نباشند ، در ختنهسوران به اصطلاح عروسى مىگيرند ، يعنى آن را با تفصيل يك عروسى برگزار مىكنند . در جشنهاى ختنهسوران نوازنده خبر مىكنند و شام و ناهار مىدهند و كسانى كه به ديدن بچه مىآيند معمولا هديهاى هم مىآورند .
گاهى براى بچه دوران هم مىزنند يعنى پول جمع مىكنند . تا قبل از گسترش شبكهء راهها و توسعهء درمانگاهها و بيمارستانها ، كارهاى درمانى و طبابت و از جمله ختنه كردن ، در روستاها و شهرهاى كوچك با سلمانيها بود . هنوز هم در دهكدهها و آباديهائى كه ارتباط كمترى با شهر دارند سلمانيها اين وظيفه سنتى را بر عهده دارند . سلمانى بچه را در خانه ختنه مىكند و اگر بخواهند بيش از يك بچه را همزمان در يك خانه ختنه كنند بايد تعداد بچهها فرد باشد . در غير اين صورت خروسى مىكشند و سر تاج خروس را مىبرند . خارج از گيلان در برخى نقاط كشور تاق بودن سالهاى عمر كودك نيز رعايت مىشود ؛ مثلا بچه را در پنج يا هفت سالگى ختنه مىكنند . همچنين گفتنى است كه سابقا پوست بريده شده را به حياط مكتبخانه و مدرسه مىانداختند تا بچه به درس و مشق و مدرسه علاقمند شود . اكنون در شهرها و حتى بسيارى از روستاهاى گيلان كودك را در نخستين روزهاى تولد ختنه مىكنند و جشن و سرورى به اين مناسبت برگزار نمىشود .
آئين ازدواج
خانواده هستهء اصلى جامعه انسانى است و مراسم ازدواج در واقع جشن تولد يك خانواده و يك واحد جديد اجتماع مىباشد . به همين سبب پيوند دو تن هميشه و در همهجا از حرمت و اهميت خاصى برخوردار بوده است .
عروسى بزرگترين و پرهيجانترين مراسمى است كه در طول زندگى يك فرد برگزار مىشود و در شمار مراسم همهگير جامعه است . مراسم عروسى در حقيقت جشن ورود يك زوج به مرحلهاى از زندگى است كه در آن عملا صاحب مسئوليتهاى كامل اجتماعى مىشوند . در روستاها و شهرهاى كوچك معمولا همه افراد در مراسم عروسى شركت مىكنند . و حتى اگر در مراسم خاص آن مانند عقدكنان ، عدهء خاصى دعوت شده باشند ، باز هم قسمتهايى است كه عموميت دارد . در شهرهاى بزرگ كه شرايط و مقتضيّات خاص ، پيوندهاى خويشاوندى ، طايفهاى و محلى را نسبتا سست كرده است ، باز هم ، عروسى در يك محدودهء معين و كوچكترى نسبت به روستا همه را به خود مىكشد و شور و شوقى برمىانگيزد .
مراسم عروسى قسمتهاى مختلفى را شامل مىشود كه ترتيب و كيفيت آن ممكن است در همهجا يكسان نباشد ، همچنين در هرجا ممكن است آداب و رسمهاى ويژه همان محل وجود داشته باشد ؛ اما به هرحال مراحلى از مجموعه مراسم عروسى در شمار مشتركات يك حوزه فرهنگى است .
انتخاب همسر ، نخستين و اساسىترين مرحله ازدواج است . در روستاها و حتى در شهرهاى كوچك گيلان ، كه اغلب داراى ساخت كشاورزى - دامدارى هستند ، و زن و مرد در جريان كار روزانه مشاركت دارند ، دختران و پسران ، يكديگر را خوب مىشناسند و اغلب همسران خود را در جريان همين برخوردها و در مراسم عمومى همچون نوروز و محرم و عروسيها و در بازارهاى هفتگى انتخاب مىكنند .
پسر در انتخاب همسر هميشه نقش اساسى دارد و معمولا دلبستگى به دختر مورد نظرش را با مادر خود درميان مىگذارد و از اين طريق موضوع را به اطلاع پدر مىرساند . ممكن است پدر و مادر ، به دلايلى از جمله ناهماهنگى شأن و منزلت دو خانواده ، اختلافات خانوادگى و طايفهاى ، نامناسب تشخيص دادن دختر و يا به سبب اينكه دختر ديگرى از خويشاوندان را براى فرزند خود در نظر گرفتهاند با انتخاب او مخالفت كنند . اما كمتر اتفاق مىافتد كه پدر و مادر بتوانند نظرشان را بقبولانند ، بخصوص طى يكى دو دههء اخير به سبب تغييراتى كه در وضع جامعه و خانوادهها پديد آمده است ، از ميزان وابستگى پسران به خانواده كاسته شده و استقلال رأى بيشترى در انتخاب همسر پيدا كردهاند .
در مورد دختران هم وضع تقريبا به همين منوال است . و بههرحال پدر و مادر در انتخاب همسر براى فرزندانشان بيشتر نقش مشاور و تأييدكننده و نه تعيينكننده داشته و دارند . قابل توجه است كه در منطقهء تالش تا دو سه دهه پيش در صورت مخالفت پدر و مادر هريك از طرفين ، پسر دختر را وادار به فرار از خانه مىكرد و او را به خانهء دائى يا يكى از نزديكانش مىبرد و با هم ازدواج مىكردند و پس از مدتى كه گاه تا چند سال طول مىكشيد پدر و مادر آنها را بازمىخواندند . اينگونه ازدواجها بخصوص در مناطق جنگلى تالش هر سال چند مورد اتفاق مىافتاد .
اين نكته نيز گفتنى است كه قبلا در شهرهاى بزرگتر كه خانوادهها براى يكديگر شناخته شده نبودند ، پيشنهاد و شناسائى دختران غريبه معمولا توسط واسطههايى انجام مىشد كه بيشتر مشاطگان ، سلمانىها و كارگران حمام بودند . و امروزه هم با كموبيش تفاوتهايى ، به اقتضاى روز ، وضع به همين ترتيب است .
از نكات جالب مربوط به ازدواج در غالب نقاط گيلان بهويژه در مناطق روستايى يكى آن است كه پيوند دو خانواده اصولا با يارى و همكارى در كار و زندگى آغاز مىشود . تأملى در قسمتهاى مختلف اين مراسم نشان مىدهد كه اگرچه از جهت مالى دادوستدهائى در قالب هداياى مختلف بين دو خانواده صورت مىگيرد ، كه البته بخش عمدهء آن جنبهء كمك به عروس و داماد را دارد ، اما همكاريهاى مختلف بسيار چشمگير است .
پسران در شاليكارى ، دروى شالى ، كلش ريختن بام خانهها ، دروى گندم و ساير كارهاى كشاورزى و باغدارى ، دامدارى ، نوغاندارى و غيره كه بر عهدهء مردان است به كمك پدر نامزد خود و به اصطلاح به « ياورى » مىروند . دامادها معمولا اين كار را بعد از ازدواج نيز ادامه مىدهند . در ماسال و روستاهاى اطراف آن ، هنگام دروى شالى ، پسر عدهاى از دوستانش را جمع مىكند و به ياورى پدرزنش مىبرد . براى دختران نيز رسم ياورى دادن به خانوادهء داماد ، در برخى كارها از جمله در شاليكارى و چاىچينى معمول است كه « گيشه ياورى » ناميده مىشود . دخترى كه نامزد دارد هنگام شاليكارى به اتفاق چند تن از دوستان و همسالانش به ياورى مادر نامزدش مىرود ؛ معمولا مادر براى اين روز هديهاى هم تهيه ديده است كه به عروسش مىدهد . ياورى رفتن عروس اغلب با دايره زدن و ترانهخوانى و آوازهاى دستهجمعى دختران همراه است .
« جوكولكشى » نيز از كارهائى است كه ياورى دختران را مىطلبد . جوكول