تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
شوى « 36 » .

پستانداران

اسب :

اسب اگر هنگام خواب شيهه بكشد براى صاحبش شگون دارد . شيههء اسب در وقت خواب ، نيز نشان اين خواهش است كه صاحبش بر او سوار شود و به سفر رود « 37 » .

خرس :

خرس در آغاز انسان بود و به سبب گناه فراوان به صورت خرس درآمد « 38 » .

خوك :

دانيال پيامبر در كوه ميهمان چوپانى شد . چوپان خسيس بود و دلش نيامد براى ميهمان خود گوسفندى سر ببرد . در خفا گربه‌اى كشت و پخت و جلوى دانيال گذاشت . دانيال موضوع را دريافت و به گربه اشاره كرد كه برخيز ! گربه در دم جان يافت و چوپان از شرم در زير چادرى كه از موى بز بود پنهان شد . دانيال به چوپان خطاب كرد : « خوك برخيز ! » و چوپان به خوك تبديل شد « 39 » .

سگ :

اگر سگ بر روى خاك غلت بزند براى صاحبش بدشگون است « 40 » .

سياشال ( شغال سياه ) :

سياشال ، شب‌هنگام به هرطرف كه زوزه بكشد ، كسى در آن سمت خواهد مرد « 41 » . شغال اگر نزديك خانه‌اى بيايد و زوزه بكشد براى آن خانه بديمن است « 42 » .

گرگ :

گرگ اگر به خانه‌اى نزديك شود و زوزه بكشد ، بدشگون است « 43 » .

دوزيستان

لاك‌پشت :

لاك‌پشت در آغاز انسان بود . روزى خود را درون « لاكه » اى در مزرعه شستشو مىداد ؛ چشم نامحرم بر او افتاد ؛ سخت شرمگين شد و از خدا خواست كه او را به حيوانى تبديل كند . « لاكه » بر پشت او قرار گرفت و به صورت لاك‌پشت درآمد . از آن روزگار تاكنون لاك‌پشت در مزرعه‌ها مىزيد .

پزشكى عاميانه

انسان پزشكى

مزاجها :

مزاج بر دو نوعند : گرم و سرد . كسى كه مزاجش گرم است نبايد گرمى بخورد و آن‌كه مزاجش سرد است بايد از خوردن سردى پرهيز كند « 44 » .

بارورى و نازائى :

براى درمان نازائى ، زن نازا ريشهء گياه « توره‌واش » را كوبيده شيره‌اش را مىگيرد و مىخورد . « توره‌واش » را بايد آرام و بدون حرف از زمين كند . اگر آن را در حالت خشم و يا هر حالتى ديگر از خاك بكنند ، آن حالت در زنى كه شيره‌اش را مىخورد ايجاد مىشود « 45 » . اگر وضع حمل زنى ، با زائيدن گاو يا اسبى همزمان باشد ، به آن زن چله مىافتد و ديگر حامله نخواهد شد . براى رفع چله ، نوشتن دعا عملى كارساز است « 46 » . اگر زايمان طول بكشد سوره مريم را مىخوانند . اگر زايمان سخت باشد و زن دير فارغ شود ، از او مىخواهند ، مقدارى از مهرش را براى تخفيف درد به شوهرش ببخشد . اگر زن بعد از زايمان « شكم‌درد » داشته باشد ، خاكستر يا سنگى سياه را داغ مىكنند و روى شكمش مىگذارند . بعد از زايمان آرد سرخ‌كرده را با عسل يا شكر مىپزند و در آن ادويه مىريزند و براى بهبود و قوت زائو به او مىدهند « 47 » .

پرهيز زائو :

زائو بايد از خوردن پياز ، سير ، تربچه ، ترشى ، آب سرد و هر چيز باددار بپرهيزد و به آب سرد نيز دست نزند . زائو اگر چيزهاى نفاخ بخورد ، باد در ناف يا بيضهء نوزاد مىافتد .

چلهء زائو :

زائو ده روز پس از زايمان خود و نوزاد را مىشويد و غسل مىكند و بچه را نيز غسل مىدهد . سپس با جام چل‌كليد ، به نيت چله‌برى روى سر خود و نوزاد آب مىريزد . زائو تا چهل روز چله‌دار است و نبايد به خانه كسى برود . در ده روز اول خوراكى دست‌زدهء زائو را كسى نبايد بخورد « 48 » .

باد فتق كودك :

براى درمان باد فتق كودك ريشهء گياه « شوند » را مىپزند و به كودك مىخورانند « 49 » .

سرخك و سرخجه :

كودكى را كه به سرخك مبتلا شده در اتاق گرم نگهميدارند و در اتاق چوب درخت انار مىسوزانند و شير ماديان به بيمار مىخورانند « 50 » . چوب گل محمدى يا انار و يا پهن گاو را با اسفند مىسوزانند و كودك بيمار را دود مىدهند . دم‌كردهء « كرواشه » ، « دورجه » گل ختمى و گل‌گاوزبان به كودك مىخورانند . « دانه شمران » « * » را با پوست سنجد مخلوط مىكنند و مىسوزانند و كودك را دود مىدهند تا سرخك زود از تن كودك بيرون بزند « 51 » .

سردرد :

پوست نازك زيرين درخت « كه » را براى رفع سردرد بر پيشانى مىبندند « 52 » . سائيدهء گل « مريم نوخوده » « * * » را با ماست مخلوط مىكنند و به پيشانى مىبندند « 53 » .

گوش‌درد :

سير را مىكوبند و با زهرهء گوسفند مخلوط مىكنند و در گوش مىريزند « 54 » .
هامش
( 36 ) . جيركول . قصه كوكوئى با اندكى تفاوت در بالارود به نام « كوكوه » گفته مىشود . ( 37 ) . ماكلوان . ( 38 و 39 ) . خسروآباد . ( 40 ، 41 ، 42 و 43 ) . ماكلوان . ( 44 ) . اغلب نقاط گيلان . ( 45 ) . بالارود . ( 46 ) . ماكلوان . ( 47 ) . جيركول و برخى از روستاهاى گيلان . ( 48 ) . جيركول . ( 49 ) . آبكنار . ( 50 ) . خسروآباد . ( * ) شمران گياهى است با دانه‌هاى ريز و زردرنگ . ( 51 ) . بالارود . ( 52 ) . خسروآباد . ( * * ) نام گياهى است . ( 53 و 54 ) . بالارود .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 470 | ابراهيم اصلاح عربانى