تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
نمايشها و بازيهايى كه دارند ، پهلوانان محله و ده و روستاهاى اطراف كه دعوت شده‌اند كشتى مىگيرند و برندگان صاحب « برم » مىشوند ، برم ، چوب سه يا چند شاخه‌اى است كه جلوى خانه داماد و كنار محلى كه پهلوانان كشتى مىگيرند ، در زمين فرومىكنند و يا به تيرهاى ايوان خانه مىبندند و اشيائى نظير كيف پول ، شال‌گردن ، پارچه ، آيينه ، دستمال و همچنين ميوه و خوراكى را به شاخه‌هاى آن مىآويزند . معمولا براى كشتىگيران چند برم درست مىكنند ، گاهى هم برمها را از خانه عروس مىآورند . پس از برگزارى مراسم شب عروسى ، روز دوم يا سوم همه به ديدن عروس و داماد و به اصطلاح « عروس تماشا » مىروند و بين عروس و نزديكان دو خانواده ، به تفاوت رسم در هرجا هدايايى ردوبدل مىشود . در ماسال سابقا دختران عرقچينى به سر مىگذاشتند كه وجه تمايز دختران و زنان بود و دخترى كه عروس مىشد ، با همين عرقچين به خانهء داماد مىرفت و در آنجا در روز دوم يا سوم عروسى ، مادر يا خواهر داماد آن را از سرش برمىداشت و هديه‌اى به او مىداد . در شرق گيلان تفاوت دختران و زنان از چتر زلف معلوم مىشد و مشاطه شب قبل از عروسى زلف عروس را چترى مىزد .

آداب و مراسم مرگ و سوگوارى

بنابر اعتقاد به وجود جهانى ديگر و زندگى پس از مرگ كه به اشكال مختلف در تمام اديان جهان وجود دارد ، در هرجا آئينها و رسمهاى خاصى در مرگ افراد برگزار مىشود . اين آئينها مبتنى بر اعتقادات و دستورات دين و مذهب رايج و متأثر از باورهاى بازمانده از اديان و مذاهب پيشين هستند . در برگزارى اين مراسم دو هدف مورد نظر است ؛ يكى طلب آمرزش و آرامش براى روان شخص درگذشته ( جنبهء اعتقادى ) و ديگر همراهى و همدردى با بازماندگان و حفظ احترام و رعايت شئون خانواده ( جنبهء اجتماعى ) . در گيلان نيز آئينها و رسمهاى سوگوارى خارج از اصول يادشده نيست . همگونى نسبى مبانى اعتقادى در بعد زمانى و در گسترهء مكانى و پيشينهء تقريبا مشترك ، موجب شده است كه همه نقاط گيلان سنتهاى همانندى در برگزارى اين مراسم داشته باشند . در گيلان بخصوص در شهرهاى كوچك و روستاها ، هنوز خبر مرگ از آن هركس و در هر موقعيتى باشد ، گرد غم بر محلّه‌اى از شهر و يا تمام يك روستا مىپاشد و همه را به همدردى و يارى سوگواران فرامىخواند . همه در برداشتن و تشييع و به خاك‌سپارى همكارى و همراهى مىكنند . مرده را كه به خاك سپردند با سوگواران تا خانه همراه مىشوند ؛ نزديكان مىمانند و بقيه خداحافظى مىكنند . در منطقهء تالش بالاى سر مرده يك درخت و معمولا درخت « آزاد » مىكارند . آزاد درخت مورد احترامى است و آزادهاى كهنسال در اين منطقه احترامى آميخته به تقدس دارند . به‌جز آزاد ، درخت كيش ( شمشاد ) و انار هم بالاى گور كاشته مىشود . روى گور را با قلوه‌سنگهاى رودخانه‌اى سنگ‌چين مىكنند و تخته‌سنگى كوتاه به حالت قائم بر بالاى گور قرار مىدهند . در ديلمان پيش جنازه به گورستان مىفرستند ، كه معمولا نان و حلوا است و پس از به خاك‌سپارى در غروب همان روز به عنوان خيرات پلو مىپزند و پخش مىكنند . اين پلو را « شب غرب » مىنامند . در ماسال در جائى كه مرده را شسته‌اند تا سه شب چراغ روشن مىكنند . ديلمانيها سه تا نه شب سر قبر چراغ مىگذارند و در نومندان سابقا بر سر مزار چادر مىزدند و يك نفر سه روز در آنجا قرآن مىخواند . به هرحال در همه‌جا پس از به خاك‌سپارى به تدارك مجلس سوگوارى كه تا سه روز به طول مىانجامد و نيز تهيه مقدمات برگزارى مجلس ختم مشغول مىشوند . مجلس ختم مردانه است و در مسجد برگزار مىشود ؛ اما در برخى نقاط در خانه هم ختم مىگيرند . در سالهاى اخير ختم زنانه نيز بخصوص در شهرها كم‌وبيش معمول شده است . امروزه در شهرها وقت و محل مجلس ختم را با اعلاميه‌هائى كه به دروديوار مىچسبانند به اطلاع مردم مىرسانند . مجلس ختم را معمولا در روز سوم مىگيرند . در اين مدت آشنايان و نزديكان براى همدردى و گفتن تسليت و سرسلامتى به ديدن صاحبان عزا مىروند ، وابستگان و دوستان نزديكتر شبها نيز در آنجا مىمانند و مىكوشند تا خانوادهء عزادار جاى خالى ازدست‌رفته خود را كمتر احساس كند . سابقا تا سه روز مجلس ترحيم مىگرفتند و روز سوم روز ختم آن بود . هنوز هم در برخى روستاها به همين ترتيب عمل مىكنند . ختم با اجازه بزرگتر مجلس و با تلاوت آياتى از سورهء الرحمن پايان مىگيرد و پس از روضه و فاتحه‌خوانى عده‌اى ، خانوادهء عزادار را تا خانه همراهى مىكنند و در آنجا با چاى و خرما پذيرائى مىشوند . روز سوم به اصطلاح « خرج » مىدهند و بر حسب استطاعت خانواده عده‌اى و يا همه را براى ناهار نگهميدارند يا از قبل دعوت مىكنند . در صورتى كه توانائى مالى نداشته باشند به همان مجلس ختم اكتفا مىشود . گرفتن مجالس هفتم ، چهلم و سال هم مرسوم است و از اين ميان چهلم نسبتا عموميت دارد . اين مجالس سر قبر برگزار مىشود . در ديلمان سابقا بعضى خانواده‌ها پنجم و نهم هم مىگرفتند . امروزه نشانهء عزادارى در شهرها و به‌ويژه در شهرهاى بزرگتر مثل رشت و لاهيجان ، بيشتر پوشيدن لباس سياه و شركت نكردن در مجالس عروسى و شادى است . مدت سوگوارى به تناسب قرابت بازماندگان با مرده تفاوت مىكند . معمولا مدت مزبور براى زنان از چهل روز تا يك سال و براى مردان از يك هفته تا چهل روز است . اما در جامعه سنتى گيلان پوشيدن لباس سياه چندان رسم نبود ، و عموميت نداشت . در روستاها فقط يك تكه لباس سياه مىپوشيدند و يا تنها از پوشيدن جامه‌هائى به رنگهاى سرخ و شاد پرهيز مىكردند . عمده‌ترين نشانهء سوگوار بودن خوددارى از حنا بستن و اجتناب از حضور در مجالس عروسى و شادى بود . مردان عزادار دگمه يقه خود را باز مىگذاشتند و سر و صورت را اصلاح نمىكردند . پس از برگزارى مجالس ختم بزرگترها و ريش‌سفيدان به آنها تكليف مىكردند كه دگمه يقه خود را ببندند . براى زنان سوگوار در پايان مدت عزادارى حنا مىفرستادند و يا آنها را به حمام مىبردند و برايشان حنا مىگذاشتند ؛ همچنين در روز عيد براى خانوادهء عزادار حنا مىبردند كه از سوگ درآيند . در ماسال در پايان مجلس عزادارى بزرگترها پارچه‌اى رنگى روى شانهء زنان صاحب‌عزا مىانداختند . بسيارى از اين آداب و رسمها هنوز هم رعايت مىشود .