تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
عكس 16 - زائران علم‌واچينى در شاه شهيدان . مىماندند . قهوه‌چى هم مشتريان خود را داشت ، دو سه تا كترى و قورى روى چراغ گذاشته بود و در ميان مشتريهاى يك‌روزه‌اش ، پهلوان معركه‌گير هم محيط را برانداز مىكرد تا ببيند كى و كجا خوب است معركه‌اش را بگيرد . دكّهء قصابى هم پر بود از مشتريانى كه مىخواستند براى ناهار كباب درست كنند . اهل آبادى همه مهماندار بودند و درختان دور و بر آبادى و زيارتگاه هم مسافران علم‌واچينى را به سايه‌هاى خنك خود مهمان كرده بودند . همه جا بساط چاى و خوراكيهاى مختلف پهن بود . آشنايان قديمى به ديدار هم مىرفتند بچه‌ها مشغول بازى بودند و جوانها فرصتى يافته بودند كه خود را بنمايانند ، چند خانواده كه تازه‌عروس به همراه داشتند ، شور و شوقشان بيشتر بود و گوئى بخشى از جشن و شادى عروسى را با خود به آنجا آورده بودند . همه گويا بهترين لباسهاشان را پوشيده بودند و گوئى براى ديدار نوروزى آمده بودند . به راستى مجموعهء آنچه آن‌روز در شاه شيدان مىگذشت ، به تمام معنى كلمه ، يك جشن بود . تا نزديك ظهر تقريبا همه كسانى كه قصد آمدن به علم‌واچينى را داشتند آمده بودند . بعدازظهر همه در محوطهء زيارتگاه جمع شدند . علم را در ميان جمع سينه‌زنان از داخل بقعه بيرون آوردند و دو سه دور پيشاپيش دستهء سينه زن در داخل محوطه گرداندند و سپس در ايوان جلوى بقعه بر زمين نهادند و به باز كردن ( واچيدن ) آن پرداختند . حاجتخواهان به زيارت مىآمدند و تكه‌پارچه‌اى از علم را به گروگان نيازشان مىخواستند كه اگر مشكلشان گشوده مىشد ، سال ديگر براى علم و زيارتگاه و متولى آن نذرى مىآوردند . پس از واچيدن علم ، كه محور برگزارى اين مراسم بود ، بازارگردى و ديدوبازديدها و بازيها و نمايشها همچنان تا پايان روز ادامه داشت و با غروب آفتاب مراسم علم - واچينى و بازار يك‌روزهء آن به پايان رسيد و ما نيز همراه ديگران با شاه شيدان خداحافظى كرديم . تدارك برگزارى علم‌واچينى توسط برگزاركنندگان آن و به اصطلاح « تكيه‌شريك » ها انجام مىشد . با نظر بزرگتران و ريش‌سفيد هرده و آبادى روز جمعه‌اى را كه بايد در آن‌روز مراسم انجام مىگرفت ، با هماهنگى علم - واچينى روستاهاى ديگر انتخاب مىكردند و تاريخ آن را به ديگران اطلاع مىدادند . از چند روز پيش از برگزارى علم‌واچينى به آماده كردن بازار كه فقط در همان يك روز برگزارى مراسم ، داير مىشد ، مىپرداختند . در تدارك بازار و تعيين و ترتيب دكه‌ها ، تكيه‌شريكها نقش اساسى داشتند . بازار كه نبض علم - واچينى در آن مىزد ، از تيمن و تبرك زيارتگاه و علم ، جان مىگرفت و رونق مىيافت . متاعى را كه از اين بازار مىخريدند مبارك مىدانستند و كمتر كسى بود كه از بازار خريد نكرده باشد ، مخصوصا براى دخترانى كه به خانهء بخت مىرفتند ، خريد از اين بازار را خوش‌شگون مىدانستند . در بعضى علم - واچينىها تكيه‌شريكها غذائى هم براى زائران تهيه مىديدند كه اغلب مسافران مقدارى از آن را هم براى تبرك به خانه‌هاى خود مىبردند . در كنار بازار علم‌واچينىهاى همهء روستاها ، نمايشها و بازيها و ورزشهاى نمايشى و