مىدادند . خوراك ورزا غير از علوفه ، كدو و گونهاى ميوهء جنگلى به نام « پيله » بود كه معمولا به آن نمك هم مىافزودند . گوسالهاى كه براى جنگ انداختن تربيت مىگرديد جدا از گاوها و گوسالههاى ديگر و در محوطهاى محصور نگهدارى مىشد و بهطور دائم تحت مراقبت قرار داشت . گاهى براى تمرين و آموزش آن را با گاوهاى ديگر به جنگ مىانداختند . قيمت گاو جنگى خيلى بيشتر از گاو كار بود و گاه به دو تا سه برابر آن مىرسيد . هربار كه يك گاو جنگى ورزاهاى ديگر را شكست مىداد ارزش بيشترى مىيافت ؛ به عبارت ديگر بهاى يك گاو جنگى به تعداد پيروزيهائى كه در جنگ با گاوهاى ديگر كسب كرده بود بستگى داشت .
گسترهء جغرافيائى و تقويم زمانى و شيوهء برگزارى
ورزاجنگ بيشتر در قسمت جلگهاى گيلان و در حد فاصل رودسر تا بندر انزلى معمول بود و در حدود لشتنشا و خمام و كوچصفهان رواج بيشترى داشت . محل مبارزهء ورزاها ميدانگاههاى وسيع اطراف روستا و زمينهاى درو شده بود ، كه گاهى با طناب و سيم و چيزهاى ديگر محصور مىگرديد تا در صورت فرار گاو خطرى متوجه تماشاگران نگردد .
از آنجا كه هم دستاندركاران و هم تماشاگران اين نمايش ، در گذشتهء دور تر از روستائيان بودند ، بايد زمان برگزارى آن با تقويم فعاليتهاى كشاورزى و روستائى هماهنگى مىداشت . ازاينرو ، بيشتر پس از برداشت محصول برنج ، از اواخر شهريورماه تا اواسط پائيز و به ندرت در فاصلهء آخرين وجين شالى ( موسوم به دوباره ) تا آغاز درو يعنى دو ماه اول تابستان انجام مىشد . از سالهاى اواخر دههء 1340 با افزايش مسافران تابستانى سواحل درياى خزر ، علاقمندان جديدى براى تماشاى ورزاجنگ و برخى از نمايشهاى سنتى و ميدانى مانند بندبازى و غيره پيدا شد . ورزاداران هم كه ديگر چندان وابستگى روستائى نداشتند ، به تناسب شرائط جديد ، بيشتر در تابستان ميدان جنگ ورزاها را ترتيب مىدادند و براى تماشاى آن بليط هم مىفروختند و گاهى كشتى گيلهمردى را نيز با آن همراه مىنمودند . ورزاجنگ تا قبل از اين دوران در عروسيهاى مربوط به اربابان و خانوادههاى ثروتمند و نيز در پارهاى موارد خاص برگزار مىشد و چنانكه گفته شد به مناسبت حضور مظفر الدين شاه ، در باغ محتشم رشت انجام گرديد . در برخى عروسيهاى روستائى نيز گاهى گاو - جنگى مختصرى ترتيب مىدادند . بهطور كلى داشتن برنامه ورزاجنگ ، نشانه اعتبار و اهميت عروسى و صاحب مجلس بود و هرچه تعداد ورزاهائى كه در نمايش شركت داده مىشدند بيشتر بود ، آن نمايش و مجلسى كه ورزاجنگ به مناسبت آن ترتيب داده شده بود ، داراى اهميت و اعتبار زيادترى بود .
ورزاجنگ در ماههاى محرم ، صفر ، رمضان و نيز در روزهاى سوگوارى مذهبى برگزار نمىگرديد . به اين ترتيب زمان برگزارى اين بازى مانند اغلب نمايشهاى سنتى و ميدانى ، تابع دو عامل عمده بود و به عبارت ديگر توسط دو عامل عمده محدود مىشد . يكى كار و فعاليت كشاورزى و ديگرى روزها و ماههاى سوگوارى و عبادت .
« حاجى گلنيكخواه » پيرمرد اهل بالاكفشهء لشتنشا نقل مىكرد كه در زمان گذشته براى ورزاجنگ كدخدا يا بزرگ محل قاصدى به روستاهاى اطراف روانه مىكرد و از ورزادارها دعوت مىنمود تا در روزى كه معلوم شده بود با ورزاى خود در محل حاضر شوند . ورزادارهاى دوردست اغلب شبانه ورزا را مىآوردند تا هم خسته نشود و هم چشمزخم نخورد . از صبح روز ورزاجنگ در محل ميدان ساز و نقاره مىزدند تا مردم باخبر شوند و براى تماشا حضور يابند . در ميدان ورزاجنگ معمولا اول گاوهائى را كه تازه پا به ميدان گذاشته بودند به جنگ مىانداختند و ورزاهاى جنگديده و كارآزموده را در مراحل بعدى وارد ميدان مىكردند . به خصوص دو ورزائى را كه از همه بزرگتر و قوىتر بودند براى مرحله آخر نگه مىداشتند . به شاخ و پيشانى ورزائى كه به ميدان مىرفت نظر قربانى و آينه مىبستند و كوهانش را با يراقهاى زرى و زردوزىشده مىآراستند و گاهى شاخهايش را هم تيز مىكردند و روغن مىماليدند . براى ورزائى كه پيروز مىشد جايزه تعيين مىگرديد و علاوه بر آن صاحب ورزا در ميان جمعيت دوران مىزد و پول جمع مىكرد و به خصوص جلوى بزرگترهاى مجلس جستى زده ، به هوا مىپريد و انعام مىگرفت . دوران زدن ممكن بود فقط براى گاوهاى قوىتر كه در آخر كار به ميدان مىآمدند و پيروز مىشدند انجام شود و براى قوىترين گاوى كه در پايان كار پيروز مىشد ، گاهى برگزاركنندهء مجلس دوران مىزد . مرد سالخوردهاى از معتمدين خمام نقل مىكرد كه سابقا در بعضى از ورزاجنگها صاحب گاو برنده و بازنده با دو چوب كوتاه با هم چوببازى مىكردند . شايد اين بازى نشانهاى از دوام دوستى و وسيلهاى براى پيشگيرى از خصومتهاى احتمالى بوده است .
سببها و انگيزههاى پيدايش ورزاجنگ
در همهء متون و نوشتههاى مربوط به ورزاجنگ و گاو جنگى و بازيهاى نظير آن تنها به توصيف بازيها پرداخته و علل و انگيزههاى پيدايش آنها مورد بررسى قرار نگرفته است . به نظر مىرسد كه اين بازيها در اصل رابطهاى جدىتر از حد بازى و سرگرمى با زندگى مردم داشتهاند . براى پى بردن به اين رابطه لازم است عناصر موجود در خود بازيها و نيز محيط اجتماعى آنها مورد مطالعه قرار گيرد .
بيشترين حيواناتى كه براى جنگ انداختن مورد استفاده قرار مىگيرند عبارتند از : گاو نر ، قوچ و خروس . در اين حيوانات دو نكته قابل توجه است :
1 - حيواناتى را كه به جنگ مىاندازند از جنس نر هستند .
2 - حيواناتى را كه به جنگ مىاندازند اهلى هستند و در كار مورد استفاده قرار نمىگيرند يا بخشى از خوراك انسان از طريق آنها تأمين مىشود .
به اين ترتيب شايد يكى از علل پيدايش چنين بازيهائى ، تجربه ابتدائى حاصل از مشاهدهء جنگ و جدال حيوانات نر براى تصاحب ماده در زمان جفتگيرى بوده باشد . بنابراين حيوانات نر را به جنگ مىانداختهاند تا از آن ميان قوىترين و سالمترين انتخاب شود و براى جفتگيرى و توليدمثل مورد استفاده قرار گيرد . چنانكه هنوز هم در گيلان ورزاهاى جنگى را هرگز به كار كشاورزى نمىگيرند و در جنگ و جفتگيرى از آنها استفاده مىكنند . از طرف ديگر در پيدايش چنين بازيهائى برترىجوئى و قدرتطلبى آدمى را نيز