آئينها و مراسم مربوط به فعاليتهاى توليدى
در اين قسمت مراد آئينها و مراسمى است كه به امور كشاورزى و دامپرورى مربوط مىشوند . زيرا به لحاظ پيشينهء كهن اين دو فعاليت توليدى ، عناصر مختلف مربوط به آنها نسبت به ساير فعاليتها از بار فرهنگى بيشترى برخوردارند .
ابو ريحان بيرونى در كتاب « التفهيم لاوائل صناعة التنجيم » مىنويسد :
« سال طبيعى عبارت است از آن مدت كه اندر او يك بار گردش سرما و گرما و كشت و زه به تمامى بود و آغاز اين مدت از بودن آفتاب است در فلك البروج تا به دو بازآيد ، وز اين جهت به آفتاب منسوب كرده آمد اين سال . » در اين تعريف ابو ريحان ، سال خورشيدى با آنچه در اين بخش مورد نظر ما است انطباق يافته است و به عبارت بهتر و به درست ، مراسم و آئينهايى كه در رابطه با فعاليتهاى توليدى انجام مىگيرد ، طبعا در جريان يك سال طبيعى ( خورشيدى ) قرار دارد .
اما رسمهائى كه در اين قسمت مورد توجه است ، آنها است كه اگرچه در محدوده معينى از يك سال خورشيدى انجام مىشوند ، ولى برگزارى آنها وابستگى به يك روز و يا روزهاى خاصى از اين سال ندارد ؛ چنان كه نوروز در اولين روز سال و تيرماسيزه در سيزدهمين روز از تيرماه محلى و شب چله در نخستين شب از فصل زمستان برگزار مىشوند . اما زمان جشن برداشت خرمن تابعى است از زمانى كه خرمنها برداشته مىشود و رسمهاى مربوط به دامدارى ، در هر مورد ، در زمان انجام آن فعاليت معين و در آغاز يا پايان آن برگزار مىشود ، كه به هرحال در روز يا روزهاى ثابتى از گردش سال قرار ندارند . اين شيوهء تقسيمبندى ، در شناخت بنياد و ريشهء رسمهاى مختلف معيارهاى قابل قبولى بهدست مىدهد . بر اساس همين معيار است كه مثلا علم واچينى كوهستانهاى ديلم را از مراسم عزادارى مذهبى اسلامى و نيز از جشنهاى مذهبى در گاهشماريهاى كهن تفكيك مىكنيم ، اگرچه از هردو تأثير پذيرفته باشد .
هريك از مراحل كشت ، آبيارى و برداشت محصول در كار كشاورزى و نيز مراحل مختلف توليد دامى ، در شيوهء توليد سنتى ، با رسمها و آدابى همراه است و نيز عوامل محيطى مانند آفتاب و باران و سرما و گرما ، به لحاظ نقش بااهميتى كه در بارورى گياه و پرورش دام دارند ، از روزگاران كهن در اعتقادات و به تبع آن در آئينها و مراسم جايگاه خاصى يافتهاند . در اين بررسى در حد مجال به برخى از اين آئينها و رسمها كه امروز در گيلان معمول است و يا تا گذشتهاى دور يا نزديك مرسوم بوده است ، مىپردازيم .
همياريها : ايلجار - ياورى
امور مختلف كشاورزى ، به تفاوت ممكن است از عهدهء يك نفر برآيد ، مانند شخمزنى و آبيارى ، يا تعداد بيشترى را بطلبد ، مانند درو ، و يا به همكارى و يارى جمعى نياز داشته باشد ، مانند لايروبى و پاك كردن جوى آب و رودخانه . حتى در مورد كارهايى كه انجام آن بيشتر انفرادى است ، نياز به داشتن ابزار و وسايلى كه تهيه آن از عهدهء يك تن برنمىآيد ، گاهى يارى كسان ديگر را ضرورى مىسازد كه البته اين يارى ، هميشه متقابل است .
لايروبى جويهاى آب از جمله رسمهايى است كه اگرچه با نظام ارباب و رعيتى و بيگاريهاى اربابى مربوط بود ، اما از سنتهاى همكارى و ياورى جمعى مايه مىگرفت و به همين دليل پس از بين رفتن آن نظام ، همچنان در اغلب نقاط ايران ، به عنوان يك رسم سنتى باقى ماند . از اين جمله است « حشر » در حوزه رودخانه هيرمند در سيستان ، « بيلگردانى » و « جوبپاككنى » در حوزهء مركزى و « ايلجار » در استان گيلان .
ايلجار :
زمينهاى گيلان با آب رودخانهها و عمدتا سپيدرود آبيارى مىشود .
خاك و شنى كه از درههاى پرشيب با آب رودخانه همراه مىشوند ، در جلگهها كه شيب زمين كمتر و جريان آب آرامتر است تهنشين مىشوند و اگر هرساله لايروبى نشوند ، تأمين آب زراعى را با اشكال مواجه مىسازند . و لايروبى اين نهرها و كارهاى ديگرى كه در حاشيهء آن وجود دارد ، كار يكى دو نفر نيست و در نتيجه وجود رسم ايلجار را كه در آن همهء زارعان موظف به شركت در پاك كردن نهرها هستند ، ايجاب كرده است . « روخان وارجينى » يعنى زدن شاخههاى گياهانى كه راه جوى را مىبندند ، و « روخان واروئى » و « روخانكنى » كه پاك كردن و كندن جويها است ، و زدن سد و سهپايه در محل انشعاب آب جوى از رودخانه ، كارهاى مختلفى است كه در « ايلجار » انجام مىشود . به تناسب انشعابات آب سپيدرود و رودخانههاى ديگر ، زارعان در پاك كردن جوى مربوط به زمينهاى خود و نيز شاخههاى رودخانه كه از آن سهم آب مىبرند و بعد در سهپايهبندى و سدبندى انشعاب اصلى ، بر حسب سهمى كه دارند شركت مىكنند . نظام آبيارى در گيلان از ديرباز تاكنون نظم دقيقى داشته است و سر - ميرابها و ميرابها و آبسواران بر كار آبيارى و بستن سد و سهپايه و پاك كردن جويها نظارت داشتهاند . آن روزگار از سوى ارباب و امروزه از جانب خودشان و با نظارت سازمان آب گيلان . « 20 »
ياورى :
ايلجار چنان كه از معناى آن برمىآيد ، جار زدن و خبر كردن عموم زارعان براى انجام يك كار همگروه است . اما در ساير امور كشاورزى مثل شاليكارى و درو ، همكارى در حد چند خانواده و دوستان و همسايگانى است كه با يكديگر ارتباط بيشترى دارند . اين گونه كارها را « ياورى » و به اصطلاح تالشىها « كارر -
Karer
» مىنامند . در مورد ياورى دادن در خانوادههايى كه دختر و پسر نامزدشده دارند ، يا « گيشهياورى » در جاى خود توضيح داده شد . گيشه ياورى از پرشورترين همياريهاى كشاورزى است و آداب و رسمهاى دلنشينى دارد كه در انسجام روابط خانوادهها و استحكام پيوند زندگى زوجهاى جوان داراى نقش و كاركرد قابل ملاحظهاى است . كار پرزحمت شاليكارى نيز كه بيشتر بر عهدهء زنان است با ياورى و به صورت همگروه انجام مىشود و سرودها و ترانههايى كه دستهجمعى مىخوانند ، هم از زحمت و سختى كار مىكاهد و هم نظم و ترتيب و آهنگ كار را حفظ مىكند . ياورى دادن در كار درو نيز در تمام گيلان مرسوم است . در ماسال اگر كسى درو محصولش عقب بماند ، همه به ياريش مىشتابند و البته ناهار هم مهمان او مىشوند . ياوران را معمولا با خورش فسنجان و به اصطلاح « سياقاتق » پذيرايى مىكنند . در « قاسم
هامش
( 20 ) . در مورد ايلجار نگاه كنيد به :
انسان و آب در حوزهء سپيدرود ، محمد ميرشكرائى ، مجموعهء مقالات اولين گردهمآيى مردمشناسى سازمان ميراث فرهنگى كشور ، مهرماه 1369 .