تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
يافته است . چهار نمونه از اين نوع نقاشى را در شكلهاى 4 تا 7 مىتوان ديد « 7 » . نقاشى شكل 4 متعلق به سقف تالار خواب خانهء قديمى سيد اسماعيل حسينى ضيابرى در رشت است . اين نقش بر روى تخته‌هاى كوچك قابدار ترسيم شده و مجموع آنها هم در يك قاب بزرگ به سقف اطاق نصب گرديده است . تركيب نقش چنان‌كه از روى عكس ديده مىشود ، چند نمونه گل و بتهء مكرّر روشن و تيره مىباشد كه قطعا روغن جلاى كمون آنها را مىپوشانده است . شايد در آن زمان كه تازه بوده طراوت و صفائى داشته ، اما بديهى است كه به مرور زمان تيرگى يافته است و اينك عكس سياه - سفيدش هم نمايانگر اين تيرگى و خفتگى رنگ مىباشد . نقاشى شكل 5 متعلق به سقف تالار خواب منزل سردار معتمد در رشت است كه چهره‌هائى در ميان نقشهاى افشان ، با انواع گل و بته ، در قابهاى بيضىشكل ساخته شده‌اند . نقاشى شكل 6 متعلق به سقف تالار خواب خانهء قديمى ميرزا عيسى خان منجّم‌باشى در لنگرود است كه اينك در اختيار دبستان پرتو سابق گذارده شده و داراى نقش ترنج و سرترنج و تصاوير دو زوج دختر و پسر جوان است . نقّاشى شكل 7 رنگى مىباشد و اينك در خود بناى مخروبهء سيد اسماعيل حسينى ضيابرى وجود دارد و در حال ضايع شدن است . روى كفهء بزرگ لنگه درهاى ورودى به اطاقى كه نقاشى سقف آن با شمارهء 4 داده شده ، نقش ترنج و دو سر ترنج ديده مىشود و نقش لچكها ( نقش گوشه‌اى ) هم در چهار گوشهء كفهء در ، مزيّن است . از روى رنگ‌آميزى اين نقاشى مىتوان به چگونگى وضع رنگ‌آميزى سقف همين اطاق كه چاپ‌شدهء سياه - سفيد آن در اين بررسى ارائه شده ، پى برد .

نقاشيهاى مذهبى در گيلان

به دنبال تزئينهاى حواشى كتب نقاشىشده به وسيلهء تشعير و گل و بته‌سازى معمول قرون پيش از دوران صفويه به بعد ، اين كار به صورت روشنترى به دو شاخهء مشخص « طبيعت‌گرائى » و « سنّتى مركّب » نمودار شد . از اين دو ، يكى در كوشائى راه تقليد از طبيعت با سرمشق‌گيرى از بيگانه و ديگرى در راه حفظ اصالتها متناسب با ميزان تأثير و ارتباط ، تظاهر نمودند . اما شاخهء سنّتى تركيبى ، تا اواخر دورهء قاجار تاب آورد و به حيات خود با ضعف تدريجى ادامه داد . ( دو نمونه از اين نوع كار سنّتى را در شكلهاى 8 و 9 مىتوان ديد . ) « 8 » در شكل 8 افراسياب بر تخت نشسته دستور كشتن سياوش را داده است . شكل 9 صحنهء مبارزهء اسفنديار است كه با شمشير فرق طرف مقابل را تا كمر شكافته است . هر شيوه‌اى در نقاشى ، در طى حيات دراز يا كوتاه خود فراز و فرودى دارد كه قوت و ضعفش را در آن مىتوان تشخيص داد . فراز آن ، سعى در هنرنمائى است و فرود آن همان است كه سطحىنگرى و ناآگاهى هنرى آن را مىسازد . يك گوشه از كار تصويرى سنّتى ما ، انتخاب مضامين مذهبى ( به موازات موضوعهاى داستانى و حماسى ) است كه آن را وجههء عمل قرار داده‌اند و گرايش نقاش به آن ، علاوه بر دستيابى به كار معاش و پاسخ به تقاضاى روز از لحاظ اعتقادى نيز ، ايجاد رضايتى براى خود نقاش بوده وى را به صحنه‌آرائى واقعهء كربلا و تجسّم مصائب در عاشوراى حسينى وامىداشته است . بسيارند بقاع و تكايائى كه به اين گونه مضامين ( نه در حد فراز شيوهء كارى بلكه اكثرا در فرود آن ) به تصوير كشيده شده‌اند . بيشترين بقاع گيلان داراى چنين تصاويرى بوده‌اند . ولى اينك از همانها هم اندكى بيش بر جاى نمانده است و ديوارهاى بسيارى از بقاع ، هم‌اكنون فرسوده و خالى از اين گونه نقاشيهاست « * * » . گرچه همين نقاشيهاى باقيمانده ، از نوع بهتر نقاشيهاى سنّتى نيستند ، با اين وصف بعضا داراى ويژگيهايى از لحاظ رنگ‌آميزى و طرح و ابداع مىباشند و رعايت اصول سنّتى در آنها فراوان و بسيار جالب و چشمگير است و از جملهء آنهاست : - « بزرگنمائى شخصيتهاى برتر داستان در مجالس نقاشى از ائمهء اطهار و گاه اهل بيت و انصار » كه اين عمل ، خود سابقهء چند هزار ساله دارد . - جاسازى مضامين متن نقاشى كه مانند مايه‌هاى نقش‌افشان هنر تزئينى - سنتى ، در همهء نقاشيهاى موجود بقاع ديده مىشوند ، خود نيز سابقهء دورى دارد . - طرح هالهء علامت قداست انسانهاى برتر كه علائمى از قديم در ايران است و گاه اين هاله‌ها را به صورت شعله شمع كه پيرامونش كنگره‌دار است نقاشى كرده‌اند خاص سده‌هاى اخير دورهء اسلامى ايران است . - طرح خبث و بدطينتى اعداء كه با نگاههاى شرربار به صورت چشمان دريده و ابروان بركشيده ، نموده شده‌اند . - حركت شديد حمله‌ورى به نشانه تهوّر و قاطعيّت و نمود شجاعت و تركيب‌بنديهاى در حال سكون به نشانهء رضا و تسليم به حق از مزاياى عميق اين گونه صحنه‌پردازيهاى سخنگو مىباشد . ( تعدادى از اين صحنه‌ها را در شكلهاى 10 ، 11 و 12 مىتوان ديد . ) شكل 10 نقاشى بالاى در ورودى مرقد آقا مير شهيد ( بقعه واقع در محلهء آقا مير شهيد لاهيجان ) است كه از لحاظ تركيب و قلمزنى بسيار مطبوع و چشمگير مىباشد . اين نقاشى امضا ندارد . احيانا مبارزهء مسلم را با اهل كوفه در كوىوبرزن نشان مىدهد . نيمهء چپ اين نقش به كلى ضايع شده و نيمهء راست آن به صورت
هامش
( 7 ) . نمونه‌هاى 4 تا 6 از عكسهاى چاپ‌شده به نوع سياه - سفيد در كتاب از آستارا تا استارباد ، مجلد 1 و 2 اقتباس شده است . چون در حال حاضر اين نمونه‌ها موجود نيستند از تصاوير مزبور استفاده شد تا حدودى اسباب مزيد آشنائى به چگونگى كار نقاشى مورد ذكر باشند و نمونهء 7 كه از آن عكس رنگى گرفته شده ، اينك موجود است و نقش روى لنگه در اطاقى است كه نقاشى سقف آن در شكل 4 داده شده است . ( 8 ) . اين دو نمونه از دفتر « مجالس شاهنامه » كلالهء خاور براى مزيد آشنائى در اينجا آورده شده است . ( * * ) . نگاه كنيد به تعليقات همين بخش .