود او را دريابد . مار از حضرت سليمان پرسيد
هامش
( 1 ، 2 ، 3 ، 4 و 5 ) . ماكلوان .
( 6 ) . بالارود .
( 7 ) . ماكلوان .
( 8 ) . چمخاله ، شاهزاده ابراهيم .
( 9 ) . ماكلوان .
( 10 و 11 ) . بالارود .
( 12 ) . ماكلوان .
( 13 ) . آبكنار .
( 14 ) . ماكلوان .
( 15 ) . آبكنار .
( 16 ) . جيركول ( كل ) .
( 17 و 18 ) . چمخاله .
( 19 ) . آبكنار .
( 20 ) . چمخاله .