تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
عكس 6 - آغاز نبرد پهلوانان در كشتى گيله‌مردى آدابى خاص دارد . عكس صحنه‌اى از آغاز اين نبرد است . متقابلا دو كف دست را بر هم مىكوبد و به اين ترتيب آمادگى خود را براى زورآزمائى اعلام مىدارد . دو هماورد قبل از شروع به كشتى در مقابل يكديگر قدم مىزنند ، چرخ مىزنند ، جست‌وخيز مىكنند ، سينه و بازو مىگيرند ، سپس در مقابل هم مىايستند ؛ صداهائى نامفهوم از حنجره بيرون مىآورند و سرانجام كشتى را آغاز مىكنند . كشتىگيران در انتخاب طرف مقابل خود و نيز در رد و قبول دعوت به نبرد آزاد هستند . وزن كشتىگيران نيز آنگونه كه امروز در ورزش كشتى ميزان مقابلهء قهرمانان است ، در كشتى گيله‌مردى مورد توجه نيست . همچنين مبارزهء دو كشتىگير مدت و زمان محدودى ندارد و اگر زياد طول بكشد ، يك نفر از كشتىگيران بزرگتر ميانجى مىشود و آنها را از هم جدا مىكند تا پس از مدتى استراحت دوباره به كشتى بپردازند . دو حريف قبل از آن كه گلاويز شوند با مشت و ضربه زدن با پشت دست مقابله مىكنند و در اين مورد هيچ محدوديتى ندارند و در صورتى كه به يكى از دو حريف صدمه‌اى وارد شود ، ديگرى مسئول نيست و خلافى برايش محسوب نمىشود . پايان كشتى وقتى است كه يكى از دو طرف جز كف پا نقطهء ديگرى از بدنش با زمين تماس پيدا كند و در اين صورت شكست خورده است . پهلوان پيروز با جست‌وخيز ميدان را طى مىكند و گاهى در ميان جمعيت دوران مىزند و پول جمع مىكند و معمولا دوباره به ميدان مىآيد و حريف مىطلبد . در هر روز مسابقه ، كسى كه بر همه پيروز شده باشد پهلوان آن‌روز مىشود و در آخرين روز مسابقه قوىترين پهلوانان وارد ميدان مىشوند . نقل مطلب توصيفى زير دربارهء كشتى گيله‌مردى از مقالهء « طب سوزنى و سنت سوزن‌زنى در ايران » به قلم محمود چمنى ( مجله هنر و مردم ، شماره 131 ) ، براى ارائهء نمونه‌اى از آنچه كه توضيح داده شد ، خالى از لطف و فايده نمىنمايد : « . . . مجالس عروسى دهات گيلان تابع تشريفات خاصى است كه كشتى و بندبازى جزو آن است . كشتى سنتى گيلان روشى دارد كه با كشتى آزاد و فرنگى فرق مىكند . در كشتى ناحيه گيلان نه‌تنها مهرهء پشت بلكه فقط اگر نوك انگشت پهلوان به زمين تماس پيدا كند باخته محسوب است . بدين‌سبب اين كشتى بسيار جالب و در عين حال خطرناك است . در كشتى سنتى گيلان كه بىشباهت به كشتيهاى ممالك خاور دور نيست ، قبل از آن‌كه پهلوانان به‌هم گلاويز شوند ، مشت و پشت دست به سر و صورت يكديگر حواله مىكنند و چه بسا كه بينى يكديگر را خورد مىكنند ، يا دندان را از جا مىكنند و در پاره‌اى از كشتيها ديده شده است كه پهلوانى به زمين نقش مىبندد . نگارنده در مجلس عروسى معتبرى حضور داشتم ، كه پهلوانان نامى از نقاط مختلف شمال در آن دعوت داشتند . پس از چند كشتى جالب نوبت به دو غول نامى ، يكى از شفت به نام بابائى و ديگرى از تالش به نام اصلان رسيد . اين دو نفر دو نوبت ديگر نيز با يكديگر روبرو بودند
كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 434 | ابراهيم اصلاح عربانى