به احترام خانوادهء سوگوار اهالى محل تا مدتى و معمولا تا چهلم از برگزارى مجالس عروسى و شادمانى خوددارى مىنمايند و اگر اتفاقا مقدمات مجلس عروسى از قبل آماده شده باشد با اجازه صاحبعزا و بدون سروصدا آن را برگزار مىكنند . به نسبت شأن و منزلت اجتماعى مرده و خانوادهء او ممكن است يك يا چند محله يا روستا موارد بالا را رعايت كنند . اما حتى اگر مرده از پائينترين قشرهاى جامعه هم باشد دستكم همسايگان و آشنايان و اهل محل در سوگ او شركت مىكنند .
آئينها و مراسمى كه در گردش يك سال قمرى قرار مىگيرند
منظور آئينهائى هستند كه در گردش يك سال قمرى قرار مىگيرند و برگزارى آنها به روز يا روزهاى معينى از اين تقويم وابسته است . مانند مراسم سوگوارى محرم و روز عاشورا كه معمولا از روز اول تا دهم محرم برگزار مىشود . آئينها و مراسمى كه بر اساس اين تقويم انجام مىگيرند ، عمدتا در شمار مراسم مذهبى اسلامى هستند . نيز اين نكته گفتنى است كه در روزگاران كهن در بيشتر فرهنگهاى جهان ماه معيار تقسيمبندى زمان بود و چه بسا كه آثارى از تقويمهاى كهن هنوز در لابلاى عناصر فرهنگى مناطق دورافتاده باقى مانده باشد .
رسمها و آداب شب اول ماه
ديدن ماه نو ، يا هلال اولين شب ماه ، آداب و رسمهائى دارد كه تقريبا بيشتر مردم آنها را رعايت مىكنند . ماه نو را بايد با روئى خوب ديد ، يا با چيزهائى كه جلوهاى از نور و روشنائى و سرسبزى باشد . بر پايهء اين باور نظر افكندن بر روى كسانى كه ديدارشان به فال نيك گرفته شده يا آئينه ، آب ، سبزه ، انگشتر عقيق و از اين قبيل چيزها شگون دارد . اگر قرآن در دسترس باشد ، مىگشايند و آيهاى از آن مىخوانند . در آباديهاى كوهستانى ديلمان ، سه مشت آب به هوا مىپراكنند و آب و ماه را با هم مىبينند و صلوات مىفرستند .
در مورد شب اول ماه ، رسمهائى شبيه رسمهاى آغاز سال وجود دارد . از جمله اينكه شخص خوشقدمى بايد به خانه بيايد و شاخهاى شمشاد ، يا برگى سبز به چفت در اتاق بياويزد . در مناطق شرقى گيلان و حدود ديلمان از هنگام غروب چراغ روشن مىكنند و آن را تا صبح روشن مىگذارند . از رفتن به خانهء ديگران پرهيز مىنمايند و با همه مهمانپذيرى ، آمدن مهمان را در اين شب خوش ندارند . رسمهاى مربوط به شب اول ماه ، بر خلاف آداب ديدن ماه نو ، بسيار كمرنگ شده و خانوادههاى معدودى آنها را رعايت مىكنند . در اين مناطق تا سالها پيش هر خانواده براى خود فرد خوشقدمى داشت و معمولا بزرگ خانواده غروب آخرين روز ماه به خانه آن شخص مىرفت و مىگفت :
صبح فردا بايد اولين كسى باشى كه به خانهء ما مىآيد و او صبحگاه با قرآن و آب و سبزه به خانه آنها رفته كمى از آب را در هوا پخش مىنمود و كمى هم در چارچوب در اتاق مىريخت و براى اهل خانه دعا مىكرد .
مراسم ماه محرم
ماه محرم با مراسم و آداب و آئينهاى آن ، داراى جايگاه برجستهاى در زندگى مردم مىباشد . آغاز اين ماه ، جلوههاى نمايان و مشخصى دارد . مسجدها و تكيهها سياهپوش و آذين بسته مىشوند . در بازارها بيرقهاى عزا را بر بالاى سردر مغازهها قرار مىدهند . بسيارى از مردم لباس سياه دربر مىكنند و بهطور كلى همهجا ، شهر و روستا ، كوچه و خيابان ، چهرهاى ديگر مىگيرند .
بچهها كه از مشتاقان تشريفات و مراسم هستند ، قبل از همه ، در محلهها دستههاى نوحهخوانى راه مىاندازند ، كه بيشتر برايشان جنبهء سرگرمى دارد ، و البته آموزشى است غيررسمى كه الفت با اين مراسم را در ضمير وجودشان مىنشاند . در روستاهاى حوزه شرقى گيلان و قسمتهاى غربى مازندران از نشانههاى آغاز ماه محرم گلمالى ديوار مسجد ده است كه چند روز قبل از محرم توسط زنان روستائى انجام مىگيرد . نمونهء برجستهء اين رسم تا پانزده سال پيش در « جواهرده » رامسر برگزار مىگرديد و گل آن را چوپانان با شير گاوها و گوسفندان خود مىسرشتند .
روضهخوانى ، دستهگردانى و تعزيهخوانى ، سه گونهء عمده مراسم عزادارى ماه محرم است ، كه در حد مجال اين پژوهش به هريك مىپردازيم .
روضهخوانى :
در تمام شهرها و روستاهاى بزرگ گيلان انجام مىشود .
محل روضهخوانى مسجد است اما در بعضى خانهها هم بر حسب نذر و يا بنابر وصيت و وقف روضه خوانده مىشود . بازاريان رشت سراهاى بازار را هم براى روضهخوانى سياهپوش مىكنند . در روزهاى دهه اول ماه محرم موضوع روضهخوانى هرروز ، تقريبا مشخص است بهويژه در روزهاى هفتم تا دهم كه به مرثيهخوانى براى حضرت على اكبر ، حضرت قاسم ، حضرت عباس و امام حسين ( ع ) اختصاص دارد . روضهخوانى معمولا تا آخر ماه صفر ادامه پيدا مىكند . خطيبان و مرثيهخوانان اين مجالس ، اغلب روحانيان و مدّاحان محلى هستند . از مجالس روضهخوانى براى طرح مسائل و مشكلات اجتماعى و بخصوص در روستاها براى جلب هميارى مردم در امور عمرانى استفاده مىشود .
دستهگردانى :
دستهگردانى از نشانهها و مراسم چشمگير ماه محرم است .
حركتى است جمعى ، همآوا و همآهنگ و نمودى است از وحدتى شكوهمند .
نوحههائى كه در اين دستهها خوانده مىشود ، هركدام بيانگر بخشى از وقايع عاشوراى كربلا است ، كه بيانى نمادين دارد . دستهگردانى در بنياد و اصل خود ، حركتى است در جهت تحرك بخشيدن به مردم ؛ گونهاى صفآرائى در برابر دشمن ، و يك بسيج براى مقابله با ظلم و ستم كه از دل فرهنگ مبارز تشيع سر برآورده است و در سراسر سرزمينهاى حوزهء فرهنگ ايرانى و از جمله در گيلان عموميت دارد . سينهزنى ، قمهزنى ، كربزنى ، قفلزنى ، شام غريبان و قوم بنى اسد ، گونههاى مختلف دستهگردانى معمول در گيلان است . رسم و روال حركت دستههاى عزادار تابعى است از روابط محلهها در شهرها و روستاهاى مختلف و هركدام مبدأ و مسيرى معين دارند ؛ به ديدوبازديد يكديگر مىروند و تقدم و تأخّر را بنابر سوابق سنتى رعايت مىكنند . هرجا امامزاده و بقعه و مكان مقدسى باشد ، نقطهء تمركز دستههاى عزادار است . از جمله در « ماسوله » مراسم بايد از محلهاى كه امامزاده در آن قرار دارد و مسجدبر ناميده مىشود آغاز گردد . ابتدا بايد صداى سنج اين محله بلند شود و اگر يكى از سنجزنان محلههاى ديگر در اين كار سبقت جويد ، بنابر رسم بايد جريمه شود . همچنين