تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
را باطل كن تا چاووش بيايد و مادر شوهرت به هوش آيد . علاوه بر اسفند و آينه و آجيل و سبزى و ماهى سفرهء هفت‌سين ، بسيارى از لوازم ديگر عيد را هم شب چارشنبه‌سورى تهيه مىكنند . به همين لحاظ بازار فروشندگان و بازارهاى هفتگى بسيار گرم است و بازار چهارشنبه‌سورى جلوه و جلاى خاصى دارد ؛ چراغانى مىكنند ، آذين مىبندند و هر فروشنده‌اى با شعر و ترانه‌اى به عرضهء كالاى خود مىپردازد . بازارهاى هفتگى پيش از نوروز را به هر روزى كه منسوب باشد ، « عيدبازار » مىنامند . « شال‌اندازى » هم از رسمهاى پرشور و زيباى چهارشنبه‌سورى در گيلان و در اغلب مناطق ايران بود ، كه امروزه تا آباديهاى دوردست كوهستانى و جنگلى عقب‌نشينى كرده است و در همه‌جا معمول نيست . شب كه فرامىرسد پسران جوان شال يا دستمالى برمىدارند و براى شال‌اندازى و يا دستمال اندازى به خانه‌هاى همسايگان و اهل محله مىروند . معمولا سر راه گلى هم مىچينند و به گوشه شال يا دستمال مىبندند و آن را آهسته از در اتاق به داخل مىاندازند و خود در گوشه‌اى پنهان مىشوند . صاحبخانه مقدارى آجيل چهارشنبه‌سورى و شيرينى و گاهى پول به جاى گل در دستمال يا شال مىبندد و آن را در آستانهء در قرار مىدهد و شال‌اندازان آن را برمىدارند و به سرعت دور مىشوند . شال‌اندازى در منطقهء تالش سابقا گونه‌اى خواستگارى هم بود . پسرى كه دخترى را مىخواست سعى مىكرد زودتر از ديگران براى شال اندازى به خانهء آن دختر برود ؛ چون گاهى صاحبخانه اولين شال‌انداز را به نزد خود مىخواند و دخترش را نامزد او مىكرد ؛ كه البته در اين‌گونه موارد ، شال انداز چندان ناشناس هم شال نمىانداخت . « بره‌گردانى » سابقا در مناطق كوهپايه‌اى گيلان رسم بود كه گالشها برّهء سفيد سرحال و به اصطلاح شير مستى را انتخاب نموده ، پشتش را با حنا رنگ مىكردند و دستمال رنگينى به گردنش مىبستند و به خانه روستائيان مىرفتند ؛ بره را در اطاق نشيمن رها مىكردند . برّه در اتاق گشتى مىزد و صاحبخانه يكى دو سكه پول و مقدارى آجيل و شيرينى در دستمال گردنش مىريخت ؛ بچه‌ها هم دستى به سر و گوشش مىكشيدند و نوازشش مىكردند . گالش هم سال نو را مباركباد مىگفت و با بره‌اش به خانه‌اى ديگر مىرفت . بره‌گردانى را گاهى شب اول سال هم انجام مىدادند و مردم پاى بره را خوب و خوش‌شگون مىدانستند . فال گرفتن و خبرگيرى از آينده نيز از جمله رسمهاى چهارشنبه سورى است كه در همه نقاط گيلان و بيشتر مناطق ايران معمول است . فال گوش ايستادن بر سر چهارراهها و گفتگوى اولين رهگذران را به تناسب نيت خود تأويل كردن و فال كوزه گرفتن ، از اين‌گونه رسمهاست . رسم ديگر چهارشنبه‌سورى « قاشق‌زنى » است كه اگرچه امروزه بيشتر براى بچه‌ها جنبهء تفريح و بازى دارد ، اما در بنياد خود نوعى مرادخواهى بوده است . قاشق‌زنها با موادى كه ضمن قاشق‌زنى جمع مىكردند ، آش مىپختند و بين مردم تقسيم مىكردند تا مرادشان برآورده شود . چهارشنبه‌سورى بىترديد ريشه در آئينهاى كهن پايان سال دارد و به احتمال بازماندهء جشن « فروردگان » « 17 » است ، كه در دورهء اسلامى با تغيير تقويم و تقسيم سال به ماه و هفته ، با حفظ اغلب عناصر باستانى ، در آخرين چهارشنبهء سال قرار گرفته است . در مورد اين رسم روايتى نيز وجود دارد كه آن را به قيام مختار مربوط مىنمايد و از جمله در آستارا و برخى نقاط غربى گيلان اصل و منشأ چهارشنبه‌سورى و جشن و آتش‌افروزى آن را به همين واقعه مربوط مىدانند . در اين مورد مىگويند هنگامى كه مختار به انتقام شهادت امام حسين ( ع ) قيام كرد ، دستور داد تا با افروختن آتش شيعيان را از قيام آگاهى دهند و نيز مىگويند چون مختار بر قاتلان امام ( ع ) پيروز شد ، به نشانهء پيروزى ، دستور آتش‌افروزى داد و مردم براى گرامى داشتن آن‌روز و آن قيام هر سال در همان روز آتش مىافروختند و اين رسم را برپا داشتند . به نظر مىرسد ، هردو روايت يادشده كوششى بوده است در جهت انطباق رسم كهن آتش‌افروزى با شرايط و آئين جديد . به‌هرحال چهارشنبه‌سورى در فرهنگ گيلان ارج و اعتبار خاصى دارد و نسبت به اغلب مناطق ايران با تفصيل بيشترى انجام مىشود . شرح تمامى آداب و رسوم آن در نقاط مختلف گيلان در حوصله اين مقال نيست . پس از چهارشنبه‌سورى ، ديگر همه در تدارك نوروزند . كهنه كوزه‌هاى گلين را با خاكستر آتش چهارشنبه‌سورى به دور افكنده‌اند . گردوغبار سال را از در و ديوار خانه زدوده‌اند . دانه‌هاى گندم ، برنج و عدس در كاسه‌هاى سبز كرده‌اند ، تا به نشانهء سرسبزى و بركت بر خوان نوروزى نهند ، و تخم‌مرغها را رنگ قرمز زده‌اند ، تا در بساط هفت‌سين ، شادى را و زايندگى و تداوم نسل را نمادى و نشانه‌اى آرمانى باشد و بچه‌ها را عيدانه و بازيچه‌اى دلنشين . كودكان را در حد توان لباس نو پوشانده‌اند و يا جامهء تميز دربر كرده‌اند ، و بزرگترها نيز ، خانه را به گل و سبزه آراسته و آب‌وجارو كرده‌اند . خوشقدمان در راهند تا شاخه‌هاى شمشاد هميشه‌سبز بر در خانه‌ها ببندند . برگى از دفتر زمانه مىخواهد ورق بخورد . در آخرين ساعتهاى سال كهنه و در آستانهء حلول سال نو ، سفره هفت‌سين يا سفرهء عيدى را در اتاقى از خانه مىگسترند ، با شيرينى و تخم‌مرغهاى رنگين و آب و آينه و اسفند و هفت « سين » ، سير و سبزه و سركه و سماق و سمنو و سيب و سكه ، و با قرآن كريم و بعضى با شمايلى از حضرت على ( ع ) و شمع و چراغ ، بدين‌سان به پيشباز نوروز مىروند . كودكان كه حكايت ماهى و گاو جابه‌جايى زمين بر شاخ گاو و جنبيدن ماهى را در ظرف آب و يا تكان خوردن سيب و تخم‌مرغ را شنيده‌اند چشمان منتظر را لحظه‌اى از سفره هفت‌سين برنمىگيرند ؛ سرانجام هم چشمان خيره بر كاسه آب حركت را احساس مىكنند و بانگ شادى برمىآورند ، سال نو شد ، ماهى تكان خورد و . . . و اينك نوروز . جشن آئينى سالهاى دراز تاريخ مردمان اين سرزمين .
هامش
( 17 ) . آتش‌افروزى در جشنهاى مقدمهء نوروز به اشكال متفاوت در نقاط مختلف ايران مرسوم بوده است . عيار آتشباز در گيلان و رسم مشابه آن ، « آتش‌افروز » در مناطق ديگر و نيز آتش چهارشنبه‌سورى ، از اين جمله است . در جشن باستانى فروردگان هم كه بر اساس اعتقاد به بازآمدن فروهرهاى درگذشتگان به خانه‌هاشان ، در شب نوروز ، برگزار مىشده ، آتش‌افروزى معمول بوده است . اما چنان كه در جاى ديگر ذكر شد در تقويم قديم ايران تقسيم ماه به چهار هفته وجود نداشت ، و هر روز از سى روز ماه نامى خاص داشت . شايد رسم آتش‌افروزى در فروردگان ، در آخرين نوبت قبل از معمول شدن هفته در تقويم ايرانى با روز چهارشنبه انطباق يافته ، و در آن ثابت شده است .