تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
دست گرفته ، هركس پيروز شود ، يك گره بر آن مىبندد . . . » . همچنين در اواخر قرن نهم هجرى ، سيد ظهير الدين مرعشى در كتاب تاريخ گيلان و ديلمستان چنين توضيح مىدهد : « . . . و چنانچه رسم مردم ديلم است كه جوانان روغن بر خود مالند و فراغت مىجويند و طعامهاى لذيذ مىنوشند ، از گوشت و روغن و عسل و مثل هذا ، تا قوى گردند و زور زياده شود تا چون با ديگرى درآويزند و كشتى گيرند ، مقاومت توانند كرد و آن را داشت مىنامند . . . » . در تاريخ خانى تأليف على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهجى آمده است : « . . . ميرزا على و اميره اسحاق از مقام معلوم سوار گشته به جايگاه معروف خورمه لات ملاقات نمودند و از كثرت خلق در آن دشت مجمع البحور گشت . . . و در آن محل بهشت - آئين كه مجلس انس انعقاد يافت و بزم صحبت آرايش پذيرفت ، ساعتى به تفرج كشتىگيران اوقات به مراد گذرانيدند . . . » از مطالبى كه جسته‌وگريخته در متون مختلف آمده است و به رعايت اختصار برخى از آنها نقل گرديد ، چنين برمىآيد كه كشتى گيلان از ديرباز در شمار تفريحات و سرگرميهاى مردم و مورد استقبال خاص و عام بوده است . نقل احسن التقاسيم ، اين خصلت مردمى كشتى گيله‌مردى را ، تا هزار سال پيش مستند مىسازد و بايد توجه داشت كه در آن تاريخ ، رسم مذكور سنتى جاافتاده و ريشه‌دار بوده و به تحقيق سابقه‌اى فراتر از آن روزگار داشته است . متون مربوط به دوره‌هاى بعد نيز ، از زمان صفويان تا عصر زند و قاجار و تا دوران معاصر ، همه از تداوم اين رسم پهلوانى در گيلان حكايت مىكنند . در پژوهشى كه به سال 1355 توسط دكتر خسرو خسروى ، دربارهء جامعه روستائى ايران انجام گرفته در مورد بازارهاى گيلان آمده است : « . . . كشتى يكى از مهمترين نمايشهائى است كه در بازار صورت مىگيرد . كشتى لازمهء بازارهاى روستائى است . اغلب در هر بازارى ميدانى براى كشتى گرفتن ديده مىشود ، براى اين كار سازمانى وجود دارد و رئيس اين سازمان ميداندار خوانده مىشود . وى كشتىگيران روستائى را از پيش به بازار دعوت مىكند تا با هم كشتى بگيرند . قهرمان كشتى جايزه‌هائى اغلب غيرنقدى ، از قبيل گاو ، اسب ، پارچه و غيره دريافت مىكند . كشتى با ساز و نقاره آغاز مىشود . براى تماشاى كشتى جمعيت زيادى از روستائيان كه كارى به دادوستد ندارند ، به بازار مىآيند . . . » . تماشاى مسابقات كشتى هنوز هم در شمار تفريحات عامهء مردم و رسمهاى سنتى و نمايشى گيلان است و در هفته‌بازارها و در مراسم عروسيهاى سنتى كه در روستاها و شهرهاى كوچك برگزار مىشود ، تماشاگران بسيارى را به سوى خود مىكشاند . كشتى گيله‌مردى همانند ساير انواع كشتى مراتبى دارد و داراى فنون و قوانين خاص و آداب و رسمهائى است . تازه‌كاران را « نوچه » و به اصطلاح محلى « تنگوله » مىنامند و كشتىگيران ميدان‌ديده و كارآزموده را « پهلوان » خطاب مىكنند و در هر محله و روستا نيز يكى از پهلوانان پيش‌كسوت ، عنوان « سرپهلوان » دارد . اين سلسله‌مراتب همان سازمانى است كه در مطلب مذكور در بالا از آن ياد شده است و سرپهلوان همان است كه در آن متن « ميداندار » خوانده شد و « سركشتى » نيز ناميده مىشود . برگزارى كشتى روز و زمان خاص و معينى ندارد . معمولا كشتىگيران هر محل با نظر سرپهلوان ، تصميم به زورآزمائى مىگيرند و در اين صورت به شهرها و آباديهاى اطراف خبر مىدهند و كشتىگيران آن نقاط را براى انجام مسابقه دعوت مىكنند . در سالهاى پيش اعلام خبر برگزارى مسابقات كشتى با فرستادن پيك به نقاط دور تر و جار زدن انجام مىشد و امروزه به تناسب امكانات از شيوه‌هاى جديد مانند چاپ و توزيع آگهى نيز استفاده مىشود . ميدان مصاف پهلوانان فضاى وسيعى است كه در كنار اغلب روستاها و شهرهاى كوچك گيلان وجود دارد و « سبزه‌ميدان » و « سيمبر » نيز ناميده مىشود . ( واژه سيمبر به معنى ميدان كشتى و رسم ساز و نقاره زدن در ترانه گيلكى جمعه‌بازار جهانگير سرتيپ‌پور آمده است . ) اين ميدانها محل برگزارى انواع نمايشهاى ميدانى ديگر مانند ورزا جنگ و بندبازى نيز مىباشد و در برخى نقاط بازارهاى هفتگى نيز در كنار همين ميدانها تشكيل مىشود . در جشنها و مراسمى مانند علم واچينى كوهستان ، كشتى در ميدانگاهى كنار امامزاده روستا انجام مىشود و در عروسيها حياط و يا فضاى جلوى خانهء داماد محل مصاف كشتىگيران است . مسابقات كشتى چند روز طول مىكشد و اگر در محل ، بازار هفتگى داشته باشند ، زمان مسابقه را طورى تنظيم مىكنند كه روز آخر آن با روزبازار همزمان شود . شروع كشتى در هرروز با صداى ساز و نقاره همراه است كه در واقع اعلام شروع كار مىباشد . روزهاى اول ، كشتىگيران تازه‌كار ( تنگوله‌ها ) به زورآزمائى مىپردازند و پس از آن پهلوانان وارد ميدان مىشوند و آخرين روز به نبرد قوىترين كشتىگيران اختصاص دارد . مراسم آغاز مسابقات كشتى گيله‌مردى بسيار زيبا و ديدنى است . صداى ساز و نقاره همهء اهالى محل را خبر مىكند و جمعيت بسيارى دور ميدان كشتى گرد مىآيند . كشتىگيران هر محل در قسمتى از ميدان در كنار هم قرار مىگيرند . ابتدا پهلوانان ميزبان برمىخيزند ، دور ميدان حركت مىكنند و در جلوى هر دسته از ميهمانان بنابر رسم روى زانوى چپ خم شده و سر انگشتان دست راست را به خاك مىسايند و مىبوسند و بر پيشانى مىنهند ؛ با اين كار نسبت به آنان اداى احترام مىكنند و خوشامد مىگويند و سپس به جاى خود برمىگردند . پس از آن پهلوانان مهمان ، دسته‌دسته همين كار را تكرار مىكنند و به اين ترتيب ميدان كشتى افتتاح مىشود و نبرد كشتىگيران آغاز مىگردد . مصاف كشتىگيران گيلان آغازى همانند نبرد رزم‌آوران ميدانهاى جنگ دارد . هركدام با گونه‌اى رجزخوانى و ابراز قدرت كارشان را شروع مىكنند . رجزخوانى از جمله سنتهاى كهن پهلوانى و نمايشى ايران است . نبرد پهلوانان در شاهنامه ، همه با رجزخوانى آغاز مىشود . در تعزيه‌ها مقابله دو طرف هميشه همراه با رجزخوانى است ، حتى در بندبازى معمول در گيلان نيز يالانچى - پهلوان با تقليد رجزخوانى مردم را مىخنداند و صحنهء بازى را گرم مىكند . رجزخوانى در كشتى گيله‌مردى در قالب حركات انجام مىشود ، هر كشتىگير با چرخش و جست‌وخيز و حركاتى كه چالاكى و نيرومندى او را مىنماياند و در اصطلاح كشتىگيران « فزّومما » يا « فوزوما » ناميده مىشود ، در مقابل حريف ابراز قدرت مىكند . معمولا كشتىگير از جا برمىخيزد ، در ميدان قدم مىزند و با قرار گرفتن در مقابل كشتىگيران ديگر و بر هم كوفتن دو كف دست هماورد مىطلبد ، و هركس كه در خود توان مقابله با او را ببيند ، از جا برمىخيزد و