عكس 8 - صاحب ورزاى جنگى برنده ، در ميان جمعيت دوران مىزند و پول جمع مىكند
مىنمود و كار به نزاع و زدوخورد و گاهى قتل و خونريزى مىانجاميد ؛ و فرمان شاه سلطان حسين بر سنگنبشتهء مسجد جامع لاهيجان كه احتمالا در ساير مساجد جامع گيلان نيز وجود داشته است مؤيد همين امر مىباشد .
بهطور كلى در نظام اربابرعيتى ، خردهمالكان ، كدخدايان و همهء كسانى كه زير چتر حمايت مالكان بودند و خود در جريان توليد روستايى نقش فعال نداشتند ، با پشتوانهء اجتماعى اتكاء به ارباب از قدرت و نفوذ و در نتيجه منزلت اجتماعى بالاترى برخوردار بودند و بالطبع مىكوشيدند از همهء عوامل و امكانات ديگر ، در حفظ اين پايگاه اجتماعى استفاده كنند . شركت و همكارى آنها در انجام برخى مراسم سنتى ، از وسائلى بود كه مىتوانست اين منظور را تأمين كند . ورزاجنگ در همين راستا در خدمت گروههاى اجتماعى مزبور قرار داشت . علاوه بر آن ، ورزاجنگ نمايشى بود خشن ، پرابهت و مرعوب - كننده و اين خصوصيات به جاى خود موجب كسب شهرت و افزايش قدرت دستاندركاران آن در ميان مردم مىشد .
از آغاز سالهاى دههء 1340 كه به تدريج نظام توليد مبتنى بر سرمايهدارى ، در اغلب نقاط ايران و از جمله در گيلان جايگزين نظام اربابرعيتى شد ، گروههاى اجتماعى تازهاى هم با تكيه بر همان مسائل يادشده به ورزادارى پرداختند و ميداندار اين كار شدند . اعتبار آنان ديگر مربوط به خردهمالك - بودن يا داشتن سمت كدخدائى و وابستگى به ارباب نبود .
ورزاى جنگى يا « كل ورزا »
در گيلان براى شخم زدن زمين و ساير كارهاى كشاورزى هميشه از گاو نر اخته كرده استفاده مىشد و ورزاى جنگى يا « كل ورزا » تنها براى جنگ انداختن و جفتگيرى مورد استفاده قرار مىگرفت . براى اين منظور قوىترين گوسالهها را انتخاب مىكردند و از همان ابتدا آن را براى جنگيدن پرورش