شوى « 36 » .
پستانداران
اسب :
اسب اگر هنگام خواب شيهه بكشد براى صاحبش شگون دارد .
شيههء اسب در وقت خواب ، نيز نشان اين خواهش است كه صاحبش بر او سوار شود و به سفر رود « 37 » .
خرس :
خرس در آغاز انسان بود و به سبب گناه فراوان به صورت خرس درآمد « 38 » .
خوك :
دانيال پيامبر در كوه ميهمان چوپانى شد . چوپان خسيس بود و دلش نيامد براى ميهمان خود گوسفندى سر ببرد . در خفا گربهاى كشت و پخت و جلوى دانيال گذاشت . دانيال موضوع را دريافت و به گربه اشاره كرد كه برخيز ! گربه در دم جان يافت و چوپان از شرم در زير چادرى كه از موى بز بود پنهان شد . دانيال به چوپان خطاب كرد : « خوك برخيز ! » و چوپان به خوك تبديل شد « 39 » .
سگ :
اگر سگ بر روى خاك غلت بزند براى صاحبش بدشگون است « 40 » .
سياشال ( شغال سياه ) :
سياشال ، شبهنگام به هرطرف كه زوزه بكشد ، كسى در آن سمت خواهد مرد « 41 » .
شغال اگر نزديك خانهاى بيايد و زوزه بكشد براى آن خانه بديمن است « 42 » .
گرگ :
گرگ اگر به خانهاى نزديك شود و زوزه بكشد ، بدشگون است « 43 » .
دوزيستان
لاكپشت :
لاكپشت در آغاز انسان بود . روزى خود را درون « لاكه » اى در مزرعه شستشو مىداد ؛ چشم نامحرم بر او افتاد ؛ سخت شرمگين شد و از خدا خواست كه او را به حيوانى تبديل كند . « لاكه » بر پشت او قرار گرفت و به صورت لاكپشت درآمد . از آن روزگار تاكنون لاكپشت در مزرعهها مىزيد .
پزشكى عاميانه
انسان پزشكى
مزاجها :
مزاج بر دو نوعند : گرم و سرد . كسى كه مزاجش گرم است نبايد گرمى بخورد و آنكه مزاجش سرد است بايد از خوردن سردى پرهيز كند « 44 » .
بارورى و نازائى :
براى درمان نازائى ، زن نازا ريشهء گياه « تورهواش » را كوبيده شيرهاش را مىگيرد و مىخورد . « تورهواش » را بايد آرام و بدون حرف از زمين كند . اگر آن را در حالت خشم و يا هر حالتى ديگر از خاك بكنند ، آن حالت در زنى كه شيرهاش را مىخورد ايجاد مىشود « 45 » .
اگر وضع حمل زنى ، با زائيدن گاو يا اسبى همزمان باشد ، به آن زن چله مىافتد و ديگر حامله نخواهد شد . براى رفع چله ، نوشتن دعا عملى كارساز است « 46 » .
اگر زايمان طول بكشد سوره مريم را مىخوانند .
اگر زايمان سخت باشد و زن دير فارغ شود ، از او مىخواهند ، مقدارى از مهرش را براى تخفيف درد به شوهرش ببخشد .
اگر زن بعد از زايمان « شكمدرد » داشته باشد ، خاكستر يا سنگى سياه را داغ مىكنند و روى شكمش مىگذارند .
بعد از زايمان آرد سرخكرده را با عسل يا شكر مىپزند و در آن ادويه مىريزند و براى بهبود و قوت زائو به او مىدهند « 47 » .
پرهيز زائو :
زائو بايد از خوردن پياز ، سير ، تربچه ، ترشى ، آب سرد و هر چيز باددار بپرهيزد و به آب سرد نيز دست نزند . زائو اگر چيزهاى نفاخ بخورد ، باد در ناف يا بيضهء نوزاد مىافتد .
چلهء زائو :
زائو ده روز پس از زايمان خود و نوزاد را مىشويد و غسل مىكند و بچه را نيز غسل مىدهد . سپس با جام چلكليد ، به نيت چلهبرى روى سر خود و نوزاد آب مىريزد .
زائو تا چهل روز چلهدار است و نبايد به خانه كسى برود . در ده روز اول خوراكى دستزدهء زائو را كسى نبايد بخورد « 48 » .
باد فتق كودك :
براى درمان باد فتق كودك ريشهء گياه « شوند » را مىپزند و به كودك مىخورانند « 49 » .
سرخك و سرخجه :
كودكى را كه به سرخك مبتلا شده در اتاق گرم نگهميدارند و در اتاق چوب درخت انار مىسوزانند و شير ماديان به بيمار مىخورانند « 50 » .
چوب گل محمدى يا انار و يا پهن گاو را با اسفند مىسوزانند و كودك بيمار را دود مىدهند .
دمكردهء « كرواشه » ، « دورجه » گل ختمى و گلگاوزبان به كودك مىخورانند .
« دانه شمران » « * » را با پوست سنجد مخلوط مىكنند و مىسوزانند و كودك را دود مىدهند تا سرخك زود از تن كودك بيرون بزند « 51 » .
سردرد :
پوست نازك زيرين درخت « كه » را براى رفع سردرد بر پيشانى مىبندند « 52 » .
سائيدهء گل « مريم نوخوده » « * * » را با ماست مخلوط مىكنند و به پيشانى مىبندند « 53 » .
گوشدرد :
سير را مىكوبند و با زهرهء گوسفند مخلوط مىكنند و در گوش مىريزند « 54 » .
هامش
( 36 ) . جيركول . قصه كوكوئى با اندكى تفاوت در بالارود به نام « كوكوه » گفته مىشود .
( 37 ) . ماكلوان .
( 38 و 39 ) . خسروآباد .
( 40 ، 41 ، 42 و 43 ) . ماكلوان .
( 44 ) . اغلب نقاط گيلان .
( 45 ) . بالارود .
( 46 ) . ماكلوان .
( 47 ) . جيركول و برخى از روستاهاى گيلان .
( 48 ) . جيركول .
( 49 ) . آبكنار .
( 50 ) . خسروآباد .
( * ) شمران گياهى است با دانههاى ريز و زردرنگ .
( 51 ) . بالارود .
( 52 ) . خسروآباد .
( * * ) نام گياهى است .
( 53 و 54 ) . بالارود .