تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
بون » ها كه معمولا از كوهستانهاى تالش و آذربايجان مىآمدند ، و « تكم‌چى » ها كه آنها نيز از اردبيل و آذربايجان مىآمدند و همراه شعر و آواز براى نوروز و بهار عروسك چوبى ( تكم ) خود را به رقص و بازى درمىآوردند ، همه و همه موجب مىشدند تا مردم پنجره‌هاى خانه‌ها را كه بر روى سرماى زمستان بسته بودند ، به روى بهار بگشايند .

چهارشنبه‌سورى :

چهارشنبه‌سورى در گيلان ، بلكه در تمامى نقاط ايران برجسته‌ترين و پرشورترين رسم در مجموعه رسمهاى مقدمه نوروز مىباشد و مهمترين عنصرش آتش است و نامش هم از شعله‌هاى آتش برخاسته . چرا كه « سورى » به معنى سرخى است و هم از اينرو در بسيارى از نقاط « چهارشنبه سرخى » ناميده مىشود . نام گيلانى اين رسم ، « كولىكولى چارشنبه » هم سرخى گلها و شعله‌هاى آتش را در خود دارد ، زيرا كه شكل ديگر آن در نقاطى از جمله بندر انزلى « گوله‌گوله چارشنبه » مىباشد . به هرحال نام چارشنبه‌سورى تركيبى است از چهارشنبه به علاوهء كلمه « سور » به معنى سرخ و يا « گول » كه تلفظ گيلكى گل است به مفهوم گلهاى آتش و نيز به تعبيرى به معناى چاشت و يا جشن و شادى و سرور . معناى اخير اگرچه با جشن و شادمانى نوروزى بىمناسبت نيست اما در اينجا در جايگاه معنى اول نمىنشيند . و اما چارشنبه سورى در نقاط مختلف گيلان : در ماسال و آباديهاى جنگلى اطراف آن و كوهستانهاى تالش چهارشنبه سورى را « كولىكولى چارشنبه » مىنامند . اهالى ماسال براى چهارشنبه سورى يا « كولىكولى چارشنبه » رسم بخصوصى دارند . شب چارشنبه‌سورى به طرف قبله در هفت جا پشته‌هاى كاه مىگذارند و هنگام غروب آتش مىزنند . سپس از روى آتش مىپرند و مىگويند « كولىكولى چاهارشنبه » « 15 » همهء مردم آن شب شادى كرده و عده‌اى با تفنگ شليك مىكنند و بعد در كنار سفره شام گرد مىآيند . مرسوم است كه در اين شب در سفره بايد هفت قسم خورش و خوردنى باشد . در آستارا توده‌هائى از كلش ( ساقه‌هاى خشك شالى ) را به تعداد پنج يا هفت يا نه كپه گرد مىآورند و آتش مىزنند . اول بزرگترها و بعد جوانترها و بچه‌ها از روى آنها مىپرند . در ديلمان نيز پنج يا هفت يا نه كپه‌گون مىگذارند ، آتش مىزنند و از روى آنها مىپرند و مىگويند « گل گل چارشنبه ، نكبت بشه دولت بيه » در رودبار و روستاهاى اطراف آن سه يا پنج يا هفت كپه كاه مىگذارند و آتش مىزنند و از آتش سرخ‌روئى مىخواهند . در بندر انزلى و حول‌وحوش آن هم از روى آتش كلشهاى شالى مىپرند و مىگويند گول گول چارشنبه ، به حق پنشبه ، نكبت بشه ، شوكت بيه . زردى بشه ، سرخى بيه . در نومندان و ليسار و هشتپر ، هفت كپه كلش روشن مىكنند و به زبان تركى درد و بلايشان را روى شعله‌هاى آتش مىريزند . پس از پريدن از روى آتش ظروف شكستنى معيوب را به دور مىريزند و دختران دم‌بخت را براى دقايقى از خانه بيرون مىكنند تا در آن سال به خانه بخت بروند و ظرف آبى را هم كه كنار آتشها نهاده‌اند ، به زمين مىپاشند . آب ، دومين عنصر مهمى است كه به اشكال مختلف در مراسم چهارشنبه سورى حضور دارد . در اغلب نقاط شرق گيلان ، شب چهارشنبه‌سورى ظرف آبى از رودخانه يا چشمه به خانه مىبرند و بعضى هم هنگام بردن آب هيچ كلامى بر زبان نمىآورند و اين آب را « لال‌آب » مىنامند . در علىآباد سراى املش پس از پريدن از روى آتش ، جوانان كوزه‌اى برمىدارند و آن را از آب هفت چشمه پر مىكنند و اين آب را كه « آب هفت‌كوثر » مىنامند به طرف آسمان مىپاشند تا سال پربارانى داشته باشند ، با آن سر و روى مىشويند تا سلامتى بياورد و به مزرعه مىپاشند تا زمين پرمحصول شود و . . . در ديلمان صبح چهارشنبه به حمام مىرفتند و با چل‌طاس « 16 » پنج يا هفت يا نه جام آب روى سر خود مىريختند . همچنين در تالش ، رودبار و شرق گيلان ، به‌ويژه در مناطق كوهستانى رسم است كه شب چارشنبه از روى آب روان مىپرند و اين كار را موجب دفع بلا و بيمارى مىدانند . در رستم‌آباد رودبار پس از پريدن از روى آب ، فرد بزرگ خانواده دو سنگ از داخل آب برمىدارد يكى را در انبار برنج و يكى را در انبار آرد مىگذارد تا بركت بياورد . در تالش عنصرى اسطوره‌اى به نام « چارشنبه‌خاتون » وجود دارد كه با صفات « گلابتون گيسوى بلند اندام زيبا » و « پرى گيسوبلند خوش‌اندام » و اين گونه القاب توصيف مىشود . چارشنبه‌خاتون با آب و بركت پيوند خاص دارد . اين پرى گيسوبلند در شب چهارشنبه‌سورى به هر خانه‌اى سرمىزند و از غذاهاى خاص چهارشنبه‌سورى كه برايش گذاشته‌اند ، لقمه‌اى مىخورد و براى خانواده‌هائى كه خانه خود را در آستانه بهار و سال نو پاكيزه كرده‌اند دعا مىكند و به آنها بركت مىدهد . در تالش رسم است كه شب چهارشنبه‌سورى مقدارى از غذاهاى خود را در ظرفى مىگذارند و پشت در خانه يا اتاق قرار مىدهند ، تا چارشنبه خاتون از آن بخورد و برايشان بركت بياورد . براى ديدن چارشنبه خاتون بايد بعد از نيمه‌شب چهارشنبه آخر سال سر كهنه‌ترين چاه آب منطقه بروند ، لباس را به تمامى از تن به‌در كنند ، سر در چاه فروبرند و چارشنبه‌خاتون را صدا بزنند . آنگاه آب چاه مىجوشد و خاتون بلندبالاى گلابتون گيسوى چهارشنبه ، از آن بيرون مىآيد و سيلى به گوش كسى كه صدايش كرده است مىزند . اگر او نترسيد ، نگريخت و يا بيهوش نشد ، هرچه از او بخواهد برايش فراهم مىسازد . خريدن آينه و اسفند و ماهى سفرهء هفت‌سين ، در شب چهارشنبه‌سورى شگون دارد . به‌ويژه در رشت اين كار را با آداب خاصى انجام مىدهند و معمولا اگر دختر دم‌بخت در خانه داشته باشند ، خريدن اسفند بر عهده اوست . از خانه بيرون مىرود ، و از اولين دكان رو به قبله مىپرسد : « اسفند دارى ؟ » و بىآنكه منتظر جواب بماند به راه مىافتد و از دكانهاى ديگر ، تا هفت دكان همين سؤال را مىكند و سپس به سراغ اولى برمىگردد و از او اسفند مىخرد . فروشنده هم اين شعر را برايش مىخواند : « عاطيله كون ، باطيله كون ، اسفن دو كون ، چاووش بيه ، تى مردمار به هوش بيه » يعنى اسفند دود كن و با آن طلسمها
هامش
( 15 ) . خنديله‌پشت ، فرامرز مسرور . « خنديله‌پشت » ، كتابچه كوچكى است كه جلوه‌هاى دل‌انگيزى از فرهنگ تالشى را ثبت كرده است . فرامرز مسرور در اين كتابچهء كوچك و سرشار از ذوق و لطف بدون هيچ ادعا و بدون اينكه حتى نام كتاب و تحقيق بر آن نهد ، بسيارى از ترانه‌ها و رسمهاى تالشى را ضبط كرده و نام يكى از قله‌هاى بلند تالش « خنديله‌پشت » را بر آن نهاده است . دريغم آمد از آن يادى نكنم و بدين لحاظ توضيح چهارشنبه‌سورى و حلواى دنگى عيدى ماسال را عينا از آن كتابچه نقل كردم . ( 16 ) . « چل‌طاس » يا « چل‌كليد » جام كوچكى است ، معمولا از جنس برنج كه دسته‌اى از مفتولهاى كوچك از جنس همان فلز به آن مىبندند و در اطراف آن دعاها و آيات قرآنى نيز نقر مىكنند .
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 456 | ابراهيم اصلاح عربانى