تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
اول بايد علم اين محله بسته شود . دسته‌هاى عزادار اغلب با طبل و شيپور و كرنا همراه هستند ، اما آهنگ حركت دسته را بيشتر سنج‌زنان نگهميدارند . علاوه بر سنج از « زنجيرپايه » يا « زنجيرپائى » نيز براى تنظيم آهنگ حركت دسته استفاده مىشود . زنجيرپايه تنها در گيلان معمول است و حلقه يا ميله‌اى است آهنى كه چند رشتهء كوتاه زنجير از آن آويخته‌اند و بر روى پايه‌اى چوبى به بلنداى بالاى يك انسان استوار شده است و قطر آن به اندازه‌اى است كه در كف دست جا بگيرد . كسى كه زنجيرپايه را به‌دست دارد بر حسب آهنگ نوحه و در تكيه‌گاه آهنگ ، آن را كمى بالا مىبرد و پاى آن را محكم به زمين مىكوبد و در اثر بازتاب ضربه ، زنجيرهاى آويخته‌شده به بالا پرتاب مىشوند و بر جاى خود فرود مىآيند و صدائى كه از اين حركت برمىخيزد ، همچون صداى سنج آهنگ حركت را تنظيم مىكند . در سالهاى پيش ، شب‌هنگام همراه دسته‌ها مشعل برمىداشتند . و مشعل محفظه‌اى بود كه از اتصال چند نوار آهنى درست مىشد ؛ در آن پارچه آغشته به نفت قرار مىدادند و آن را آتش مىزدند . مشعل پايه چوبى نسبتا بلندى داشت به اندازه زنجيرپايه و آن را جلوى دسته حركت مىدادند . بارزترين نشانه و در واقع هويت هريك از دسته‌ها علم محله است كه بخصوص در روز عاشورا همراه مىگردانند و علم بستن يا طوق‌بندى و علم واچيدن ، يعنى بستن و آماده كردن علم در آغاز مراسم محرم و باز كردن و جمع كردن آن در پايان مراسم از آئينهاى اصلى ، مهم و پرشور ماه محرم است كه در تمام شهرها و روستاهاى گيلان با تفاوت در زمان و آداب و رسمهاى آن انجام مىشود . در ماسوله شب ششم ماه به طوق‌بندى اختصاص دارد . علم هر محله را متولى مسجد آن محله به مسجد جامع مىآورد و در آنجا علمهاى هر چهار محله ماسوله بسته مىشود و در اختيار علمدارها قرار مىگيرد . هنگامى كه علم را از مسجد جامع بيرون مىآورند جلوى آن قربانى مىكنند و سپس همراه دسته آن را به مسجد محله مىبرند . علمها را تا آخر ماه صفر نگهميدارند و بعد آنها را باز مىكنند . در سياهكل و ديلمان شب هفتم محرم علم‌بندى انجام مىشود و علم واچينى را روز سوم امام برگزار مىكنند . به‌طور كلى در همه جاى گيلان تا شب هفتم محرم كار علم‌بندى پايان مىيابد و مراسم رسمى و عمومى عزادارى آغاز مىشود . مراسم علم‌بندى شور و هيجانى چشمگير دارد . نذرى مىآورند ، شمع روشن مىكنند ، حاجت مىخواهند ، سينه مىزنند و به اشك چشم عقدهء غمهايشان را باز مىكنند . در ماسال تا چند سال پيش رسم بود كه وقتى علم مىبستند ، عده‌اى زنجيرپايه به‌دست مىگرفتند و بر گرد علم مىايستادند . يك نفر مىگفت : « هابستيم ، هابستيم ، علم شير خدا را . » و بقيه دم مىگرفتند و هم‌آوا جواب مىدادند و شورى در دلها مىانگيختند . علمهاى قديمى گيلان اغلب شامل يك تنهء چوبى ، يك صفحه مشبك ، يكى دو قبه يا صندوقچهء كوچك و يك تيغهء فنرى بلند است . هنگام علم‌بندى آنها را با شالها و دستمالهائى كه برايشان وقف كرده‌اند و با پارچه‌هاى نذرى آذين مىبندند . در آستارا علم سنگينى دارند كه خنجرى هم بر بالاى تيغهء آن بسته شده است . مردم معتقدند امامزادهء محل با همين خنجر به شهادت رسيده است و مىگويند علم در روز عاشورا « جوش مىآورد » و هنگام « علم‌جوش » اگر كسى نيّتى داشته باشد ، علم به سمت او كشيده مىشود و در اين حالت كسى جز يك نفر « عاشق » كه هميشه علم را مىگرداند ، قدرت نگهداشتن آن را ندارد .

سينه‌زنى :

بارزترين و قديمىترين شكل دسته‌گردانى است كه در تمام شهرها و روستاهاى گيلان رواج دارد . طرز سينه زدن ، حالات و حركات بدن و دستها ، شيوه حركت دسته ، در دو صف و يا به صورت جمعى و در يك يا دو گروه ، نحوهء نوحه خواندن و دم ( واگير ) گرفتن و انواع و مناسبت و زمان نوحه‌هاى سينه‌زنى ، در همه‌جا يكسان نيست ؛ شور و هيجان آن نيز در نقاط مختلف و بر حسب زمان و موقعيت ، متفاوت است و توضيح دقيق همه اينها و ويژگىهاى هرشهر و محله و روستا و منطقه تفصيلى جداگانه را مىطلبد . دسته‌هاى سينه‌زنى از جهت شركت گروههاى مختلف مردم نيز عمومىتر و جامع‌تر از انواع ديگر دسته‌گردانيهاست . زيرا وسيله معيّنى لازم ندارد و هركس به نسبت توان خود مىتواند با آن همراه شود . معمولا پيرمردان و ريش‌سفيدان در جلو دسته حركت مىكنند و گروه زنان در حاشيه و به دنبال سينه‌زنان ، آنها را همراهى مىنمايند .

قمه‌زنى :

از شكلهاى قديمى دسته‌گردانى و عزادارى ماه محرم است و نحوهء انجام آن در گيلان نيز همانند ساير مناطق ايران است . قمه‌زنان لباس سپيد بلندى مىپوشند ، سرشان را مىتراشند و پايشان را برهنه مىكنند و « حيدر حيدر » گويان و هماهنگ ، قمه را بر سر و پيشانى خود مىزنند . چهره و لباس سفيد و به خون آغشته قمه‌زنان ، قمه‌هاى خون‌آلود ، آهنگ مقطع و پرطنين « حيدر ، حيدر » و گامهاى محكم و سنگين آنها ، كه با گفتن هر « حيدر » يك نيم‌گام برمىدارند ، شكوه و ابهتى هراسناك دارد . قمه‌زنان كفن‌پوشانى هستند كه گروه شهيدان را مىنمايانند و براى شهادت ، حركتى ، نه ، كه خروشى نمادين دارند . قمه‌زنى معمولا در روزهاى تاسوعا و عاشورا انجام مىشود . در لاهيجان قمه‌زنان را كسانى كه چوبهاى كوتاهى ( كولاكوت ) در دست دارند ، همراهى مىكنند و هنگام اوج هيجان چوب را زير قمه‌شان مىگيرند تا قمه بر چوب فرود آيد و قمه‌زن را آسيبى نرسد . قمه‌زنان پس از پايان كار همه با هم به حمام مىروند و زخم خود را با آب حمام مىشويند و دوباره به دسته‌هاى عزادارى مىپيوندند . قمه‌زنى در گروههاى بزرگ و متشكل از حدود بيست سى سال پيش به تدريج منسوخ شده است ، اما هنوز هم آنها كه نذر دارند ، هر صبح تاسوعا و عاشورا در جائى قمه مىزنند و سپس وارد دسته‌هاى عزادار مىشوند . قمه‌زنى در منطقهء آستارا و نيز در ديلمان و سياهكل و ساير نواحى شرقى گيلان رواج بيشترى داشت .

زنجيرزنى :

دسته‌هاى زنجيرزن امروزه در تمام شهرها و بسيارى از روستاهاى گيلان ، منسجم‌ترين دسته‌هاى عزادارى هستند . زنجيرزنى در گيلان نسبت به ساير اشكال دسته‌گردانى جديدتر مىباشد و از حدود بيست سى سال پيش معمول شده و در واقع جايگزين قمه‌زنى گرديده است . زنجيرزنان لباس سياه مىپوشند ، در دو صف مقابل هم حركت مىكنند . نوحه‌خوان در ميان دسته راه مىرود تا صدايش به همه برسد . زنجيرزنان هم‌آهنگ با صداى سنج ترجيع‌بند نوحه را واگير مىكنند . وسيله زنجير زدن چند رشته زنجير است كه انتهاى آنها به دسته‌اى چوبى يا فلزى متصل شده است . زنجيرزن دسته را به دست گرفته با آهنگ سنج و وزن نوحه رشته‌هاى زنجير را به پشت خود مىكوبد .

شام غريبان :

در گيلان شامگاه عاشورا ، عزادارى چهره و سيمائى ديگر