تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
كه آنان خود را جزيى از جمع و فارغ از غم و اندوه نوروز بىعزيز از دست رفته‌شان احساس مىكنند . وقتى نوعروس گيلانى براى « گلاب‌زنى » همراه با دختران هم‌سن‌وسال خود صبح نوروز به عيدى پدر و مادر نامزدش مىرود ، بر اهل خانه گلاب مىپاشد ، عيدمباركى مىگويد و عيدانه مىگيرد ، بذر صميميت و يگانگى بر دلها مىافشاند و شالودهء خانوادهء آينده‌اش را استحكام مىبخشد و وقتى اهل آبادى همگروه خانه به خانه به عيدديدنى مىروند ، گلهاى آشتى مىشكوفد و همه خود را جزيى از يك خانوادهء بزرگ احساس مىكنند . نوروز با چنين نقشى قرنها مسندنشين سنتها و سرآغاز سالهاى مردمان اين سرزمين بوده ، دلهاشان را به هم نزديك كرده ، گرمىبخش جمعشان بوده و آنها را به‌هم پيوند داده است .

سيزده نوروز :

سيزده نوروز و به اصطلاح سيزده‌به‌در ، آخرين مرحله از مراسم سنتى نوروز است . عموما برگزارى سيزده‌به‌در را به لحاظ باور داشتن به نحسى عدد سيزده و براى دفع نحسى آن مىدانند . اين‌روز را با سرور و شادى و دسته‌جمعى در ميان سبزه‌زارها مىگذرانند ، غذاهاى سبزىدار مىخورند ، سبزه‌هاى نوروزى را به آب روان مىسپارند ، شب يا روز سيزده به كنار رودخانه مىروند و مقدار معينى ، سه ، پنج يا هفت دانه سنگ در آب مىاندازند . دختران گيلانى نيز ، اگرچه به شوخى ، سبزه‌ها را گره مىزنند تا برايشان پيوند زندگى در پى داشته باشد و به خانهء بخت بروند . در روز سيزده بازار بازيهاى سنتى و محلى هم گرم است ؛ تاب‌بازى ، اسب‌دوانى ، بندبازى ، كشتى گيله‌مردى و ديگر بازيها و نمايشها ، از ديرباز تفريح و سرگرمى مردم در اين‌روز بوده است و در كنار آن نواى ساز سرنانوازان و بانگ نقاره نقاره‌زنان ميدان كار گروههاى بندبازى و عرصهء كشتى گيله‌مردى را گرم مىداشته است . در برخى نقاط سيزده‌به‌در با رسمهاى ويژه‌اى همراه است . از جمله در روستاى « كيارمش » اشكور تا چند سال پيش رسم بود كه همهء اهالى سفره‌هايشان را كنار هم پهن مىكردند و غذاهايشان را در همان سفره مىنهادند . و به اين ترتيب همه با هم بر سر يك سفره مىنشستند و آخرين روز مراسم نوروز را با يگانگى و همدلى بيشتر به پايان مىبردند . و نيز در برخى نقاط جنگلى گيلان رسم بود كه در روز سيزده مردان دسته‌جمعى به شكار گراز كه آفت عمدهء شاليزارها و مزارع است مىرفتند . رسمى كه برخاسته از شرايط اقليمى و فرهنگى خاص اين خطه بود و پايان نوروز را با آغاز كار و فعاليت كشاورزى مربوط مىساخت . اين رسم در دو روستاى « ديزبون » لاهيجان و « حاجىسرا » ى لنگرود به اين ترتيب اجرا مىشد كه از بامداد روز سيزده با نواختن بوق همه مردان و جوانان غذاى ناهار خود را همراه برمىداشتند و با تفنگ و داس و تبر و سگهاى شكارى در ميدان ده گرد مىآمدند و دسته‌جمعى به سوى بيشه‌هاى كنار روستا حركت مىكردند و بيشه را قطعه‌قطعه در محاصره مىگرفتند و با سروصدا و هياهو و شليك گلوله گرازها را از حوالى روستا مىرماندند و چندتايى را هم زخمى و شكار مىكردند . باور به نحسى عدد سيزده در ايران و در بسيارى از نقاط ديگر دنيا وجود دارد ، و در مواردى داراى جلوه‌هاى مشخص رفتارى و عملى مىباشد مانند نوشتن 1 + 12 به جاى عدد سيزده و همچنين مانند به‌كار بردن كلمهء « زياده » در هنگام شمارش خرمن به جاى كلمهء « سيزده » ؛ كه در آن هم دفع نحسى سيزده را و هم افزونى و بركت را با كلمهء « زياده » مىطلبند . ( كه به جاى خود بايد ريشه آن را در پيشينهء نقش جادويى « كلمه » و « كلام » جستجو كرد . ) اما در مورد سبب نحس دانستن روز سيزده برخى عقيده دارند كه چون در نخستين سال رصد زردشت روز سيزدهم فروردين مصادف با روز سيزدهم ماه قمرى شد و ستاره‌شناسان روز « استقبال » يعنى روزى را كه ماه و خورشيد مقابل هم قرار مىگيرند نحس مىشمردند و معتقد بودند كه در روز نحس بايد دست از كار كشيد و از خانه بيرون رفت ، لذا روز سيزده در آن سال نحس شمرده شد و اعتقاد نحس بودن آن‌روز در سالهاى بعد نيز استمرار يافت . » « 18 » به نظر مىرسد مراسم سيزده نه به خاطر نحسى ، بلكه بازمانده‌اى از جشن تيرگان باشد كه روزگارى در سيزدهم تيرماه ، يعنى در تير روز از تيرماه در ايران قديم برگزار مىشد و در دوره‌اى از تاريخ كه آغاز سال با آغاز تابستان همراه بوده ، اين جشن در سيزدهمين روز آغاز سال قرار مىگرفته است ؛ كه با تغيير تقويم باز هم در سيزدهمين روز آغاز سال يعنى در سيزدهم فروردين تداوم يافته است . بنابراين جشن و مراسم روز سيزده‌به‌در ، جشن ستايش آب است نه مراسمى براى دفع نحسى .

تيرماسيزه

تيرماسيزه -
tirmasizza
يا تيرماسينزه -
tirmasinza
يكى از آئينهاى سنتى شرق گيلان و مازندران است ، كه مبتنى بر گاهشمارى محلى اين مناطق مىباشد و ريشه در جشن باستانى تيرگان دارد . در واقع تقويمهاى محلى امروز گيلان و مازندران اين رسم را همچون ميراثى از گاهشمارى كهن ايرانى در خود نگهداشته‌اند و از اين جهت بحث بر سر اينكه اين جشن مربوط به تقويم فرس قديم است و يا اينكه به گاهشمارى محلى ، و يا اينكه به كدام گاهشمارى محلّى مربوط مىشود ، چندان مقبول نمىنمايد . اين جشن در فرايند تغييراتى كه در نگهداشتن حساب زمان در دوره‌هاى مختلف در اين يا آن بخش از حوزهء فرهنگ ايرانى روى داده ، تحول يافته است و از جمله در تقويمهاى امروزى گيلان و مازندران ماندگار شده است . در تقويم قديم ايران تقسيم ماه به هفته وجود نداشت . 12 ماه سال و نيز 30 روز ماه ، هركدام نام ايزدى را بر خود داشتند و چون نام ماه و روز برابر مىافتاد ، آن‌روز را جشن مىگرفتند . از اين گونه بود جشن مهرگان كه در مهرروز ( روز شانزدهم ) از ماه مهر برگزار مىشد و جشن تيرگان كه در تيرروز ( روز سيزدهم ) از ماه تير انجام مىگرفت و با نام جشن آبريزان در نقاط مختلف كشور وجود داشت و صورتى از آن در گيلان و مازندران به نام جشن تيرماسيزه در سيزدهم تيرماه محلى ( ديلمى يا
هامش
( 18 ) . . . . بعضى را اعتقاد بر اين است كه شناختن سيزده‌به‌در به عنوان روز نحس از نخستين سال رصد زردشت بوده است . بدينگونه كه در آن سال ، سيزدهم فروردين ثابت بهارى با سيزدهم ماه قمرى برابر افتاد و از اين‌رو در نزد منجمان روز نحس به‌شمار آمد ، زيرا ستاره‌شناسان روز استقبال را كه ماه و خورشيد روبروى هم قرار مىگرفتند ، نحس مىدانستند و معتقد بودند كه بايد در اين‌روز دست از كار كشيد و از خانه بيرون شد . . . آئينهاى نوروزى ، مرتضى هنرى ، مركز مردم‌شناسى ايران ، تهران 1353 ، صفحهء 76 .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 459 | ابراهيم اصلاح عربانى